
سپیده آرمان در ماهنامه فیلم نوشت :
ماه پیش در ادامه نمایش نسخههای ترمیم شده فیلمهای قدیمی سینمای ایران در خانه سینما، مادیان (علی ژکان) به نمایش در آمد. فیلم گذشته از زیبایی لوکیشنها و نماهایی که شرایط جوی و محدودیتهای فنی آن روزهای سینما ساختشان را دشوار میکرد، نکته مهمی را مطرح میکرد که به نظر میرسد هدف اصلی ساخت آن بوده است: خشونت علیه دختران و زنان.
رضوانه سوار بر مادیانش در یکی از روستاهای شمال به همراه برادرش رحمت راهی محل سکونت دختر نوجوانش گلبوته است که به تازگی وضع حمل کرده. در مسیر، سرگذشت خود را مرور میکنند و سالی را به خاطر میآورند که باران محصول سالانه برنجشان را از بین میبرد و رضوانه برای تامین غذا برای خود و چهار فرزندش درمانده میشود. رحمت، گلبوته دختر نوجوان خواهر را به مردی به نام قدرت که زنی نازا دارد معرفی میکند و قدرت میپذیرد که در ازای یک مادیان، با گلبوته ازدواج کند. خشونت از ابتدای فیلم چاشنی رویدادهاست. در ابتدا رضوانه را میبینیم که با خشم ناشی از فقر، کودکانش را که فرط گرسنگی بدقلقی میکنند و غذا میخواهند، با بیرحمی کتک میزند. او که بیوه است باید گوش به فرمان آقابالاسری به نام برادر که پس از پدر و شوهرش حاکم زندگی اوست باشد. رحمت با مقداری آذوقه که هفتگی به او میدهد زندگی رضوانه را در اختیار گرفته اما پس از مدتی از دادن همان اندک آذوقه هم سر باز میزند و خواهرزده نوجوانش را به قدرت که چند برابر او سن دارد پیشنهاد میدهد.
ازدواج اجباری و ازدواج کودکان که پس از گذشت چند دهه هنوز هم سوژه فیلمها میشود در مادیان حکم مبادله پایاپای کالابهکالا را دارد. در جایی از فیلم رحمت ضربالمثلی به کار میبرد با این مضمون که وقتی سالها خرج شکم مادیان (کنایه از گلبوته) میشود در جایی باید از او بهره برداری کرد. این ضربالمثل و قیاس دختر و مادیان هنوز هم در میان برخی از روستاییان مرسوم است!
یکی از صحنههای تکاندهنده فیلم جاییست که رحمت گلبوته را پس از فرار (در پی خواستگاری قدرت) پیدا میکند و در اتاقی در بسته با شلاق به جانش میافتد و پس از کتکی مفصل، او را نیمهجان رها میکند. قدرت پشیمان برمیگردد و مادیان را هم با خود میبرد. اما سرانجام گلبوته تقدیر و منطق مردسالاری را میپذیرد. پس از عقد گلبوته و قدرت، هنگامی که گلبوته پشت قدرت سوار بر اسب از رودخانه عبور میکند، در میان تلاطمهای رودخانه، او که از تکانهای شدید اسب ترسیده دستانش را دور کمر قدرت حلقه میکند و قدرت لبخندی از رضایت میزند. او چارهای جز آویختن به طناب مردسالاری ندارد و قدرت نیز طبعا احساس قدرت میکند. رحمت مادیان را حق خود میداند چون او بوده که برای گلبوته مشتری پیدا کرده است. او بهزور مادیان را از خانه رضوانه میبرد و رضوانه برای پس گرفتن مادیان در کوچههای روستا تقلا میکند. رحمت در مقابل روستاییان با شلاق به جان خواهرش میافتد و اهالی روستا رضوانه را که برای دفاع از خود و احقاق حق فریاد میزند «بیحیا» خطاب میکنند! همان تفکری که همچنان ادامه دارد و از زن میخواهد در برابر ستم مردانه صبر و سکوت پیشه کند.
پایان غمانگیز فیلم نشان میدهد که رضوانه با وجود این اعمال رحمت با نابرادرش که این همه به او و فرزندش ظلم کرده همچنان ارتباط دارد و حالا هم خوشحال و خرسند همراه او به دیدار گلبوتهای میرود که بهتازگی مادر شده است. در خانه قدرت میبینیم که همسر اول او مهربانانه پرستاری هووی جوانش را میکند و همه خوش و خرم به زندگی ادامه میدهند. از اظهارات ژکان چنین برمیآید که پایان فیلم با نیت یک «هپیاند» توسط مدیران وقت سینما به فیلمساز تحمیل شده اما همین پایان تحمیلی هم با وجود لبخند کمرنگ گلبوته روبهدوربین، بسیار تلخ و معنادار است تلختر از یک پایان تراژیک.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نسخه ویژه نابینایان «مادیان» با صدای رعنا آزادیور منتشر میشود
- «طاووس خانم و ازدواجهایش» در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه میرود
- پنج فیلمنامه پروانه ساخت سینمایی گرفتند
- چهار فیلمساز متقاضی ساخت فیلم
- روایتی از خشونت علیه زنان روی صحنه میرود
- داغها و زخمها/ درباره بیانیهی زنان سینماگر
- معراجِ «هادی»/ نگاهی به فیلم «موقعیت مهدی» به کارگردانی «هادی حجازی فر»
- سینماگران هشدار دادند: بیکاری؛ بحران سینما در سال ۱۴۰۱/ آیا مدیران جدید میخواهند سینما را از ابتدا اختراع کنند؟!
- نمایش خلوت بیهمایون / گزارش تصویری
- بازیگران جدید «اینان» جلوی دوربین رفتند
- انتخابات انجمن تهیه کننده _ کارگردانان سینما برگزار شد
- رضا کیانیان و علی مصفا با «آهو» به جشنواره فیلم فجر میروند
- پایان فیلمبرداری فیلم «آهو»
- بلاتکلیفی سریال «بازی خانه» در میان مجادله ارشاد و صداوسیما
- علی ژکان درباره واگذاری تولیدات نمایش خانگی به تلویزیون مطرح کرد/ در این زمینه سردرگمی ایجاد شده
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





