سینماسینما، فرزانه متین
اصطلاح موج نو نخستینبار در ادبیات انتقادی اوایل دهه ۱۳۵۰ در ایران بهکار رفت و برای توصیف مجموعهای از فیلمهای متفاوت و بحثبرانگیز ایرانی که در دهههای ۴۰ و ۵۰ توسط گروهی از فیلمسازان جوان و روشنفکر ساخته شده بودند، استفاده شد. فیلمسازانی همچون فرخ غفاری، ابراهیم گلستان، امیر نادری، ناصر تقوایی، سهراب شهید ثالث، بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و بهمن فرمانآرا از چهرههای شاخص این جریان بودند.
حمید نفیسی، سینمای موج نو را در تقابل با جریان مسلط آن زمان، یعنی فیلمفارسی، سینمای دگراندیش نامیده بود. بیتردید، اگر سینمای ایران به شهرتی جهانی دست یافته، بخش بزرگی از آن را باید مدیون موفقیتهای اولیه فیلمسازان موج نو دانست. پرویز جاهد درباره این جریان مینویسد:
«سینمای موج نو، پاسخی بود به ولع زیباییشناسانهی تماشاگران ایرانی که تشنهی سینمای هنری و متفاوت با محصولات عامهپسند داخلی و همتراز با نمونههای مدرن اروپایی بودند؛ سینمایی که تأثیر نئورئالیسم ایتالیایی و اگزیستانسیالیسم موج نوی فرانسه در آن آشکار بود.»
در این میان، ناصر تقوایی، فیلمسازی ۲۹ ساله و از دستیاران ابراهیم گلستان، در سال ۱۳۴۹ فیلمی ساخت با نام «آرامش در حضور دیگران»؛ اثری جسورانه که میتوان آن را یکی از سیاسیترین آثار پیش از انقلاب دانست، چراکه با نگاهی انتقادی، پروژه مدرنیزاسیون شاه را به چالش میکشید. این فیلم، تقابل میان سنت و مدرنیته را در قالبی ۹۰ دقیقهای با دقت و انسجام به تصویر میکشد.«آرامش در حضور دیگران» نخستین فیلم بلند ناصر تقوایی بود و براساس داستان کوتاهی از مجموعهی «واهمههای بینامونشان» اثر غلامحسین ساعدی ساخته شد. ویژگی ذهنی و روانکاوانهی داستان ساعدی، بهعنوان شاخصهی اصلی آن، بهخوبی در فیلم تقوایی نیز بازتاب یافته است.
فیلم داستان یک سرهنگ بازنشسته را روایت میکند که از تهران به شهرستان کوچ کرده، ازدواج مجدد کرده و حال پس از مدتی، به تهران بازگشته است. دو دختر بزرگ او، ملیحه و مهلقا، در تهران پرستار هستند. تقوایی در نخستین تجربه سینماییاش، روایتی آرام و بدون تنش بیرونی را پیش میبرد. در این روایت، سکوت نقش پررنگی دارد و بهنوعی به یک شخصیت مستقل تبدیل میشود. دوربین، مانند ناظری بیطرف، مخاطب را در خانه و میان روزمرگیها هدایت میکند. دیالوگهای فیلم آکنده از گفتارهای درونی و مالیخولیاییست، بهویژه زمانی که صدای ذهن آشفتهی سرهنگ با گامهای او در میدان نظامی همنوا میشود.
تقوایی در «آرامش در حضور دیگران» به نمایش رویاهای درهمشکستهی انسانهایی میپردازد که در خلأ عاطفی، تنهایی و انزوا، بدون هیچ افقی، بهدنبال پناهگاهی هستند. در اوج نمادهای آزادی غربی، آنچه در نهایت پیروز است، سنت است. ملیحه و مهلقا هر یک درگیر رابطههایی هستند که سرنوشتهای متفاوتی در انتظارشان است؛ یکی با خودکشی به زندگیاش پایان میدهد و دیگری ازدواج میکند. هیچ سکانس خوشبینانهای در فیلم دیده نمیشود؛ جهان فیلم تقوایی، در مواجهه با تاریکی، تلخ و گزنده است و همه شخصیتها در نهایت، تنها و مستأصل، به زندگی خود ادامه میدهند. پایان فیلم، یک تراژدی تمامعیار است.
از منظر فنی، فیلم از ساختارهای خاصی بهره میبرد. یکی از ویژگیهای بارز آن، پرهیز از استفاده از عمق میدان است؛ دوربین تنها بر یک شخصیت تمرکز دارد و سایر شخصیتها در پسزمینه محو میشوند، بازی نور و رنگ در فیلم غوغا میکند. این فیلم پس از نخستین اکران، با سانسور دولتی مواجه شد و تقوایی از همان گام نخست، طعم سانسور را چشید. فیلم بار دیگر در سال ۱۳۵۲ اکران شد، اما اینبار نیز با اعتراض صنف پرستاران، به آرشیو فیلمهای توقیفشده پیوست.
تقوایی دربارهی تأثیرپذیری خود از ابراهیم گلستان گفته بود:
««آرامش در حضور دیگران»، یک فیلم مستند نیست ولی به دلیل تاثیری که از کار با ابراهیم گلستان در «خشت و آینه» گرفته بودم، ساخت مستندی دارد. قصهی فیلم درست مانند یک ماجرای واقعی اتفاق افتاد و البته خط داستانیاش پررنگتر از «خشت و آینه» بود.»
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- «مو به مو»؛ پرویز شهبازی و خلق جهانی متفاوت در نمایش خانگی
- برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده
- افسانهای در حبس؛ سرنوشت «چریکه تارا»
- مقایسه فیلمنامه «کوچک جنگلی» تقوایی با سریال افخمی/ از پژوهشِ روایتمحور تا روایتِ موردپسند صداوسیما
- در ژرفای اندیشهها و آرمانهای ناصرتقوایی/ برای رسم عاشقکشی و مرگ خاموشِ بزرگان
- «چیزهایی که میکُشی»؛ پدرسالاری، سکوت و خشونت
- سیر تحول قهرمان و جبر محیط در سینمای ناصر تقوایی: از «صادق کرده» تا «ناخدا خورشید»
- وقتی درختان شهر در جشنواره شهر موضوعیت ندارد
- ترکیببندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی
- «ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله
- محسن امیریوسفی: آقای تقوایی عزیز! شما هنوز هم ناخدای کشتی سینمای مستقل ایران هستید
- یادبود ناصر تقوایی برگزار شد/ خالق «کاغذ بیخط» غریب بود
- سیری در سینمای ناصر تقوایی/ سفری به آبهای آنسوی کرانهی رویا
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «مرغ سحر» تصنیفی که به زمزمه جمعی بدل شد
- بحث بر سر فیلمی که نخل طلا گرفت
- واکنش نائبرییس خانه سینما به تکذیبیه قوهقضاییه
- آکادمی داوری اعلام کرد؛ ریدلی اسکات اسکار افتخاری میگیرد
- «پاستا آلفردو» از آلبانی جایزه گرفت/ «ماهی کوچولو» آماده نمایش و پخش جهانی شد
- «هوکوم»؛ وحشت و بار سنگین گذشته در جنگلهای مرطوب
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی





