سینماسینما، امین نصیری
خوشبختانه ما سینهفیلها در دورهای زندگی میکنیم که همگان از سیاستهای تاریخ مصرف گذشته و ملاحظات غیرسینمایی فستیوالها آگاه شدهاند و جوایز مانند سابق برای دوستداران سینما ارزشمند نیستند و به فیلمها اعتباری نمیدهند. آمریکاییها خوب میدانند که چه فیلمهایی را باید از حال و هوای فستیوالها دور نگه دارند و به چه فیلمهایی بها دهند. سینمای آمریکا به لحاظ مضمونی همواره معیارهای سفت و سختی داشته که لحظهای از آنها کوتاه نمیآیند؛ با مروری کوتاه بر برندگان جوایز اصلی اسکار در سالهای اخیر به راحتی میتوان نخ اتصالی این فیلمها را شناسایی کرد. آنچه در وهله اول برای گردانندگان فستیوالها اهمیت دارد حرف و محتوای(که اتفاقا محدودهی بسیار کوچکی دارد) اثر است؛ اگر آن حرفِ بخصوص باب میل آنان نباشد و ترویج و صادر کردنش را مصلحت ندانند آنوقت آن را از جوایز اصلی اسکار دور نگه میدارند تا فیلم کمتر دیده شود و یا همگان متقاعد شوند آن اثر فاقد اعتبار سینماییست. سینمای آمریکا سالها پیش سر فیلم درخشان و ماندگار پلورهوفن یعنی «دختران نمایش» (۱۹۹۵) هم همین بلا را آورد چرا که مناسبات و معیارهای همیشگی سیستم هالیوود را به شدت نقد کرده و زیر سوال برده بود. سیستمی که زنان اغلب برایش ابژههای جنسی_میل_ هستند و بعد از مصرف به یکباره کنار میگذارد و حذف میکند. «دختران نمایش» نه تنها از جوایز اصلی فستیوالهای معتبر دور نگه داشته شد بلکه جایزه تمشک طلایی به آن اهدا و مورد تمسخر هالیوود قرار گرفت و به کلی بایکوت شد. دختران نمایش سالها بعد توسط دوستداران واقعی سینما کشف شد و اکنون به عنوان یکی از بهترین فیلمهای پل ورهوفن و دههی نود آمریکا از آن یاد میشود و حتی بیشتر از بسیاری از برگزیدگان اسکار در اذهان عمومی سینهفیلها باقی مانده. بدون شک «بلوند» نیز فیلمی نیست که دلخواه نظام هالیوود و فستیوالهایش باشد و قابل حدس بود که آمریکاییها به آن روی خوش نشان ندهند زیرا نوک پیکانش دقیقا به سمت آنهایی است که سالهاست در سرزمین دیستوپیایی هالیوود زنان را همچون یک کالا میبینند (ماجراهای هاروی واینستین را به یاد آورید) و مورد تحقیر قرار میگیرند و بالادستیها در حقیقت هیچگونه احترامی برایشان قائل نیستند.
در رابطه با «بلوند» اگر خود را از الگوها و قوانین تکراری که در ذهنمان نقش بسته رها کنیم میتوانیم با فیلم و روایت غمگنانه و تراژیکاش همراه شویم. «بلوند» نه درامی بیوگرافیک است و نه علاقهای به واقعیات تاریخی دارد. مریلین مونرویِ اندرو دامینیک قرار نیست شباهت مطلقی به مریلین مونرویِ واقعی داشته باشد. فیلم جهانی خودبسنده و مستقل از تاریخ دارد و اصلا ادعای رئالیسم و کشاندن واقعیات زندگی مونرو مقابل دوربین را ندارد بنابراین آنالیز آن با استناد به ویژگیهای آثار زندگینامهای تاریخ سینما به دور از انصاف است. هر اثر هنری را با توجه به قواعد و معیارها و اهدافی که درصدد رسیدن به آن است ارزیابی میکنند و نه قواعدی از پیش تعیین شده. سینما وسیعتر از آن است که عدهای بخواهند قراردادها و بایدها و نبایدهایی را از پیش برای آن تنظیم کنند. شکی نیست که کارگردان علاقهی فراوانی به این بازیگر افسانهای هالیوود داشته اما اثر ساخته شده جهانیست نیمهتخیلی که مقایسه آن با واقعیات و الگوهای آثار بیوگرافی منصفانه نیست. شخصیت اصلی اندرو دامینیک هم مریلین مونرو هست و هم نیست. کارگردان با انتخابی هوشمندانه مریلین مونرو را تنها مستمسکی برای عیان کردن پشتپردهی هالیوود قرار داده که ماحصل کار اثریست به واقع کوبنده و اثرگذار. در واقع ما در «بلوند» شاهد زندگی برساختهی مریلین مونرو هستیم و نه بازسازی متعهدانه آن. زندگیای که فیلمساز ابتدا تخریبش کرده و سپس آنطور که خود علاقهمند بوده و دغدغهاش را داشته دوباره دست به ساختنش زده است.
در طول فیلم همواره بر دوگانگی شخصیت مریلین مونرو تاکید میشود. یکی از جالبترین لحظات فیلم زمانیست که پس از اشکهایی که میریزد دوربین صورت او را در آینه نشان میدهد که ناگهان چهرهاش تغییر کرده و خندان و فریبنده میشود. در واقع اینجا نورما جین تن به بازی کثیف رسانهها و خبرنگاران میدهد و بطور آنی دوباره به مریلین مونرو تبدیل میشود و خود را آمادهی حضور مقابل دوربینها میکند. اندرو دامینیک در این لحظه بر دوگانگی چهره تاکید میکند؛ چهره واقعی و چهرهی رسانهای مریلین مونرو. زنی که گویی بیشتر به بیماران روانی شباهت دارد تا یک سلبریتی.
البته فیلم بدون ایراد نیست و ضعفهایی هم دارد. برای مثال از نظر شخصیت پردازی معلوم نیست مریلین مونرو از این فضا و شرایط و موقعیتی که دارد لذت میبرد یا میخواهد از آن خارج شود و شورش کند. اگر قصد خروج از این فضا را دارد چرا کنار نمیکشد و هیچگونه تغییر درونی در او رخ نمیدهد و اگر لذت میبرد پس چرا بارها تاکید میکند میخواهم از هالیوود دور شوم؟ البته اینکه او قصد دور شدن از این فضا را دارد محتملتر است چرا که بارها انزجار و فریاد خود را نشان میدهد اما جای کار و پرداخت بیشتری داشت و بسیاری سرسری و سطحی مطرح میشود. چرا گاهی با تصاویری رنگی طرفیم و گاه سیاه و سفید و منطق این تمهید فیلمساز چیست؟ به چه دلیل ملاقات با مادر به یکباره قطع میشود و رابطه شخصیت با مادرش امتداد نمییابد؟
همان طور که اشاره شد «بلوند» خالی از اشکال نیست؛ نه در آن حد بزرگ و درخشان است که بتوان تمام و کمال از آن دفاع کرد و نه در حد جو منفی که پیرامونش شکل گرفته کممایه و مبتذل است. فیلمیست که به راحتی میتوان به آن نمرهی قبولی داد، با دیدنش به درستی متأثر شد و سازوکار آن بخش سفلهوار هالیوود را درک کرد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- وارهول از پیکاسو سبقت گرفت/ رکوردشکنی مریلین مونرو در دنیای حراج
- مونرو؛ شمایل فرهنگ عامه/ به مناسبت درگذشت مرلین مونرو
- وقتی دستمال یک بازیگر سینما ارزشی برابر یک سالن تئاتر مییابد!
- از کلاه گیس مریلین مونرو تا موتورسیکلت استیو مککویین
- برندگان جوایز اسکار سینمای فرانسه مشخص شدند
- صف شبانهروزی برای بلیت جشنواره برلین
- برنامه برلیناله پاسخی به نوعی بیمغزی و روایتهای سخیف این روزهای جهان است
- جوایز سزار نامزدهایش را شناخت
- فهرست رقابتی برلین تکمیل شد/ نمایش ویژه «کلوزآپ» کیارستمی
- راهیابی یک فیلم ایرانی به بخش فروم جشنواره برلین
- مهرشاد کارخانی «خداحافظ مریلین مونرو» را میسازد
- فروش «فروشنده» در ایتالیا و کلمبیا
- رونمایی از فیلم جدید هیو جکمن در جشنواره برلین
- اصغر فرهادی در جمع رقبایش در مراسم جانبی گلدن گلوب/ تصاویر
- فیلم افتتاحیه جشنواره برلین ۲۰۱۷ معرفی شد
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش و بررسی «جیببر» در سینماتوگراف اهواز؛ رستگاری یک دزد!
- درنگی در فرم، فرهنگ و زیباییشناسیِ سینمای ایرانی/ در باغِ شیداییِ علی حاتمی
- جشنواره لوکارنو ۲۰۲۶ در ایستگاه پایانی؛ پلنگ طلایی به فیلم فلورین شربان رسید
- دفاع امیریوسفی از سینمای زیرزمینی/ پاسخ نایب رییس خانه سینما به مدیرعامل
- «رُز» نماینده اتریش در اسکار شد
- مارک رایدل درگذشت
- بدرقه پهلوان آواز ایران به خانه ابدی؛ «ایرج» عاشق ایران بود
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نود و نهمین دوره جوایز اسکار؛ پنج کشور نمایندگان خود را به آکادمی معرفی کردند
- ایرج درگذشت
- برای شرکت در پنجاه و یکمین جشنواره تورنتو؛ «یک روز شیرین» راهی کانادا شد
- جادوی تدوین در «اودیسه» نولان
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم





