سینماسینما، یاسمن خلیلیفرد؛
«گل سنگ» را شاید بتوان پرمخاطبترین سریال این روزهای شبکهی نمایش خانگی بهحساب آورد.
سریال آغازی کنجکاویبرانگیز دارد؛ سکانس افتتاحیهی آن فلشبک یک قتل است و با پیشرفت داستان مخاطب مدام در این تردید دست و پا میزند که آیا قاتل، ایرج است؟ پرسشی که با پیشرفت هرچه بیشتر داستان به جای نزدیکتر شدن به پاسخش از آن دورتر میشویم و این امتیاز بزرگی برای یک سریال معمایی است.
از دلایل اصلی همذاتپنداری و همراهی مخاطب با «گلسنگ»، شناخت و آشنایی ابراهیم ایرجزاد با مناسبات ارتباطی- رفتاری خانوادهای از طبقهی متوسط جامعهی امروزی است. جنس و شکل روابط، الگوهای غیرتکراری در ترسیم مناسبات فامیلی و دیالوگهای سلیس، روان و جسورانه مخاطب را با خود همراه میکنند و او را با خود میکشانند.
سریال با تقسیم درست رویدادها در هر قسمت و در نظر گرفتن نقاط عطفی درست و مناسب، فرآیندی را که از رسیدن آرامش و ثبات به بهمریختگی و فروپاشی طی میشود، پیوسته و پرقدرت به تصویر میکشد.
فیلمنامهی «گلسنگ» موفق به شکلدهی دراماتیک روابط عاطفی کاراکترها شده است، درواقع رویدادها خصوصا در قسمتهای ابتدایی سریال سرضرب اتفاق میافتند، بحران، در نقطهای درست شکل میگیرد و قصه آنقدر عجیب و متراکم نیست که همهی توان درام صرف گرهافکنی و تصادفهای داستانی شود.
شوک اصلی داستان (قتل ناخواستهی محبوبه به دست ایرج)، از تأثیرگذارترین بخشهای سریال است و مخاطب را در تعلیق نگاه میدارد که آیا ممکن است حقیقتاً چنین اتفاقی رخ داده باشد؟ یعنی واقعا محبوبه مرده است؟ و با اینکه پاسخ مثبت است خوشبختانه این غافلگیری توان کافی برای ادامهی داستان را دارد.
قسمتهای رو به پایان سریال (هنوز دو قسمت پایانی سریال را ندیدهام) البته تاحدودی دچار کشآمدگی شده است. درام به ورطهی تکرار میافتد و روایت رمق خود را از دست میدهد. هرچه میگذرد درام از مسئلهی اصلیاش بیشتر فاصله میگیرد و متن در قصهگویی دچار ضعف میشود. درواقع هیجان سرحال و موثری که درام را سرپا نگه داشته بود قسمت به قسمت رنگ میبازد و سریال در قسمتهای رو به پایانش تماشاگر را برای پذیرش منطق روایی خود قانع نمیکند. با اینحال گره اصلی داستان و موانعی که در هر قسمت پیش میآیند تماشاگر را ترغیب به تماشای قسمت بعدی میکند تا گرهها گشوده شوند.
از وجوه جذابیت فیلمنامه، تو در تویی روابط میان کاراکترهاست. عشق مشترک دو خواهر به پسرخالهای که درنهایت با هیچکدام از آنها وصلت نکرده است؛ حسادت ایرج به فرامرز (که منجر به بروز فاجعه میشود)، رابطهی نامشروع ایرج با زن بدکارهی ساکن پیشین آپارتمان که آتش کشمکشها را برمیافروزد، همه و همه به وجه شخصیتمحور سریال عمق میبخشند و به طرز متناسبی هم جلو میروند. البته مرگ زودهنگام فرامرز و کم پرداخته شدن به عشق قدیمی محبوبه و فرامرز و اختلاف سنی فاحش مهناز و فرامرز میتوانند هریک باورپذیر از آب درآمدن این مناسبات را دچار نقصان کنند اما با این حال روایت روان و پیوستهی داستان کار را در امتداد مسیری هموار پیش میبرد. همچنین نگاه جزئینگرانهی کارگردان به خصوصیات فردی هر کاراکتر خود از ویژگیهای مثبت «گل سنگ» است. نوع نگاه، رفتار، حرکت و اندیشهی کاراکترها ظرایفی هستند که جزئیات زندگی انتخابشده برای بستر داستان را به درستی بازنمایی میکنند.
«گل سنگ» کارگردانی خوب و حسابشدهای دارد و در اجرا تاحدودی جلوتر از داستان و محتوا پیش میرود و پیداست فیلمسازی سرحال و جستجوگر را در پشت دوربین داشته است که اهمیت قابلاعتنایی به میزانسنهای درست و تنوع زوایای دوربین میدهد و بازیهایی روان و بهاندازه از بازیگرانش میگیرد.
همچنین آمیزش ژانر جنایی با درامی خانوادگی در بستر اثر به درستی به بار نشسته و هیچیک از این دو ژانر سعی بر غلبه بر دیگری را ندارد.
و اما بازیگران «گلسنگ» را باید برگ برندهی سریال دانست. از مهدی حسینینیایی که نقشی کاملاً متفاوت را در جایگاه پدر یک خانواده ایفا میکند، تا مهتاب کرامتی با حضوری کوتاه اما تاثیرگذار و بازیگران جوانتر همچون الناز ملک، مهدی قربانی و فاطمه مسعودیفر که به جای تلاش برای خودنمایی در خدمت داستان بازیهایی کنترلشده و منسجم دارند.
اینکه ابراهیم ایرجزاد در جدیدترین تجربهی فیلم(سریال)سازیاش احتیاط و عافیتطلبی را کنار گذاشته و به سراغ موضوعی حساس با حال و هوایی معاصر و اجرایی نسبتاً پرکار رفته است بسیار ارزشمند است. سریالی که با چشمپوشی از برخی اشکالات ذکرشده ویترینی از امتیازات مثبت است.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «گل سنگ»؛ سریالی که قواعد نمایش خانگی را بر هم زد
- «گل سنگ»؛ زیستن در برزخ
- «گلسنگ» از چه میگوید؟/ ورود به جهانِ روحهای زخمی
- «گل سنگ» دوشنبهها میآید
- «گل سنگ» ایرجزاد؛ عاشقانهای جدید از شیدا
- در بیست و چهارمین دوره جشنواره؛ ۱۴ اثر از سینماگران ایرانی در داکا نمایش داده میشود
- «کفایت مذاکرات»؛ شوخیهای نخنما
- «محکوم»؛ آغازی برای پایان
- هفت اثر جدید در راه شبکه نمایش خانگی
- «ستاره لیلا» رونمایی شد
- «ناتور دشت»؛ یک فیلم با داستانی سرشار از تعلیق
- «رها»؛ بازگشت شکوهمند سینمای مستقل اجتماعی
- نگاهی به فیلم «هفتاد سی»/ در بستر واقعیت
- نگاهی به فیلم «باغ کیانوش»؛ پرهیز از شعارزدگی
- «شهسوار»؛ شیرین اما تلخ…
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- برای هفتاد و نهمین دوره؛ جشنواره فیلم لوکارنو داورانش را معرفی کرد
- «اودیسه»ی نولان خوب است اما نه بیشتر!
- «بیگانه»؛ در حال و هوای آن سکوت کمیاب ساحلی
- «شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه
- «این صحنه خانه من است»؛ افسانه، حمید، تئاتر و باقی ماجرا
- موزه سینمای ایران و شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی
- «روبیک» آماده نمایش و پخش شد
- «شیفتگی»؛ پیوند کلیشهی «آدم خوبه» با عنصر وحشت
- مقایسه سه تابلو در باب دوستی در سینما و ادبیات
- فوت ستاره «پارک ژوراسیک»/ سم نیل درگذشت
- آغاز بلیتفروشی «ویکُنتِ شقه شده» و بازگشت «باخ» به عمارت نوفللوشاتو
- اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد/ «گردن»؛ تجربهای اکسپریمنتال با محوریت بدن و حرکت
- جبر جغرافیا/ کالبدشکافی روح مکان در «شهر خدا»
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟
- درباره نمایشنامه «حسین شهید»/ نامهای سرگشاده
- «گرما»؛ فیلمی درباره اضطراب قتل غیرعمد
- سه جایزه آمریکایی به فیلم ایرانی رسید
- اولین نمایش نسخه مرمتشده «کاغذ بی خط» در موزه سینمای ایران
- به بهانه زادروز کیارستمی، شهیدثالث، تقوایی و پناهی؛ چهار شیوه برای دیدنِ جهان
- اثر فیلمساز ایرانی در مسابقه کوتاه ونیز ۲۰۲۶
- «بره سیاه» در کاخ هنر روی صحنه میرود
- برآورده شدن آرزوی آقای بازیگر؛ نخستین آلبوم موسیقیِ آنتونی هاپکینز منتشر میشود
- اچبیاو مکس با اختلاف در صدر؛ نامزدهای جوایز اِمی ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتگویی به بهانه جایزه گوی بلورینِ کارلووی واری؛ بازگشت ستاره فیلم کیارستمی با فیلم کارگردان تُرک
- نیلوفر حدادی درگذشت
- برای هفتادونهمین دوره برگزاری؛ جشنواره لوکارنو فیلمهای ۱۱ بخش خود را اعلام کرد
- «زنان، بدون مردان»؛ از شهرنوش پارسیپور تا شیرین نشاط
- پوستر نمایش «هنوز زندهایم؛ داستان یک زلزله» رونمایی شد
- نولان: با این فیلم مهربان باشید/ «اودیسه» در نکوهش جنگ
- «رنگها همه سیاه هستند» در کانادا





