سینماسینما، محمد ناصریراد
دریا همیشه در سینمای ناصر تقوایی، استعارهای از سرنوشت است و در «ناخدا خورشید»، این سرنوشت چهره مییابد، زنده میشود، میجوشد و قهرمان را در بر میگیرد. اما راز اصلی فیلم در جایی نهفته است که ناخدا و خالقش، در یک مدار به هم میرسند. ناخدا خورشید، تصویر عینی ناصر تقوایی است؛ هر دو مردانی از خاک و نمک، هر دو زخمی، هر دو تنها، و هر دو ایستاده در برابر طوفانی که هرچه داشتند را گرفت، اما نامشان را بازنگرفت.
ناصر تقوایی در زیست و در فیلمش، از جنس همان قهرمانهایی بود که میدانند بهای ماندن، خاموشیست. همانگونه که ناخدا در انتهای فیلم، میان رفتن و ماندن انتخابی ندارد، تقوایی نیز در مسیر سینمای ایران، میان خلق و حذف در نوسان بود. ناخدا در دریا میجنگد و تقوایی در خشکیِ فرهنگیِ زمانهاش. یکی با موج، دیگری با نظمِ موجود. هر دو میدانند که مرگ در وفاداری، شریفتر است از زیستن در سازش.
از نگاه روانشناختی، این هر دو چهره، بازتاب یک خودِ اصیل به تعبیر اریک فروماند، انسانی که بهرغم فشار جامعه، از گریز از آزادی میپرهیزد. ناخدا میتوانست تبعیدیها را لو دهد و نجات یابد، اما انتخاب میکند که به دریا بزند و تن به طوفان بسپارد. تقوایی نیز میتوانست به سازشهای روزمرهی فرهنگی تن دهد، اما راه خلوت و سکوت را برگزید؛ همان سکوتی که از جنس عصیان است. هر دو، انسانهاییاند که مسئولیتِ خویش را میپذیرند، حتی اگر نتیجه، شکست باشد. در نگاه فروم، آزادیِ حقیقی در همین آگاهیِ تلخ نهفته است.
اما اگر از زاویه کارل گوستاو یونگ بنگریم، ناخدا خورشید و ناصر تقوایی دو مرحله از یک سفر روحیاند، سفرِ قهرمان. ناخدا، با از دست دادن یک دست، بخشی از خود را قربانی کرده تا به ناخودآگاه جمعی گام بگذارد؛ به جایی که انسان با سایهاش روبهرو میشود. تقوایی نیز، در جهان واقع، از دست قدرت و فرصت تهی شد، اما در عوض، به اسطوره درونیِ خویش دست یافت. در ناخدا، کهنالگوی مرد زخمی تجلی مییابد و در تقوایی، کهنالگوی خالق منزوی هر دو زخمخوردگانیاند که زخم را به معنا تبدیل کردند. ناخدا با مرگ، و تقوایی با سکوت، از حصارِ واقعیت گذشتند.
از منظر جامعهشناسی وِبِر، هر دو در برابر نظامی ایستادند که کار را از معنا تهی میکرد. وبر معتقد بود در جهان مدرن، عقلانیت ابزاری انسان را از ایمان تهی میکند. ناخدا و تقوایی هر دو از ایمان به کارشان دست نکشیدند. ناخدا در تندبادِ دریا و تقوایی در طوفان سازوکار فرهنگی و همین روحِ اخلاقی بود که آنان را به حاشیه راند؛ زیرا جهانِ سود و سیاست، جایی برای مؤمنان ندارد.
و شاید راز ماندگاریشان همین باشد که ناخدا مرد، اما از دریا بیرون آمد و تقوایی خاموش شد، اما از تاریخ بیرون نرفت. ناخدا خورشید، بازگشتِ لنجی است با جنازهها و تقوایی، بازگشتِ مؤلفی است با آثاری که هنوز زنده است. آنچه در دریا غرق شد، تن بود؛ و آنچه ماند معنا. هر دو، در نهایت به خورشید رسیدند.
در جهان سینمای ایران، تقوایی که دوستدارِ وطن و مردمش بود، همان ناخداییست که لنجش را به آب زد تا سینما را از رکود بیرون بکشد. اما تقدیر چنان بود که موجها بلندتر از بازوهایش شدند. با این همه، او رفت تا بماند؛ همانگونه که ناخدا رفت تا در طلوع خورشید بازگردد.
ناخدا خورشید و ناصر تقوایی، دو چهره از یک روحاند؛ یکی در قاب فیلم، دیگری در قاب تاریخ. دریا و سینما، هر دو مأوا و مقتلشان بود. هر دو در دل امواج، ایستادند و گفتند اگر انسان بایستد، حتی شکستش پیروزی است. تقوایی هرگز نرفت، چون ناخدایش نرفت و تا وقتی خورشید در خلیج همیشه فارس میتابد، لنج او هنوز بر آب است.
در پایان، ناخدا و خالقش بر یک افق ایستادهاند؛ هر دو دریا را در خود داشتند، بیکرانه، آرام و سرشار از طغیان.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- از باغ تا غیاب، خوانش هرمنوتیکی از «بدون ایرج»
- اولین نمایش نسخه مرمتشده «کاغذ بی خط» در موزه سینمای ایران
- به بهانه زادروز کیارستمی، شهیدثالث، تقوایی و پناهی؛ چهار شیوه برای دیدنِ جهان
- «روما»؛ تجربهای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه
- خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی
- نقدی بر مستند گفتوگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرترهای در فضای بسته
- برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده
- «قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازماندهی روایت
- چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- برنده شیرطلای ونیز در راه آکادمی داوری/ «زن ناشناس» نماینده دانمارک در اسکار۲۰۲۷ شد
- «کوچ اجباری» از پرتغال جایزه گرفت
- دو مستند کمتر دیدهشده از «مرتضی شاملی» در موزه سینما
- نمایش و تحلیل مستند «گلدونه، مشرحیم، صغرا و دیگران» در سینماتک خانهی هنرمندان ایران
- «صد سال به این سالها»؛ یک تایملپس سینمایی از زندگی «ایران»
- توضیحات گروه اجرایی «تهران پاریس تهران / پل» درباره حاشیهها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد





