سینماسینما، حمید عبدالحسینی*
یک فیلم خوب و اساسا یک فیلمساز صاحب سبک چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ آیا پافشاری بر مولفه های شخصی در طول سالها از فیلمساز یک مولف می سازد و یا او را تبدیل به یک کارگردان محدود و محصور میکند؟ آیا موفقیت درجشنوارهها ملاک قابل تاملی و متقنی بر ارزشهای یک فیلم است؟
مواجههی منتقدان با چنین فیلم و فیلمسازی چگونه شکل می گیرد؟ آیا یک فیلم خوب نمی تواند واجد چند دیالوگ کمتر پخته شده و یا تعدادی موقعیت قوام نیافته و برخی بازی های شکل نگرفته و برخی نمادهای بیرونی و ظاهریتر باشد؟
پاسخ این پرسشها را می توان در «قهرمان» فرهادی و شکل مواجههی ما با فیلم به عنوان یک مصداق متاخر دریافت. فرهادی در «قهرمان» نیز به سیاق همهی فیلمهایش به مولفههای آشنا و دلمشغولیهایش رجعت میکند و بار دیگر کاراکترهایش را در بزنگاههایی اخلاقی و ضد آن قرار میدهد؛ آری این فیلمساز است که درامش را هرطور که میخواهد صیقل می دهد و با مجموعهای از کنشها و واکنشهای منطقی خود که ممکن است در پاره ای موارد با منطقهای بیرونی و عرفی نیز سازگار نباشد پرداخت می کند و درواقع محصول خود را همانطور که میخواهد خلق میکند.
«قهرمان» تصویری متناقض از یک قهرمان واقعی را طرح میزند و داستان چرخش موقعیت یک مرد گرفتار در حصار از حضیض به اوج و سپس بالعکس را برمبنای رفتارهای چندگانه آدم های پیرامونش از نزدیکترین کسان تا دورترین آنها در قالب مدیران زندان روایت میکند؛ بهسان همان پلههایی که رحیم در آغاز فیلم از آنها بالا میآید و خیلی زود پایین میرود. انگار ثبات حتی به اندازه چند لحظهی کوتاه نیز دست نیافتنیست.
«قهرمان» فیلم تلخ و زهرآگینیست؛ شاید تلخترین و عبوسترین فیلم فرهادی تا امروز، که حتی در شادترین لحظات قهرمانش نیز، تصویری هجوآمیز از سرخوشی را ارائه می دهد که زود رنگ می بازد. در «قهرمان» هر نوع فعلی حتی امور خیر و نیک نیز نیازمند اثبات است چراکه ممکن است هرارزشی دیری نپاید که به ضدارزش بدل شود و نکوداشت جای خود را به تقبیح و ملامت دهد و این حتی به بیرون فیلم نیز سرایت می کند و ما مخاطبان را به این پرسش وا میدارد که چرا رحیم از سکه ها می گذرد و یا چرا دختری تا این حد برایش مایه میگذارد و طرفدار اوست؟ به عبارتی ما نیز بیشترحامی ضدقهرمانهای قصهایم تا خود قهرمان.
«قهرمان» از طرفی نگاهی نقادانه به نهادهای وابسته به قدرت دارد و عملکرد دوگانه و منفعتطلبانهی آنها را به چالش میکشد. عملکرد دوگانهای که رحیم آرام را در آنارشیسم جامعهی پیرامونش به فردی مهاجم بدل میکند و او را تا سرحد رفتارهایی چون کوبیدن درِ اتاق و یا درگیری با مسئول زندان و یا طلبکارش سوق میدهد. فرهادی با خودخواستگی برآمده از محیط، هرچه می چیند نتیجهای جز التهاب و بغرنج شدن شرایط به همراه ندارد و به پایانی محتوم منتج میشود و سر آخر گویا قائل شدن تفاوت بین زندگی درحصار و بیرون آن بیمعنیست، پس قهرمان، قهرمانشدن برای پسرش را بر قهرمان شدن برای مردم و حتی خود ارجح قلمداد می کند. اینجا نیز بازیگران چه در انتخاب و چه در هدایت نقشی تعیینکننده و پیشبرنده در شکلدهی جهان فیلم برعهده دارند و شیوهی متمایز فرهادی را در آشناییزدایی و کار منحصر به فردش در به باور نشاندن مخاطبین بازگو می کند و در این میان امیر جدیدی نمونه و مثالزدنیست. جدیدی به مانند یک تراز و دماسنج عمل می کند و ریتم فیلم را با ضرباهنگ بازی خود و حفظ یکدستی و تداوم حسیاش تنظیم میکند و پرسونایی جذاب و دنبالکننده را برای مخاطب در هر کجای جهان میآفریند. البته که فیلمبرداری کاملا در خدمت فیلم محمد قاضی و مونتاژ بیبدیل هایده صفییاری سهم غیرقابل انکاری در شکلدهی تشخص بصری و طرح مورد نظر فرهادی برای فرم سینمایی«قهرمان» دارند.
*نویسنده و کارگردان
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- سیودومین جشنواره فیلم سارایوو؛ نشان افتخاری به اصغر فرهادی اهدا شد
- بازگشت به زبان مادری؛ فیلمنامه بعدی فرهادی به زبان فارسی خواهد بود
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- جشنواره سارایوو به اصغر فرهادی جایزه افتخاری میدهد
- اصغر فرهادی در پرتغال مسترکلاس کارگردانی برگزار میکند
- ورایتی گزارش داد؛ فروش گسترده فیلم اصغر فرهادی در بازارهای جهانی
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- کن ۲۰۲۶، از پرده تا پیادهرو
- فیلم فرهادی را نپسندیدند؛ فیلم پاولیکوفسکی در صدر جدول منتقدان مجله اسکرین کن ۲۰۲۶
- «داستانهای موازی»؛ فیلمی پرتعلیق، هوشمندانه و استادانه
- جشنواره کن ۲۰۲۶؛ نظرات ضد و نقیض منتقدان درباره «داستانهای موازیِ» فرهادی
- نشست خبری «داستانهای موازی» در کن؛ فرهادی: معنای همدردی با قربانیان جنگ، نادیده گرفتن کشتهشدگان اعتراضات نیست
- «داستانهای موازی»؛ عبور فرهادی از خطوط قرمزش
- خبرهایی از «داستانهای موازی»؛ اکران فیلم فرهادی همزمان با کن/ رقابت در جشنواره سیدنی
- کن ۲۰۲۶: آخرین سنگر مؤلفان در عصر الگوریتمها
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





