
جواد محرمی در روزنامه جوان نوشت :
محسن امیریوسفی انبوهی از شعار سیاسی را که ریختن آن در قالب یک فیلم سینمایی کار سختی است به ضرب و زور دیالوگ به خورد فیلمش داده است. دیالوگها صرفاً میتواند برای آدمهایی که از تاریخ سیاسی معاصر سردرمی آورند تا حدودی جذاب باشد. لحن طنز فیلم هم به جذابیت آن کمک میکند. فیلمساز تلاش کرده فضای سیاسی و اجتماعی ملتهب سال ۸۸ را با دسته بندی سیاسی میان چند تیپ و نه شخصیت تبیین کند. فانتزی و طنز هم صرفا به این دلیل خود را به فیلم تحمیل کرده که ظاهراً فیلمساز توان بیان حرفها و شعارهایش را در قالب یک فیلم جدی نداشته است. سمبولیسم شاخصه دیگر فیلم است، در واقع نمادگرایی و فانتزی و طنز قرار است ضعف دراماتیک را پوشش دهد. همین هم سبب میشود که آشغالهای دوست داشتنی پس از چندسال به محاق توقیف رفتن به فیلمی عقب مانده و نخ نما تبدیل شود و تازگی زمان ساخت را نیز از دست بدهد.
نکته اینکه تماشاگر فیلمی را که به زعم فیلمساز دارد حرفهای مهمی میزند به هیچ وجه جدی نمیگیرد. پیرزنی که تنها در یک خانه زندگی میکند دچار توهم است و اتفاقا در صحنه پایانی فیلم بر این توهم بیش از پیش تأکید میشود و تکلیف تماشاگر را کاملاً مشخص میکند که همه اتفاقات از دریچه ذهن متوهم یک پیرزن ساده دل رقم خورده است، بماند که اساسا فیلم با همه شعارها و ژستهای نمادگرایانه سیاسی ابداً از یک مانیفست منسجم برخوردار نیست. معلوم است که فیلمساز خودش هم در میان شک و تردید ایدئولوژیک دست و پا میزند.
میتوان مثل همیشه این بیان الکن و پرت و پلاگویی را به گردن سانسورچیها و حتی خودسانسوری انداخت، اما واقعیت این است که آشغالهای دوست داشتنی محسن امیریوسفی از سانسور ضربه نمیخورد بلکه از انتخاب سبک نمادگرایانه و فانتزی گونه و تیپیکالی که شعار را به جای درام انتخاب کرده ضربه میخورد.
همین که فیلمساز فکر کرده بهترین راه برای بیان شعارهایش تکیه بر نمادگرایی است و ظرفیتهای درام در سینما را نادیده گرفته یعنی هسته آتشفشانی سینما را نشناخته است. سینما هنر عامه پسند است و باید وزنش را روی درام سوار کند. سینما جای شعار دادن نیست به خصوص اگر قرار است با تودههای مردم ارتباط برقرار کند و قطعا امیریوسفی به دنبال مخاطب خاص نبوده، اما سبک فیلمسازی او مخاطب عام را نیز درگیر نمیکند.
پیرزن و خانه و آدمها همه نماد چیزی هستند و تماشاگر باید قبلا اطلاعات سیاسی مکفی به ویژه درباره جریانهای سیاسی ابتدای انقلاب داشته باشد تا بتواند از دیالوگهای پرفشار فیلم سردربیاورد.
پیرزن گویا نماد ایران است که قصد دارد همه را با هم آشتی بدهد ولی معلوم نیست فیلمساز چگونه به این ذهنیت گل و بلبلی صلح کامل نائل آمده و عرصه سیاست را برچه مبنایی آنقدر لطیف دیده است. هر چند این تصویر میتواند ایدهآلیستی باشد، اما حقیقت صحنه سیاسی نمیتواند تا این اندازه ساده باشد.
جالب است که فیلمساز دقیقا معلوم نیست کجا ایستاده. آیا قرار است طرف سیما باشد؟ خود سیما دقیقا چگونه آدمی است؟ ما او را صرفا در دو صحنه از فیلم میبینیم که در رفت و آمد است. آیا قهرمان امیریوسفی این زنی است که مثلاً درحال مبارزه خیابانی است و خودش میگوید در جریان انقلاب دنباله رو شوهر مارکسیستش بوده؟ خب تکلیف این کاراکتر با تماشاگر با این پرداخت ضعیف میتواند از قبل مشخص باشد.
داستان از زوایه دید یک پیرزنِ تنها روایت میشود. شوهرمنیر خانم سالها پیش بر اثر سکته فوت کرده و پسرش امیر در جنگ شهید شده و پسر دیگرش رامین برای ادامه تحصیل به فرنگ رفته، منصور برادر منیر که یک چپ گرای انقلابی بوده در سال ۶۱ یعنی همان سال اعلام مبارزه مسلحانه برخی گروههای چپ کشته شده، اما ظاهراً در پایان فیلم معلوم میشود که خودکشی کرده، حالا ما چهار تیپ در قاب عکس داریم که با هم گفتوگو میکنند و منیر خانم میداندار این گفتوگو است.
این چهار تیپ هر کدام یک نماد هستند؛ نمادهایی از چند طبقه فرهنگی و اجتماعی که هرگز تبدیل به یک کاراکتر مستقل نمیشوند. بحث و جدلها، چون پشتوانه دراماتیک ندارند هرگز از سوی تماشاگر جدی گرفته نمیشوند و در حد یک جرو بحث بچگانه نمود مییابند. فیلم البته درگیر نوستالژیبازی هم میشود. این همانی کردن میان پیش از انقلاب و پس از انقلاب هم اگرچه با توجیه سانسور به کار رفته است، اما نمیتواند حقیقت ماجرا و تفاوت بنیادین میان این دو مقطع را جا بیندازد و برای همین در بهترین حالت صرفا خنده دار و شاید کمی خلاقانه از کار درآمده است.
اما فیلم آشغالهای دوست داشتنی از این جهت که برای مخاطب ایرانی ساخته شده و نه برای جشنوارههای خارجی میتواند قابل تحلیل باشد. اساسا نوع روایت و سبک کار فیلمساز به گونهای است که قطعا مخاطب غیرایرانی با آن ارتباط برقرار نمیکند و آن را نمیفهمد.
فیلم اگر همان سال تولید به اکران میرسید هم هیچ اتفاق خاصی نمیافتاد. تنها خاصیت این توقیف چندساله این بود که نام فیلمساز را به عنوان یک هنرمند مظلوم سرزبانها انداخت و موقعیت او را تا ریاست شورای مرکزی کانون کارگردانان سینمای ایران بالا برد، اما حالا و با اکران دیرهنگام فیلم که با حجم قابل توجهی از تبلیغات شهری نیز روبهرو شده باید فروش خوب هفته اول فیلم را نیز مدیون حاشیههای آن دانست.
توقیف چندین ساله فیلم آشغالهای دوستداشتنی بار دیگر نشان داد که مسئولان بیش از آنکه روی امنیت فرهنگی شهروندان حساس باشند با عینک سیاسی به فیلمها نگاه میکنند. فیلم محسن امیریوسفی با همه ضعفهای ساختاری و سینماییاش برای تماشاگر ایرانی و خانوادهها به مراتب نسبت به بسیاری از آثار ضدفرهنگی که حساسیت کمتری روی آنها وجود دارد فیلم بیضررتری است چراکه در آن نه از فحاشی و نزاع خانوادگی خبری است نه مقام مادر لگدمال میشود، نه از خیانت و جنایت و خشونت خبری هست و نه روی فحشای پیدا و پنهان و روابط نامشروع و تقدیس فردیت افسارگسیخته تمرکز شده است. ما فقط با یک فیلم کاملاً معمولی طرفیم که میخواهد به زعم سازندهاش مثلاً شعارهای قشنگ بدهد ولی کسی آن را جدی نمیگیرد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- واکنش فرمانآرا پس از تماشای «آشغالهای دوست داشتنی»
- در ستایش ماندن
- مستغاثی :اکران«آشغال های دوست داشتنی» خللی در روند نظام ایجاد نکرده است
- آشغال هایی که ایران آن ها را دوست دارد/نگاهی به فیلم آشغالهای دوست داشتنی
- محسن امیر یوسفی: فیلمساز توقیفی مثل زن بارداری است که اجازه وضع حمل به او نمیدهند
- دسته گل «آشغالهای دوست داشتنی» برای تحریم حوزه هنری
- مهرزاد دانش :آشغالهای دوستداشتنی را از پشت پلکهایی لبریز از اشک دیدم
- فیلم امیریوسفی یک هزارم فیلمهای انتخاباتی بعضی کاندیداها را هم نشان نمی دهد
- دولت دوازدهم کدام فیلمها را میخواهد از توقیف خارج کند؟/ اسامی فیلمهای توقیفی
- درباره امضای هرساله درخواست نمایش فیلم امیریوسفی/ بهترین سالهای زندگی او
- گفتوگو با «محسن امیریوسفی»: ناصر تقوایی شناسنامه سینمای ایران است
- جواد شمقدری: آشغالهای دوست داشتنی توانسته موقعیتی را ایجاد کند که مصداق کرسیهای ازاداندیشی مطالبه رهبر باشد
- یک عضو کمیسیون فرهنگی : هیات انتخاب باید آشغالهای دوست داشتنی را می دید/رویکرد وزارت ارشاد بایدطبق فرمایشات رهبر انقلاب در زمینه «جذب حداکثری، دفع حداقلی»باشد
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- جایزه معتبر جشنواره مونتکارلو به «یونیفرم» رسید
- «وظیفه»؛ آینهای روانکاوانه بر بحرانهای انسان معاصر
- «مایکل»، «اوپنهایمر» را پشت سر گذاشت
- «نبرد دوگل؛ نامت را مینویسم» و الگوی ساخت فیلمی درباره مصدق
- اجرای نمایش «نیمه تاریک ماه» آغاز شد/ سومین دور اجرای نمایش کودک «میخوام به دنیا بیام»
- «تلومر»؛ روایتی از فرسایش و بازآفرینی در دل بیزمانی
- فیلم کوتاه «نفر ۱۶۹» آماده نمایش شد/ فیلمبرداری «نفس کشیدن زیر آب» به پایان رسید
- چرا خودمان را مقید به قانونی کنیم که مربوط به ۴۰ سال گذشته است؟/ درباره دو قطبی خطرناک در سینمای ایران
- شصتمین جشنواره فیلم کارلووی واری؛ فیلم عباس کیارستمی نمایش داده میشود/ اهدای سه جایزه و یک تجلیل
- دعوت آکادمی داوری از ۵۲۹ هنرمند؛ ۱۱ سینماگر ایرانی عضو آکادمی اسکار میشوند
- پس از دعوت آکادمی داوری از ۵۲۹ هنرمند؛ نادر ساعیور عضویت در آکادمی اسکار را نپذیرفت
- نقدی بر فیلم «دراما»/ کالبدشکافی یک فروپاشی: معماریِ تروما و روانرنجوری مدرن
- درباره «زن و بچه»/ زنی در میانه خشم و خروش و بخشش
- داوری آزاده بیزارگیتی در جشنواره ایتالیایی
- محمود کلاری رییس هییت داورانِ جشنواره زردآلوی طلایی شد
- ابتکار کیت بلانشت برای حمایت از هنرمندان مقابل هوش مصنوعی
- دلاور دوستانیان درگذشت
- «شیفت آخر بیمارستان»؛ روایتی انسانی از جنگی که جان انسانها را هدف گرفت
- مجموعه فیلمهای استنلی کوبریک منتشر میشود
- «برای فروش» از ۱۰ تیر روی صحنه میرود
- بزرگداشت عدنان غُریفی برگزار شد؛ راوی نخل
- در بیست و هشتمین دوره برگزاری؛ «راپسودی آتلانتیک» بهترین فیلم جشنواره شانگهای شد
- «آشغالهای دوست داشتنی»؛ جنگ روایتها
- بازگشت «بامداد خمار» از ۲۲ تیر
- معرفی هییت داوران هشتاد و سومین جشنواره فیلم ونیز
- نگاهی به سریال «گل سنگ»؛ آخرین شب آرامش
- پوستر فیلم سینمایی «براسو» رونمایی شد
- شروین حاجیپور بازیگر «بن سای» شد
- جیمز باروز درگذشت
- ادیپ شاه؛ فیلم حیرت آور هوش مصنوعی از تراژدی یونانی





