سینماسینما، فریبا اشوئی:
درباره قسم
قسم در یک کلام فیلم خوب وکاملی است.این فیلم دومین اثرتنابنده در مقام کارگردانی بعد ازفیلم گینس(۱۳۹۴) است.موفقیت فیلم درنگاه اول مدیون فیلمنامه آن است.استارت اولیه داستان از توصیف یک مجهول کلید می خورد.پس از این استارت است که رابطه کاراکترها یک به یک بامجهول اصلی داستان مشخص می شود.مجهولی که با ورود شخصیت های شناسنامه دار ورابطه علل ومعلولی اشان بایکدیگرو کلیت ماجرا ،کم کم هویت اصلی وضبط وربطشان با شیرازه روایت معلوم می گردد.روایت با الگویی ریتم دار برای مخاطب بازگو می شود.
ریتمی سینوسی که باطرح موضوعی معمایی آغاز وبا چینش و پرداخت فراز وفرودهای آن(تولید موضوع وبسط)در طول ۹۰ دقیقه ادامه یافته و با یک فرود غیرقابل پیش بینی به سرانجام می رسد.پی رنگ اصلی متوجه یک رویداد تلخ ،در بطن یک خانواده وارزیابی تبعات آن رویداد در احوالات آدم های مرتبط با آن است. اما ایده وپیام فیلم که در محتوای آن تنیده شده ،بر یک عبارت اخلاقی ساده “فاصله دروغ وواقعیت ناچیز است”تاکید دارد.همه آنچه را که مخاطب به عنوان اطلاعات داستان به آن نیاز دارد را تماما در دیالوگ هاوتبادلات وتقابلات شخصیت ها(اعضای خانواده)بدست می آورد.هم سفران داستان،در حقیقت کلونی همانند سازی شده از جامعه را به تصویرمی کشند.اهداف ودیدگاه شخصیت ها،در قبال موضوعی که برای آن هم قسم شده اند،عیان می شود.

خرده پی رنگ ها(رابطه رعنا ومرتضی، قهر دوبرادر بر سر مرگ یک سگ،ماجرای وارثان دیه،قانون دیه،و…) نیز ضمن قوت بخشی پی رنگ اصلی ،به عنوان پیام های انتقادی فیلم درلایه های زیرین آن هویتی پرسشگرانه می یابند ومخاطب رابه تامل ومسئولین را به چالش می کشانند.همان طور که پیشترنیز گفته شد موفقیت فیلم قسم مدیون فیلمنامه کامل آن است اما در بخش ساختارنیز این موفقیت ، با الهام از تمامیت محتوا،ادامه یافته و اندازه وشکل حرفه ای وکاملی رااز آن خودساخته است.دکوپاژ درلوکیشن معدود ومحدود،میزانسن سخت وپیچیده متعاقب آن، طراحی ریتم ،هدایت بازی ها در پلان های بالای دو نفر، نور پردازی و فیلمبرداری وبالاخره گُل تمامی این برگ های برنده ، طراحی جلوه های ویژه در خلق زیبای صحنه تصادف وسقوط اتوبوس واجرای حرفه ای فیلمبرداری در آب،همه وهمه در کنار هم، قسم را به فیلمی متفاوت ،سخت وصد البته حرفه ای وموفق بدل ساخته است.
تنابنده با قسم فرسنگ ها از جنس سینمای گینس فاصله گرفته وبه اندازه های استاندارد سینمای اجتماعی باهویت ومعنادار نزدیک تر می شود.مهناز افشار در این فیلم حضور ی موثر وشگفتی آفرین دارد . اوبه تنهایی عهده داربار عظیمی ازهویت ودرخشش فیلم است.
یادداشتی برفیلم معکوس به کارگردانی پولادکیمیایی
معکوس روایتی گسسته وچند پاره دارد.پی رنگ اصلی اش معلوم نیست . تعدد خرده پی رنگ های موازی که هیچ کدام آغاز وپایان مشخصی هم ندارد به شیرازه فیلم ضربه می زند.(قصه سالار وجدایی مادر وپدرش،قصه ندا وپیمان، قصه سالار ومرجان ، قصه سیدرضا وپیمان و…)
آدم های قصه تماما خسته اند.خسته از آنچه بوده(مخاطب از آن بی خبر است)وخسته وبی انگیزه از آنچه براحوالات فعلی شان حادث است.به عبارتی کامل تر اتمسفر قالب برفضای قصه ، اتمسفری پر از یاس وناامیدی است که سبب آن تاپایان ماجرا همین طورنامعلوم می ماند وفیلم از بیان صحیح اتفاقات، روایات وشرح آن الکن است.ساختارفیلم نیز بی ارتباط با فضای ترسیمی روایت نیست.ریتم تخت و به دور از چالش وفراز وفرود دست آورد نا خواسته ای است که فیلم به دلیل همین بلاتکلیفی های حاکم برمحتوا تاپایان برمخاطبش تحمیل می کند.عمده لوکیشن ها ی قصه در محیطی بسته، کم نور ،تاریک ویا درشب می گذرد.این انتخاب نیز از سوی کارگردانی اثر با عنایت به ابهام وناپختگی متنی که صراحت کلام ندارد، بی دلیل نیست.برگزاری مسابقات اتومبیلرانی وبهره گیری از امتیازات و حال وهوای آن، که البته آن نیز چیزی از چرایی روند داستان وضبط وربط آن نکاسته است، تنها نقطه قوت فیلم برای جذب مخاطب خاص(قشر جوان) است.پولاد کیمیایی در اولین تجربه کارگردانی اش،ازدستیابی به زبان فیلم وهنر فیلم ساختن ناتوان بوده واز این آزمون موفق بیرون نیامده است.(به جز مواردی معدود که در ادمه به آن اشاره خواهم داشت)دیالوگ ها وحال وهوای قصه اش نیز بی شباهت به حال وهوا وآدم های روایت های پدرش، مسعود کیمیایی نیست.بلاتکلیفی ومرام جویی ، همچنین شماری از نمادها؛جزو لاینفک آثار مسعود کیمیایی هستند که گویا همین ها راهم برای سرش پولادهم به ارث گذاشته باشد.(زخم مهم نیست جاشه که درد می کنه،چاقو وآب لبویی که قرمز است ومی جوشد و…).اما با این همه نقاط قوتی نیز در فیلم وجوددارند که نمی شود ساده از کنارآن عبور کرد.به عنوان مثال حضور شهرام حقیقت دوست درنقش مکمل( دوست سالار)حضوری موثر در کالبد کم جان وبی روح روایت است که باشوخ طبعی وتکه های خاصش ، فضای سرد حاکم برقصه را تاحدودی تعدیل می کند یاهمین طوربازی پیمان (علیرضا کمالی) در نماهای بسته.این موارد از موفقیت های کارگردان درگرفتن وهدایت بازی ها است.(پولاد کیمیایی باسبقه بازیگری اش در این امر موثر تر وکارآمد تر از مقوله کارگردانی عمل نموده است) .همچنین بهره گیری ازابزارهای نمادین مثل لوکیشن انبار ماشین های فرتوت واسقاطی ویا پروسه معدوم سازی .یا زندگی در میان آهن قراضه های اتوبوس از رده خارج، نمونه هایی ازدستیابی به هنر نشانه ومعنا در زبان فیلم بشمار می روند . چشم انداز کلی آن،این خواهدبود که هرکدام از این ها می توانددر نقیض آن دیگری هم عمل نماید .حضورآدم هادرمیانه گذشته ای تاریک با ساختار معیوب(قراضه ها) واز سویی دیگر چشم اندازآینده ای نامعلوم باعبور ازهمین زباله وقراضه ها،برای عبور ازسرگردانی؛ به تعبیری هر کدام، دستیابی فیلم ساز به ابزار نشانه ومعنادرهنر فیلم ارزیابی می شوند.درکنار این مواردفیلمبرداری تورج منصوری(نماهای بسته و تاریک ونور پردازی وثبت تصویر در شب) نیزاز جمله شاخص های قابل قبول فیلم بشمار می رود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- برترین بازیگران زن سال ۹۸ (۳)/ الهام کردا، مهناز افشار
- پیشنهادهایی لذتبخش
- از «قسم» تا «مطرب»/ برندگان پنجمین جشنواره فیلم های ایرانی تورنتو معرفی شدند
- دوقطبی زنان در سینمای امروز
- نگاهی به فیلم «قسم»/ اتوبوسی به رسم قسم
- درباره فیلم «قسم» ساخته محسن تنابنده/ قسم میخورم که…
- قسم؛ روایتی بدون تحریف از یک قانون شرعی
- دنیا دار مکافات است؛ نگاهی به فیلم قسم
- سخنگوی شورای صنفی خبر داد: «قسم» میآید، «متری شیش و نیم» میرود
- «قسم» محسن تنابنده پروانه نمایش گرفت
- انتشار جزییات هزینههای جشنوارهی ملی فجر + جدول
- چه کسی ضربه فنی شد؟/ نگاهی به فیلم «غلامرضا تختی»
- صحبتهای حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی در مراسم تجلی اراده ملی / وقتی میتوان از ظرفیت سینما برای پیشرفت کشور استفاده کرد
- «تجلی اراده ملی»، سی و هفتمین دفتر جشنواره فیلم فجر را بست
- نگاهی به دو فیلم «ماجرای نیمروز» و «قسم»
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





