سینماسینما، محسن جعفری راد:
مستند مهین (ساخته محمد حسین حیدری)
مستند مهین به زعم نگارنده جزو بهترین های جشنواره محسوب می شود.برای پرهیز از کلی گویی به جزئیات هم می پردازیم. به معنای دقیق کلمه با یک مستند بازسازی شده از نوع یک داکیودرام تعلیق آور طرفیم که قواعد تاثیر بر مخاطب را به خوبی رعایت کرده است. پرداختن به چگونگی قتل های زنجیره ای توسط یک زن در قزوین که به ده سال قبل مربوط می شود،سوژه اصلی این مستند است . کارگران به قدری در بازسازی موقعیت های دلهره آور و بزنگاه های ملتهب خوب عمل کرده و از بازیگران و نابازیگران در جایگاه قاتل و اطرافیانش بهره برده که تفکیک اصل از بدل واقعا دشوار است. فیلمی که با رعایت تعادل، شخصیت ها را نه شر مطلق نشان می دهد و نه خیر مطلق بلکه نگاه خاکستری حتی به قاتل دارد و از این جهت برای سینمای داستانی ما هم نکات آموزنده ای دارد که شخصیت ها را یا سیاه نشان می دهند و یا سفید.
از لحاظ فرم بصری به تناسب موقعیت، دوربین ثابت شسته و رفته و دوربین روی دست کنترل شده ای دارد و از لحاظ تدوین هم جزو خوش ریتم ترین فیلم های جشنواره است. فیلمی که ۱۰۶ دقیقه است اما انقدر سلسله مراتب گره افکنی و گره گشایی، آن هم در یک فیلم مستند، به خوبی طراحی شده که اصلا گذر زمان را حس نمی کنیم و علاوه بر این از تصاویر آرشیوی به بهترین شکل استفاده شده است. محمد حسین حیدری نشان می دهد که می توان فیلمی در مورد یک قاتل ساخت و به جای گرفتن اقرار از او و اینکه «قاتل است یا نه؟» به واکاوی چرایی قتل و بررسی چگونگی روش بازپرس ها و کارگروه های نیروی انتظامی و آگاهی در مواجهه با یک قاتل سریالی ، می پردازد و نگاه آسیب شناسانه ای به معضلاتی مثل فقر،اعتیاد،خشونت،ازدواج زود هنگام در جامعه سنتی و عواقبش در لایه های زیرین روایت دارد.
نکته آخر اینکه در میان مستندهایی که همگی اصرار دارند از یک سبک پیروی کنند مستند مهین از معدود آثار چند سال اخیر است که کاملا به قواعد بازسازی موقعیت واقعی در دل یک فیلم مستند پایبند بوده،طوری که حتی می توان به کارگردان پیشنهاد داد که سراغ نسخه داستانی آن هم برود،انقدر که در مهندسی جزئیات عالی عمل کرده است و شخصیتی مثل مهین را طوری پروانده که حتی همدلی برانگیز ظاهر شود. به خصوص وقتی مهین در آخرین دادگاهش، پس از اعتراف به قتل هایش، با چشمان گریان ، جامعه را از پیدایش مهین های دیگری چون خویش بر حذر می دارد، و با آخرینپلان هایی که از دیوار و آسمان خاکستری زندان گرفته شده، این جمله مهین را می شنویم که تا عمق جان آدمی آن هم در جامعه ای که مهین ها در آن زندگی می کنند، نفوذ می کند: « اگر کسی را به این دنیا آوردید، حتما به او محبت کنید…»
فیلمی که تا روز چهارم هم جزو پنح فیلم منتخب تماشگران جشنواره بود و به نظر می رسد از نظر داوران هم فیلمی قابل تحسین دانسته شود. (امتیاز ۱۰ از ۱۰)
مستند حلب:صدای سکوت ساخته امیر اصانلو
مستندی که بر پایه قاب بندی های ثابت و فرمی شبیه به عکاسی از شهر جنگ زده و بحران زاده حلب ساخته شده که جزو بزرگترین شهرهای سوریه و کهن ترین شهر های خاورمیانه است. اما نه اینکه صرفا تصاویری بر پایه دقت به نقاط طلایی کادر در ترکیب بندی ، مد نظر کارگردان باشد بلکه لا به لای این تصاویر، می توان روایت او را از آسیب هایی که یک جنگ یا شورش و یا خشونت به یک شهر وارد می کنند،دست یافت. انگار کارگردان عکسی را ثبت و ضبط کرده اما به جای یک فریم ثابت، لحظات قبل و بعد عکس را هم ترسیم کرده است. هر کدام از قاب های فیلم به طور مستقل هم عکسی با ترکیب بندی مناسب هستند که حالا در یک فیلم مستند یک آلبوم اثرگذار را تشکیل داده است. از بیمارستان تا مدرسه، از جاده تا کوچه، از اماکن مذهبی تا بازار ،کارگردان یکی یکی تاثیر جنگ را به نمایش می گذارد و به جای خلق پرتره ای از یک انسان، یک پرتره از یک شهر خالی از انسان و زندگی ساخته و به کمک باند صوتی غنی فیلم، عمق فاجعه را نشان می دهد، بدون آنکه از راوی یا انسانی در قاب استفاده کند و یا اصلا دوربینش را تکان دهد که برای سلیقه کلیشه ای برخی مستندسازان و حتی برخی از همکاران ما هم می تواند مفید باشد! یک ذهنیت کلیشه ای، مستند را یا مصاحبه محور می داند و یا واجد نریشن و یا گفتگوی کارگردان با اشخاص جلوی دوربین با انبوهی زیاد از موسیقی که مانند کاغذ دیواری،سوراخ ها و لکه های دیوار را بپوشاند! در حالیکه در فیلم هایی مثل حلب،صدای سکوت نشان داده می شود که می توان ساختار شکنی کرد و یک واقعیت را با آشنایی زدایی،دراماتیزه کرد و سطح سلیقه و زیبایی شناسی و آگاهی مخاطب چه از نوع عام و چه از نوع منتقد کلیشه پردازش را ارتقا داد! شاید اگر با یک تدوین بی رحمانه رو به رو بودیم و از مدت زمان فیلم کاسته می شد، فیلم فراتر از یک کار خوب ظاهر می شد اما در شرایط کنونی هم جزو کارهایی است که نگاهی نو به جنگ دارد (امتیاز ۸ از ۱۰)
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- آخرین قاب یک کارگردان در «سینماحقیقت۱۹»/ احسان صدیقی درگذشت
- معرفی برگزیدگان نوزدهمین جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت»
- هیات داوران مسابقه ملی «سینماحقیقت» ۱۹ معرفی شدند
- نوزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت افتتاح شد
- اعلام مستندهای دو بخش از نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت»
- اعلام مستندهای راهیافته به بخش مسابقه دانشجویی «سینماحقیقت»
- سرنوشت مبهم تیم ملی فوتبال بانوان در یک مستند
- فراخوان نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» منتشر شد/ اضافه شدن ۳ بخش جدید
- با حکم رئیس سازمان سینمایی؛ محمد حمیدیمقدم دبیر جشنواره نوزدهم «سینماحقیقت» شد
- سینماحقیقت در نمایش خانگی
- معرفی داوران چند بخش از جشنواره «سینماحقیقت»
- اعلام فهرست نامزدهای بخش ملی جشنواره «سینماحقیقت»/ داوران معرفی شدند
- نمایش ۵ مستند در بخش «اساتید» جشنواره «سینماحقیقت»
- برنامه کارگاههای جشنواره «سینماحقیقت» اعلام شد
- معرفی مستندهای بلند و نیمهبلند هجدهمین جشنواره «سینماحقیقت»
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ آیا فیلمی از ایران شانس رفتن به مسابقه را دارد؟
- هجوم به یک سالن تئاتر به دلیل مطالبه مالی!
- نهمین جایزه کتاب سال سینمایی در ایستگاه پایانی
- چرا «مزرعه حیوانات» نفروخت؟
- برای آخرین بار، «مرا ببوس»
- «استخر»؛ خواستن یا نخواستن؟
- فینال جام جهانی رقیب روز یکشنبهی فیلم نولان
- «جزیره رنگین»؛ وقتی خسرو سینایی جنوب را به روایت خود میآفریند
- معمای اقتباس از «طوبا و معنای شب»
- برندا فریکر درگذشت
- جشنواره سارایوو به اصغر فرهادی جایزه افتخاری میدهد
- «وسواس»؛ روایتی از عشق که آرام، چهره خودرا گم کرد
- فوت هنرمند جوان تئاتر؛ ساینا منصف درگذشت
- برای هفتاد و نهمین دوره؛ جشنواره فیلم لوکارنو داورانش را معرفی کرد
- «اودیسه»ی نولان خوب است اما نه بیشتر!
- «بیگانه»؛ در حال و هوای آن سکوت کمیاب ساحلی
- «شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه
- «این صحنه خانه من است»؛ افسانه، حمید، تئاتر و باقی ماجرا
- موزه سینمای ایران و شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی
- «روبیک» آماده نمایش و پخش شد
- «شیفتگی»؛ پیوند کلیشهی «آدم خوبه» با عنصر وحشت
- مقایسه سه تابلو در باب دوستی در سینما و ادبیات
- فوت ستاره «پارک ژوراسیک»/ سم نیل درگذشت
- آغاز بلیتفروشی «ویکُنتِ شقه شده» و بازگشت «باخ» به عمارت نوفللوشاتو
- اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد/ «گردن»؛ تجربهای اکسپریمنتال با محوریت بدن و حرکت
- جبر جغرافیا/ کالبدشکافی روح مکان در «شهر خدا»
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟
- درباره نمایشنامه «حسین شهید»/ نامهای سرگشاده
- «گرما»؛ فیلمی درباره اضطراب قتل غیرعمد
- سه جایزه آمریکایی به فیلم ایرانی رسید





