تاریخ انتشار:۱۳۹۹/۱۱/۱۳ - ۰۹:۲۶ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 149617

سینماسینما، سام بهشتی

اقتباس یک عنصر مهم و اصولی در سینما است و اگر تمیز و درست نباشد، اقتباس به کاریکاتور تبدیل می شود. یک مرز باریک هم در این میان وجود دارد که اگراقتباس بر اصل خود استوار نماند؛ به یک کپی دست چندم تبدیل می شود. محسن قرایی این بار متن کهن دورنمات را محور اصلی قصه اش قرار داده است و با ایرانیزه کردن این قصه معروف و بُردن شخصیت هایش در دل تاریخ معاصر؛ اثر سینمایی با عنوان  «بی همه چیز» ساخته است که اتفاقا بر خلاف عنوانش، همه چیز دارد؛ ارکان و اصول کنار هم به درستی چیده شدند. قصه می بینی و می شنوی؛ با یک فیلمنامه مواجه هستی که قصه دارد و این اولین اصلی است که هر کارگردان باید به آن توجه کند. فیلمساز در سومین فیلمش به یک پختگی جسورانه رسیده است، کارگردانی می کند و میزانسن ها، قاب بندی و لحن روایت و اقتباس شگفت انگیزش از رمان «ملاقات با بانوی سالخورده» مخاطبش را جادو می کند و این بسیار حائز اهمیت است که در مقام کارگردانی که در فیلمش بازیگران توانایی در اختیار دارد؛ بتواند امضای خود را تثبیت کند و ردپا باقی بگذارد.«بی همه چیز» اقتباس تمیزی است و تلنگر به موقعی به مخاطبش می زند که ما ملت زنده باد و مُرده باد هستیم. صبح فریاد می زنیم زنده باد مصدق و عصر تقاضای مرگ او را داریم. شخصیت هایی که قرایی روی کاغذ نوشته است؛ جذاب و تاثیرگذارند. امیرخان با بازی پرستویی، تداعی کننده شخصیت مالنا است اما این بار مالنا یک مرد است از دل تاریخ ایران که در عصر پهلوی قرار گرفته و این بار او تقاضای دیدار با  «بانوی سالخورده» را دارد که هدیه تهرانی آرتیست وار و ماهرانه به این بانو روح می بخشد. این فصل از بازیگری هدیه تهرانی به طرز شگفت انگیزی در تاریخ سینمای ایران خواهد ماند. فیلم تازه محسن قرایی مصداق بارز یک فیلم خوش ساخت و مهم در سینما است و «بی همه چیز» یک پرتره ماهرانه از فروپاشی اخلاقیات و انسانیت است، راوی زمان روایتش را به شصت سال پیش برده است اما حرفش، مال امروز است.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها