سینماسینما، زهرا مشتاق
نغمه های عرب (Arab Blues) ؛ ساده، روان، بامزه. قصه فیلم در تونس می گذرد. تونس بعد از بهار عربی. بهارهای ناموفقی که ظاهرا هیچ تاثیری بر فرهنگ و رشد شخصیتی و فکری مردمان خود نداشته است.
سلما یک روانکاو است که بعد از سالیان دراز به کشوری که در کودکی آن را ترک کرده بازمی گردد تا یک مطب دایر کند. اما از نگاه دیگران او بیشتر یک فرانسوی است تا تونسی. فرانسوی است چون به اندازه آنها با محیط پر هرج و مرج سازگاری و انس ندارد. چون زندگی در یک فرهنگ و کشور متمدن بیش از هر چیز به او روحیه پرسش گری بخشیده است. او در جامعه ای که موطنش بوده، غریبه به نظر می رسد. چون این اندازه از مماشات و سهل انگاری را درک نمی کند. او وارد جامعه ای شده که به شکلی کلی مایل به تغییر است، اما به نظر نمی رسد تلاشی در این زمینه داشته باشند. خیلی چیزها باری به هر جهت است. مثلا سلما دست دایی اش پولی داده که برایش یک اتومبیل بخرد. ولی وقتی برای تحویل ماشین می رود، با یک وانت مانند درب و داغون مواجه می شود و هر چه با فروشنده صحبت می کند، انگار آن شخص اصلا نه متوجه است و نه برایش فرقی می کند. بقیه پول را می گیرد و خیلی خونسرد می رود.
نغمه های عرب انباشته از مواجهه های این چنینی است. مثلا در سالن آرایشگاه، وقتی در مورد کار خود با مدیر سالن صحبت می کند، او پیشنهاد می دهد بابت معرفی هر بیمار درصد بگیرد و سلما را واقعا کفری و شگفت زده می کند. اما در نهایت سلما با صفی دراز از مراجعه کننده رو به رو می شود. کسانی که می شود گفت درک روشنی از حرفه و کار یک روانکاو ندارند، ولی در عین حال می خواهند در یک رویدادی که به نظرشان مدرن و تازه به نظر می رسد؛ شرکت کنند. حساب پولشان را دارند و می خواهند زود و خوب هم نتیجه بگیرند. اما قوانینی که انگار هیچ کار مفیدی، جز دست و پا گیر بودن ندارند، به سراغ سلما هم می آیند. پلیس هایی که های دهان سلما حتی اگر چیزی بودار خورده باشد؛ آنها را حالی به حالی می کند و بعد همین پلیس ها به شکل مسخره ای موی دماغ سلما می شوند تا در این مسیر سیستم فلج و فشل اداری به سخره گرفته شود. رفت و آمد مدام سلما در اداره بهداشت تصویری از یک جامعه رها شده و کاملا بی مسئولیت است که هیچ چیز و هیچ کس در جای خود قرار ندارد. ارباب رجوع از کمترین حقوق ممکن برخوردار است. عمر و زمان و تلاش او بی معنا است. اما کارمندی که در حال خوردن غذای ظهرش است، می تواند هر چقدر که بخواهد کش دهد و وقت گذرانی کند. سلما در هر بار مراجعه به اداره بهداشت کنار ارباب رجوع مردی می نشیند که انتظار طولانی موجب شده خوابش ببرد. کارمند زن با بی خیالی تمام کشوی میزش را باز می کند و یک بغل لباس زیر زنانه در می آورد و از سلما می خواهد که چیزی خرید کند. سلما حیرت زده، حتی توانی برای گفتن هیچ کلمه ای ندارد. منشا تعجب او آگاهی است. زندگی در کشوری آزاد و متمدن است که اکنون او را چه بخواهد و چه نخواهد، دچار مقایسه می کند و همین است که او را به تحصن وامی دارد. یک تحصن موثر. وقتی به صدور مجوز مطب او توجهی نمی شود و اصلا در بوروکراسی اداری گم می شود و شخص کارمند زن به جای اموری که در وظیفه اش است به کارهای دیگری مثل سبزی پاک کردن در وقت و میز اداری مشغول می شود؛ سلما هم بیماران خود را در همان وانت قراضه پذیرش می کند. پرده ها را می کشد تا در همان خلوت کوچک بیماران خود را ملاقات و درمان کند و بازهم پلیس های وظیفه شناس از راه می رسند تا بدانند پشت پرده های کشیده شده چه فسق و فجوری در حال اتفاق است! اما در نهایت همین تحصن مثبت مقابل وزارت بهداشت، منجر به صدور مجوز مطب می شود و سلما با لبخندی رضایت آمیز راهی طبقه بالای خانه دایی جان و مطبش می شود.
در همین مسیر است که با دختردایی جوان او آشنا می شویم. دختری که نمی خواهد تسلیم جامعه قدیمی و نگاه سنتی خانواده خود و مردم باشد. او لباس امروزی به تن دارد اما سرش را با مقنعه ای سفت و سخت پوشانده است. وقتی سلما به او اعتراض می کند و مقنعه اش را بر می دارد با انبوهی از موی کوتاه و آبی صورتی رو به رو می شویم. او فقط به این دلیل حجاب رعایت می کند تا خانواده اش نبینند با موهایش چه کرده. او ازدواجی صوری ترتیب می دهد تا از شر تنگناها خلاص شود. آمال او فرانسه است. بی آنکه بداند یا حتی فهم کند که زندگی در یک کشور آزاد و مدرن نیز قواعد خاص خودش را دارد. فیلم جامعه مایل به عبوری را نشان می دهد که هنوز تا دموکراسی و رشد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فاصله ای بسیار زیاد دارد. کشوری که حتی بهار عربی هم نتوانسته اتفاقی عمیق و ریشه دار در آن ایجاد کند.
نغمه های عرب با بازی بسیار روان گلشیفته فراهانی موفق به دریافت جایزه ویژه فیلم منتخب تماشاگران در جشنواره ونیز شد.
فیلمی به کارگردانی مانل لبیدی لابه، کارگردان زن فرانسوی تونسی که موفق به تصویر قصه ای ساده می شود؛ با زبانی که گاه به شوخی و کمدی تبدیل می شود
فیلمی با بازی هشام یعقوبی، ماجد مستورا و رمله عیاری.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- درباره بازیگران زن مولف سینمای ایران/ ترانه علیدوستی؛ آخرین بازیگر زن مولف
- «آلفا»؛ فیلمی ناامیدکننده از دو زاویه
- سهم سینمای ایران از اکران در غرب؛ فقط فیلمهای زیرزمینی
- با دلایل اعلام نشده؛ پروژه دیزنی درباره ایران متوقف شد
- مهرداد فرید : مسئولان آستان قدس می گفتند که چرا ازخواهر گلشیفته استفاده کرده اید؟
- داوران جشنواره برلین معرفی شدند/ گلشیفته فراهانی در لیست
- تاریخ فراموش نمیکند، شما هم فراموش نکنید/ درباره گلشیفته فراهانی و کنایههای مجددش به اصغر فرهادی
- آیا اظهار نظر وزیر ارشاد درباره ریحانه پارسا و گشت ارشاد، مشکلات بقیه فیلمها را هم حل میکند؟
- خسرو معصومی: عملکرد شورای پروانه ساخت سلیقهای است
- ویدئویی از مصاحبه با بهزاد فراهانی برگرفته از تاریخ شفاهی موزه سینما
- دروغ گفتن یا دروغ نگفتن، مسئله تنها این نیست/ نگاهی به «جدایی نادر از سیمین»؛ به مناسبت دهمین سالِ اکرانش
- ماجرای عجیب خود آزاری مدیران تلویزیون
- پروژه جدید گلشیفته فراهانی/ ایفای نقش یک مهاجر سوری
- کوتاه درباره فیلم «نجات» ساخته سم هارگریو/ بازیهای رایانهای در سینما
- تریلر فیلم Extraction با بازی گلشیفته فراهانی منتشر شد + ویدئو
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «قاعده بازی» حاوی بازیهای پست مدرنیستی است
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
آخرین ها
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است
- ژیل ژاکوب در ۹۶ سالگی آخرین کتابش را منتشر خواهد کرد
- «ناگهان»؛ فیلم موفق فرانسوی از کارگردانی ژاپنی
- «البنات» به تونس میرود
- نگاهی به بازیگری فائقه آتشین/ خانم سوپر استار
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- صدور پروانه ساخت ۶ فیلم سینمایی/ قرارداد اکران ۴ فیلم جدید
- با معرفی برگزیدگان سی و دومین دوره؛ جایزه قلب سارایوو به فیلم اتریشی رسید
- اسماعیل همتی درگذشت
- «کوچ اجباری» به پرتغال رفت
- آغاز اجرای «مادرکیو» از ۲۲ شهریور/ تئاتر-ارکسترال «آرش» روی صحنه میرود
- داوری سجاد شاهحاتمی در جشنواره یونانی
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- «استخر»؛ روایتی درام در پوستهای سورئال با درونمایه فلسفی
- سیودومین جشنواره فیلم سارایوو؛ نشان افتخاری به اصغر فرهادی اهدا شد
- واکنش کانون کارگردانان سینما به مصوبه مجلس؛ سینما به امنیت اندیشه و امکان آفرینش آزاد هنری نیاز دارد
- اکران مردمی سریال کوری / گزارش تصویری
- بیانیه خانه سینما درباره مصوبه اخیر مجلس؛ جرم انگاریِ بدیهیترین حقوق هنرمندان!





