سینماسینما، سیدمحمد حسینی
در باغِ شیداییِ علی حاتمی باید مکث کرد؛ جایی که عطرِ ادب و وارستگی، موسیقیِ کلام، لطافتِ آیین و آراستگیِ پوشش و فرهنگ، تنها زیباییِ ظاهرِ جهان نیستند؛ هرکدام روزنهایاند به باطنِ آن.
حاتمی ایران را فقط موضوعِ فیلمهایش نکرد؛ ایران را به شیوهای برای دیدن تبدیل کرد. در جهان او، خانه فقط خانه نیست، لباس فقط لباس نیست، سفره فقط سفره نیست و کلمه فقط وسیلهی گفتوگو نیست. هر چیز، نشانی از جهانی بزرگتر با خود دارد؛ جهانی که فرهنگ، خاطره، هنر و شیوهی زیستن در آن از یکدیگر جدا نیستند.
برای همین، جزئیات در سینمای او حاشیه نیستند؛ در متناند. حاتمی جزئیات را چنان در میزانسن مینشاند که دیدهشدنشان بخشی از معنای تصویر میشود. در «مادر»، خانهی قدیمی، حوض، ایوان، اتاقها و سفره فقط اجزای صحنه نیستند؛ حافظه و مناسباتِ یک خانواده را در خود نگه میدارند. خانه آرامآرام از یک مکان به بخشی از جانِ آدمهایش بدل میشود.
در «دلشدگان» نیز موسیقی صرفاً صدای فیلم نیست؛ با معماری، لباس، زبان و زندگیِ اهل هنر درهم میآمیزد و جهانِ تاریخی و فرهنگیِ اثر را میسازد. موسیقی شنیده نمیشود تا فقط حالوهوایی بیافریند؛ خودِ فرهنگ را به گوش میرساند.
از همینجا باید اهمیتِ مکث را در سینمای حاتمی فهمید. تصویرهای او یکباره تمام نمیشوند. باید درنگ کرد، دقیق شد و از روزنهی جزئیات، نقبی به معنای پنهانِ تصویر زد؛ از یک معماری به حافظه، از یک لباس به فرهنگ، از یک سفره به آیین، و از یک کلمه به جهانِ آدمی.
در این سینما، فرم و معنا دو امرِ جدا از هم نیستند. معنا پس از تصویر به آن افزوده نمیشود؛ در خودِ تصویر شکل میگیرد: در ترکیببندی، در معماریِ قاب، در آهنگِ جمله، در سکوت، در لباس و در شیوهی حضورِ آدمها.
شاید از همین منظر بتوان لقبِ «سعدیِ سینمای ایران» را دربارهی حاتمی دقیقتر فهمید؛ نه فقط به سبب زبانِ شاعرانه و آهنگینش، و نه تنها برای آمیختنِ ادبیات و تصویر، بلکه به سببِ همان نسبتی که میان فرم و معنا برقرار میکند.
در جهانِ سعدی و حافظ، فرم و معنا دو همسایهی دور از هم نیستند؛ دیوار به دیوارند، در کنار یکدیگر زندگی میکنند و گاه در یک بیت به دیدار هم میروند. موسیقیِ کلام از معنا جدا نیست؛ زیباییِ بیان، راهی به سوی معناست.
در سینمای حاتمی نیز کلمه فقط نمیگوید؛ آهنگِ گفتنش نیز معنا میسازد. تصویر فقط نشان نمیدهد؛ جایگاهش در قاب و نسبتش با دیگر عناصر، معنای آن را کامل میکند. معماری فقط مکان نیست؛ حافظه است. جزئیات فقط دیده نمیشوند؛ درک میشوند.
از اینجاست که ایران در سینمای حاتمی، از یک مضمون فراتر میرود. هویتِ ملی در آثارش نه یک شعار، که در تار و پودِ میزانسن، معماری، آیین، زبان و جزئیات تنیده بود. او ایران را فقط در آنچه روایت میکرد حاضر نمیکرد؛ در چگونگیِ روایت کردن نیز به آن شکل میداد.
حتی ترکیببندیِ قاب میتوانست با حافظهی بصریِ ایران نسبت پیدا کند. حاتمی دربارهی این انتخاب گفته بود:
«خط فارسی از سمت راست شروع میشود، بنابراین من کمپوزیسیون خود را بر این اصل هنر ایرانی بنا مینهادم؛ یعنی سنگینی کادر را میگذارم به طرف راست.»
این نگاه به ترکیببندی در منابع مختلف دربارهی زیباییشناسی حاتمی نیز نقل شده و به نسبت میان خط فارسی و نقطهی ثقل قاب در آثار او اشاره شده است.
اینجا، ایران دیگر فقط چیزی نیست که در قاب دیده میشود؛ در چگونگیِ ساخته شدنِ قاب نیز حضور دارد.
از این منظر، معماری، زبان، موسیقی، لباس و آیین در سینمای حاتمی عناصر جدا از هم نیستند؛ هرکدام به دیگری راه دارند و از کنار هم، تصویرِ یک فرهنگ را میسازند.
و آیین، یکی از همین رشتههای درهمتنیده است.
در فرهنگ ایرانی، آیین همیشه تنها مناسک نبوده؛ با شعر و نگارگری، معماری و موسیقی، پوشش و آدابِ زندگی درآمیخته و گاه امرِ هنری و امرِ الهی را در یک جهان واحد گرد آورده است.
شاید آنقدر از کهنبودنِ آیینها فاصله گرفتهایم که پیوند دیرینهی آنها با هنر و فرهنگ را از یاد بردهایم؛ و آنقدر صورتهای افراطی و خشونتآمیز را به جای تمامِ دین نشاندهایم که از روحِ معنویِ فرهنگِ اصیلِ ایرانی دور ماندهایم.
حاتمی در این میان، دینِ زیسته و مردمی را در برابر مدرنیته یا نگاهِ روشنفکرانهی تحقیرآمیز قرار نمیدهد؛ آن را جزئی از بافتِ فرهنگیِ ایران میبیند.
«سوتهدلان» یکی از روشنترین نمونههاست. «بسمالله»، روضه، زیارت، امامزاده داوود، دعا و زبانِ مذهبی، عناصرِ افزوده برای ساختنِ یک فضای سنتی نیستند؛ در تار و پودِ زندگیِ انسانها در جهانِ فیلم حضور دارند.
حاتمی حتی دربارهی دغدغهی آغاز فیلم با «نام و ذکر خدا» سخن گفته بود؛ و همین نگاه را میتوان در آرزوی دیرینهاش برای ساخت فیلمی دربارهی پیامبر اسلام و نگارشِ فیلمنامهی «آخرین پیامبر» نیز دنبال کرد؛ فیلمی که فرصت ساختنش را پیدا نکرد.
در «مادر» نیز سفره، دعا، مرگ، حرمت و خانواده در کنار یکدیگر قرار میگیرند و بخشی از همان جهان فرهنگی را میسازند. باور دینی از زندگی جدا نمیشود تا به موضوعی بیرونی برای داوری بدل شود؛ در خودِ زندگی حضور دارد.
اینجاست که ایران و ایمان در سینمای حاتمی به دو مفهومِ جدا از هم تبدیل نمیشوند؛ به یاریِ یکدیگر، تصویری از یک فرهنگ میسازند؛ همچون تار و پودِ فرشی که هر رشته، نقشِ رشتهی دیگر را کامل میکند.
در جهانِ پُرظرافتِ سینمای او، ایمان و باور دینی، چیزی بیرون از فرهنگ نیست؛ همانگونه که معماری از حافظه، موسیقی از تاریخ، و کلام از معنا جدا نیست. حاتمی این پیوندها را به یکدیگر بازمیشناساند و از کنار هم، تصویری از ایرانی میسازد که زیبایی در آن فقط دیده نمیشود؛ حاملِ حافظه، معنا و معنویت است.
شاید از همینجاست که سینمای او هنوز نیازمندِ مکث است؛ زیرا آنچه حاتمی به تصویر کشید، صرفاً گذشتهی ایران نبود، بلکه شیوهای از دیدنِ آن بود: دیدنی که در آن، جزئیات به معنا راه میبرند، فرم به فرهنگ میرسد و زیبایی، روزنهای به روحِ یک سرزمین میشود.
حاتمی ایران را به یاد نیاورد؛ آن را دوباره به یادِ ما آورد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- اکران و نقد «مادر» در سینما اندیشه
- ویژگیهای تفکری که سینما را از بنبست و سکون نجات داد
- لیلا حاتمی در ۵سالگی خیابانهای تهران را خلوت کرد!
- سینمای ملی ایران را تعریف کنید و شکل آن را بکشید
- ۱۹ هنرمند زن بر اساس جمله علی حاتمی ایران را تصویر کردند
- داستان ۴۷۱۱ و فیلم «مادر» زنده یاد علی حاتمی
- همزمان با روز ملی سینما؛ پوستر فیلمهای خاطرهانگیز در موزه سینما نمایش داده میشود
- پایان ابهام انگیز یا پریشانی بی سرانجام/ نگاهی به فیلم «دوزیست»
- یکی از یادگاریهای علی حاتمی در موزه سینما/ دفترچه دیالوگهای «حاجی واشنگتن» + عکس
- حسن فتحی ، علی حاتمی و تحریف تاریخ
- گرامیداشت یاد علی حاتمی در برنامه سینماتک خانه هنرمندان/ نعمتالله: پا جای پای سنتهای فیلمسازی علی حاتمی گذاشتهایم که پیش میرویم
- مصطفی جلالی فخر : فیلم های علی حاتمی می تواند باعث جذب گردشگر به ایران شود
- علی حاتمی و ایرانِ آرمانی
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





