در سد معبر تلاش شده است که گفتوشنودها و دیالوگها رسا و بیلکنت ادا شوند، مثل خیلی از فیلمها. این سنتی است که از تئاتر به سینما آمده است و ایرادی هم ندارد. اما وضوحِ کلامی در این فیلم و فیلمهای مشابه میتواند محل بحث باشد.
سینماسینما، افشین اشراقی: در سد معبر وقتی شخصیتها رودرروی هم قرار میگیرند۱* و لب به سخن میگشایند، امواجِ بیوقفهی آواها به گوش میرسند؛ پالوده، روان، بیهیچ خللی. چرا که همهی دیالوگها باید «خوب» شنیده شوند، واژهبهواژه، بیکموکاست. اِلّا در یک پلان. اوایل فیلم قاسم (حامد بهداد) و برادرش جلوی درِ خانه ایستادهاند و در حال گفتوگواند. ماشینی وارد کادر میشود و (در بکگراند) بینشان قرار میگیرد… مهم نیست که ورود ماشین حسابشده بوده یا اتفاقی. کارکردِ احتمالیاش هم بحث ما نیست. نکته اینجاست: همزمانیِ صدای ماشین با بخشی از گفتوگوی آندو. به صدای ماشین، نور چراغهایش را هم باید افزود. عاملِ دیگری که در حواسپرتیِ تماشاگر دخیل است. هرچند که در پلانِ یادشده ماشین وسطِ حرفِ قاسم و محسن پارازیت میآید اما باز هم بعید به نظر میرسد که تماشاگر – برای شنیدنِ آن چند واژه – گوشهایش را تیز کند.
پس این همه وسواس برای چیست؟ آن هم در فیلمی که میخواهد به واقعیت (این واژهی همیشه جدلانگیز) نزدیکتر شود و بیشتر به منطقِ دنیای عینی پایبند بماند. چه اتفاقی میافتد اگر بین صدها سطر گفتوگو چندتاییشان خوب شنیده نشوند؟ چه ایرادی دارد که شخصیتها تپق بزنند و مِنمِن کنند و بیشتر توی حرفِ همدیگر بدوند؟ البته نه اینقدر مترونومی و حسابشده. جایی از فیلم قاسم و آن دستفروشِ سمج به اوراقفروشی میروند تا موبایلِ مفقودشده را از چنگِ صاحب آنجا دربیاورد. صاحبِ اجناس بعد از رو شدنِ دستاش پیش مأمور شهرداری، آشفته میشود و خودش را به موشمردگی میزند. در این لحظه بهداد (با همان تمپوی سریعِ همیشگیاش هنگام عصبانیت و در موقعیتهای تنشآلود) از او میپرسد: «دزدی بدتره یا مالخری؟» و فروشنده هم مسلط و فوری جواب میدهد: «خُب معلومه، هر دو. » در حالی که در سرعت ادای جمله و آوایش، هیچ نشانی از حسوحالِ موقعیتی که در آن گرفتار آمده، نیست. این مسئله هنگامی که آندو در نمای دونفره و رودرروی یکدیگر ایستادهاند نیز صدق میکند و بازی با لحن و پایینآمدنِ لِولِ صدای گفتوگوهایشان نباید ما را از مسئلهی مزبور غافل کند.
حالا شیوهی ادای جملهها در صحنهی پیشین را مقایسه کنید با بازیِ محسن کیایی در همین فیلم (که البته بازیاش از این منظر خیلی کنترلشده است و تعداد پلانهایی که در آنها خلاف کلیّت فیلم عمل کرده است به انگشتان یک دست نمیرسند). برای نمونه، در صحنهی بگومگویِ قاسم و کیایی و دستفروش در ساختمان شهرداری، کیایی در واکنش به حرف دستفروش که میگوید گوشی مال خودش نیست، این سؤال را سه بار بریدهبریده تکرار میکند: «چرا حرفت رو عوض میکنی؟»
و اما اصرار بر وضوحِ کلامی و بیلکنتْ اداکردنِ گفتوشنودها و دیالوگها چه لطمهای به این فیلمِ بهخصوص زده است؟ درست است که هر فیلمی میتواند جهان خودش را بنا کند اما اینجا، بین وضعیتِ کنونیِ شخصیتها و طرزِ صحبتکردنشان تضادی آشکار هست. انگار آدمهای فیلم مال آن جاها و آن موقعیتها نیستند. آنها در متنِ جامعهای ملتهب و زندگیای نابهسامان به تصویر کشیده شدهاند. همواره گرفتاراند و با بحران دستبهگریبان. اما همچنین خوشصحبتاند و بر فنّ بیان مسلط.
۱*منظور گفتوگوهای دو نفره و چندنفره است. و نه مثلاً صحنهی پرهمهمهی گلاویزشدنِ مأموران سد معبر با دستفروشان و یا آن چند پلانی که شخصیتها با تلفن صحبت میکنند. بهطور طبیعی، در مکالمهی تلفنی (برای القای اینکه کسی آنسوی خط دارد صحبت میکند) شخصیتها کلمهها را میخورند و بعضی از جملههایشان را با وقفه تکمیل میکنند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «زن و بچه»؛ فروپاشیدن
- ۲ فیلم ایرانی در ایتالیا؛ آثار قرایی و عسگری در ونیز ۲۰۲۶ نمایش داده میشود
- در هشتاد و سومین دوره برگزاری؛ فیلمهای جشنواره ونیز با آثاری از سینماگران ایرانی اعلام شد
- حامد بهداد؛ بازیگر مولف و قائم به انرژی
- درباره «زن و بچه»/ زنی در میانه خشم و خروش و بخشش
- فیلم سینمایی «زن و بچه» به اکران آنلاین رسید
- جشنواره فیلم کن ۲۰۲۶؛ فهرست بخش کلاسیک اعلام شد/ یک فیلم ایرانی در میان آثار کوتاه
- گلایه حامد بهداد از کمیته انتخاب فیلم برای اسکار؛ سر «پیر پسر» را بریدید
- مراسم گرامیداشت روز ملی سینما برگزار شد؛ سینمای متفاوت را خفه نکنید/ صدای ما، صدای مردم است
- «زن و بچه»؛ کوچه پسکوچههای یک فیلمساز
- درباره «زن و بچه»؛ کدام زن؟! کدام بچه؟!
- «زن و بچه»؛ دوئلی تصویری با چهرههایی خیرهشده به دوربین
- «زن و بچه»؛ خیره با چشمان باز به کابوسی که زندگیات را میبلعد
- بازنمایی جامعه مردسالار در «پیر پسر» و «زن و بچه»
- بدهی ۳۵ میلیاردی سینما/ سعید روستایی فیلم جدید میسازد/ بزودی بلیت شناور اجرا خواهد شد
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم
- «ابرسواران مه رکاب» منتشر شد
- پیتر گیل درگذشت
- سه جایزه جشنواره ایتالیایی به «مرد آرام» رسید
- «بیضاییخوانی» به «اژدهاک» رسید
- در پنجاه و یکمین دوره برگزاری؛ فیلم قصیده گلمکانی در بخش کشف جشنواره تورنتو
- «نفسگیر»؛ وقتی بحران نه با ویروس که با انکار آغاز میشود
- «فراموشخانه»؛ قربانیان فراموششدهی تاریخ
- نگاهی نقادانه بر تجربه تئاتر تعاملی ایوب بختیاری/ پداگوژی روایت
- به مناسبت ۲۸ تیری که سالمرگ خسرو شکیبایی بود/ دیداری که خاطرهای ماندگار شد
- کمدی «مادرکیو» دوباره روی صحنه میرود
- «روز افشاگری»؛ وقتی اسپیلبرگ به سوی ناشناختهها بازمیگردد
- مریم همتیان درگذشت





