سینماسینما، الناز راسخ: «ترومای سرخ» کمی به مفهوم و ترکیب این دو واژه بیاندیشیم. تروما یا شوک، آسیبی روحی است که به یکباره از طرف دیگری بر آدمی وارد می شود. شدت تاثیر این جراحت های روحی تا مدت ها در انسان باقی می ماند و در گذار از این مرحله، فرد تجربه های متفاوتی را از سر می گذراند. اما چرا سرخ؟
فیلم با مصرعی از نیما آغاز می شود. “زردها بیهوده قرمز نشده اند”. اما این زردی چیست که قرمز شدنش برای او ارزش محسوب می شود؟ و سرخی وامدار چه مفهومی است که اگر همچون پیراهنی بر تن بنشانی اش، تو را از دیگران متمایز می سازد؟ اگر زردی را استعاره ای بر زندگی بدون عشق بدانیم، بی شک عشق رنگ سرخی است که بر گونه های آن می نشیند و حلاوت و گرمایی به آن می بخشد که با بودنش هر لحظه از زندگی چون بومی است که یک نقاش مکتب امپرسیونیسم خلق کرده است.
با این تفاسیر ترومای سرخ دردش جانکاه تر و جراحتش عمیق تر خواهد بود. و این جراحت جانکاه درست در پایان است که بر آدمی همچون پیکانی فرود می آید و آغازی دیگر را برایش رقم می زند.
اسماعیل میهن دوست مخاطب را در یک سفر حجمی در خط زمان با خود همراه می کند. این سفر از یک خاطره جمعی در شهر تهران می گوید که تا همیشه تاریخ حضورش کنار تندیس میدان فردوسی حس خواهد شد. یاقوتی که ذره ذره چون آبی راه خود را در مسیر داستانی باز می یابد تا به کشف رازی منجر شود. و این راز برملا شدن جایگاه مسلخ گونه عشقی است که زن از آن بی خبر بوده و با تمام صداقت و سادگی انسان گونه اش هر سال به میعادگاه آن می رود. در این شهر قصه هر آدمی گره به عشق خورده است. عشق هم درد نان می آورد و هم درد جان. شک را در درون زنی پای ریزی می کند. مردی را به جنگ دنیا می برد تا آجر به آجر روی هم بگذارد و سرپناهی برای عشق خود سازد و یا …
قهرمان زن دست ما را می گیرد و از لایه های مختلف این شهر تو در تو عبور می دهد و در هر نقطه ای از این شهر پرده ای از جلوی چشمان ما بر می دارد. با وجود تیرگی ها رخدادها را با شعر و موسیقی به خوردمان می دهد تا مبادا ترک بردارد خاطر روشن ما!
سخن کوتاه می کنم و سوار بر ارابه ای خود را می رسانم به امامزاده ای که هرچه هست آنجاست. تمام رازها آنجا برملا خواهد شد. مکان امن و ایمن. سینه ای محبوس از حرف های ناگفته و رازهای ناشنیده. نذر عاشقی به خاک خفته و فانوس نیمه ای که کسی نمی داند زین پس روشنایی اش را کسی هست که زنده نگاه دارد؟ و یاقوت و چشمانی که باز کسی به شنیدنشان ننشست، حرف هایی که مجالی برای بازگویی نیافت و بغضی که تا همیشه در چشمان یاقوت جای گرفت.
سیلی محکمی که این حقیقت بر صورت زن بر جای می گذارد، گویی او را از خواب و خفتگی سالها می رهاند. اما در ساعات اولیه بیداری همیشه تو گنگ و گیجی و نمیدانی چه در خواب دیده ای و اکنون باید چه کنی و چه تعبیری بر آنچه که در خواب دیده ای برگزینی؟! به فال نیکش بگیری و به روشنی ها بیاندیشی و ادامه دهی یا فال بد زنی و افسرده با زخمی که بر جانت نشسته، همانجا بر تخت بمانی.
سوال ها در ذهن باقی می ماند. زن می رود. بغض جا خشک می کند. عشق تازه قوت می گیرد. رابطه ها باز تعریف می شوند. اما قضاوت گذشته در هاله ای از ابهام در اذهان ما پنهان می شود.
انسان هم وحدت ذرات است و هم کثرت حالات. اگر بخواهی می توانی این وحدت و کثرت را در کلام و نگاه تک تک آن آدم ها بیابی، اگر بخواهی!
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نگاهی به بازی محسن قصابیان در سریال «کلاغ»/ استراتژی مکث و سکوت
- نقد؛ چراغی در رهگذر تاریک و روشن سینما
- غریبههای آشنا/ تاملی بر فیلم «هارمونیهای ورکمایستر» ساخته بلا تار
- بدترین فیلمهای ۲۰۱۹، از نگاه منتقدان ورایتی
- جذاب اما نه فوقالعاده!/ نگاهی به فیلم “متری شیش و نیم”
- یک فیلم خیلی خوب ببینید/ نگاهی به فیلم «روسی»
- «اینسرت»/ رئالیسمِ تلخِ بارانی؛ نگاهی به فیلم «سرکوب»
- نمایش و نقد ۲ مستند با موضوع سوریه در کانون فیلم «سینماحقیقت»
- منطق «همه میدانند»/ نگاهی به فیلم «همه میدانند»
- نگاهی به فیلم «قسم»/ اتوبوسی به رسم قسم
- محاکمه در بیابان/ نگاهی به فیلم «قصر شیرین»
- شنیدنِ دوباره یک ترانه عاشقانه شیرین/ نگاهی به فیلم «دوباره زندگی»
- «اینسرت»/ یک فریب شیک؛ یاددداشتی بر فیلم «ایده اصلی»
- ققنوس سوخته/ نگاهی به فیلم «شعلهور»
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





