سینماسینما، نیما بهدادی مهر
هر بازیگر روایتگر تجربه های زیسته خود در عرصه نقش آفرینی است و هر نقشی که ایفا می کند برآمده از تکه ای از وجود اوست. به واقع اگر هر شخصیت سینمایی و تلویزیونی نِشسته در کارنامه هر بازیگر را براساس همان تجربه زیسته اش، سبک زندگی اش، گفتمان جاری در خانواده اش، گروه رفقایش و مناسبات حرفه ایاش در سینما و تلویزیون ارزیابی کنیم بهتر می توانیم درباره این موضوع که کدام بازیگران بی جایگزین هستند صحبت کنیم.
به ظاهر در این بحث باید فراتر از قواعد صرف سینمایی و تکنیکی عمل کرد و دایره ای از عواطف عمومی نسبت به بازیگر را هم در کنار قدرت منحصر به فردش در ایفای نقش ها مورد لحاظ قرار داد. به عنوان مثال دایره و گستره نقش آفرینی های بهروز وثوقی بیشتر تداعی گر یک لوطی است. لوطی هم در معنای مثبت آن در مفهوم فردی مرام مند که قانون اجتماعی خود را دارد و عملش قهرمانی است و از سوی دیگر در معنای منفی آن به عنوان یک فرد ضد قانون و بدون رعایت هنجارهای عرفی که علیه شهروندان عمل می کند. چنین تعبیر دوگانه ای درباره پرویز پرستویی هم قابل استناد است گو اینکه هم بهروز وثوقی و هم پرویز پرستویی در نقش های مختلف درخشیده اند اما آن شمایل لوطی وار در جنبه های مثبت و منفی اش بر کلیت کارنامه بازیگری آنها سایه انداخته است و شنیدن نام آنها تداعی گر دو نقش پررنگ ایفایی از سوی آنها در فیلم های قیصر و گوزن ها برای وثوقی و فیلم های آژانس شیشه ای و مارمولک برای پرویز پرستویی است.
در این میان فردین بیشتر تداعی گر گنج قارون و سلطان قلب هاست، جمشید هاشمپور همچنان زینال بندری است، عزت الله انتظامی بیشتر با گاو و اجاره نشین ها در یادها نشسته گو اینکه نمی توان بازی او در روسری آبی را هم از یاد برد. علی نصیریان هم بیشتر در شمایل پیر شیدا دل در تجربه های بوی پیراهن یوسف و میوه ممنوعه به خاطر می آید و حتی بزرگ آقای سریال شهرزاد هم در کارنامه اش رد آن شیدایی را پاک نمی کند. برای محمدعلی کشاورز بیشتر سه نقش ایفایی اش در فیلم مادر و سریال های هزاردستان و پدرسالار قابل مثال زدن است. حتی داود رشیدی هم بیشتر با سه نقش مثال زدنی اش در کندو، شیلات و هزار دستان در یادها نشسته است. رضا کیانیان برای مخاطبان سینمایی با آژانس شیشه ای، خانه ای روی آب و مختارنامه به یاد آورده می شود. در این میان خسرو شکیبایی و اکبر عبدی(به طور ویژه تر عبدی) می توانند مدعی این نکته باشند که تقریبا همه نقش های سینمایی را ایفا کرده اند.
به واقع از تیپ های شناخته شده سینمایی خسرو شکیبایی تنها زن پوش و پسربچه نشده و اکبر عبدی هم با فاصله ای درست از هر نقش توانسته تعریف خودش از نقش را به باور مخاطبان برساند.
از منظر دیگر اگر نقش به نقش جلو بیاییم شباهت هایی غریب را به لحاظ ماهیت های ایفای نقش این دو بازیگر قدرتمند می یابیم.
برای مثال شکیبایی و عبدی پدر بزرگ شوخ و شنگ برای نوه هایشان در دو تجربه حیران و شش قهرمان و نصفی هستند. استیصال و دردی اجتماعی و فردی در دو نقش حمید در فیلم هامون و اکبر در فیلم هنرپیشه قابل رصد است. نقش های مرتبط با موسیقی را در دو تجربه خواهران غریب و دلشدگان از سر گذرانده اند.
اگر دکترکالی در سریال کاکتوس شمایلی پدرخوانده وار می یابد عبدی هم در سوءتفاهم در چنین شمایلی فرو می رود.
هر دو نقش معتاد را در سالاد فصل و اتوموبیل ایفا می کنند. حتی تجربه ایفای نقش رزمنده هم در کارنامه شان، با بازی در کیمیا و معراجی ها دیده می شود. شاید عیار روزی روزگاری و جاهل در چشم باد هم تا حدودی در یک دسته بندی شمایلی مشابه بگنجند. در عین همه این مشابهت ها عبدی هم در قالب پسربچه بازیگوش ایفای نقش داشته و هم توانسته در تجربه های زن پوشی عیار بالای بازیگریاش را به رخ بکشد. عبدی حتی در دو نقش روحانی و پادشاه هم یادگاری های ارزنده ای از خود برجای گذاشته است تا به سلطان بی رقیب تیپ در سینمای ایران بدل شود.
همه این تجربه آزمایی ها و هنرنمایی ها را که به کناری نهیم هر دو این بازیگران با سادگی و ایجازی منحصر به فرد توانسته اند مخاطب را با خود همراه سازند و در یاد مخاطبان به عنوان بازیگرانی مطرح باشند که چیره دستانه انواع تیپ ها را ایفا کرده و استاندارد خود را همواره حفظ کردند.
نکته مهم، توجه به همین موضوع است یعنی حفظ استاندارد بازی در عین هنرنمایی در فیلم های ضعیف. یعنی هم عبدی و هم شکیبایی در تجربه های ضعیفشان هم کم نگذاشتند و ایرادی به بازیشان وارد نیست. با اینکه برخی بازیگران قدرتمند در فیلم های ضعیف بیشتر تداعی گر تصویری پیشینه ای و کلیشه ای از خودشان بودند و اتهام حرکت بر موج یک نقش را به خود وارد دیدند. اما این اتهام هیچگاه به عبدی وارد نشد. گرچه شکیبایی هم تا مدت ها و البته به نظر نادرست اسیر هامون دانسته شد اما کاری که عبدی و شکیبایی در بازیگری سینمای ایران انجام دادند همواره به عنوان یک سند باقی می ماند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- اگر میدانستم مخالفت میکردم/ واکنش علی نصیریان به پوستر جشنواره فیلم فجر
- رونمایی از پوستر جشنواره فیلم فجر ۴۴ با تصویری از «شیر سنگی»
- تقدیر ویژه جشنواره شبهای سیاه تالین از نصیریان/ علی نصیریان: مدیون تازهنفسها هستیم
- بزرگداشت و رونمایی از کتاب فرهاد آییش با حضور علی نصیریان برگزار شد
- در دومین هفته اکران؛ تیزر «هفت بهارنارنج» منتشر شد
- اندر احوالات هوش مصنوعی
- حاشیههای جشنواره فیلم فجر/ از دست دادن رضا بابک با مرضیه برومند تا سوءاستفاده از صدا و تصویر شکیبایی
- واکنش پژمان بازغی به گلایه اکبر عبدی از حقوق بازنشستگی
- نصیریان: سینما را از مهرجویی آموختم/ اولین حضور رئیس جدید سازمان سینمایی در میان هنرمندان
- سی و ششمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان؛ پروانه زرین روی شانه برگزیدگان
- علی نصیریان در سالگرد تماشاخانه سنگلج مطرح کرد: تئاتر را نمیتوان دیکته کرد
- «سیصد» از علی نصیریان تقدیر کرد
- نکوداشت «عزت الله انتظامی» در موزه سینما
- فرهنگ رکن زندگی، حیات و هویت یک ملت است/ «ناخداخورشید»؛ معرفی خردمندانهای از سینمای ایران
- ناگریز از زندگی زیر تنها سقف امن/ نگاهی به فیلم «اجارهنشینها»
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- آغاز اکران آنلاین مستند «ساعت بیولوژیک»/ جشنواره سریالسازی نوین با روایت عمودی
- سریال «کلاغ»؛ شلیک به خود
- «بایسیکلران»؛ دور باطل در جهانی گروتسک
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ آیا فیلمی از ایران شانس رفتن به مسابقه را دارد؟
- هجوم به یک سالن تئاتر به دلیل مطالبه مالی!
- نهمین جایزه کتاب سال سینمایی در ایستگاه پایانی
- چرا «مزرعه حیوانات» نفروخت؟
- برای آخرین بار، «مرا ببوس»
- «استخر»؛ خواستن یا نخواستن؟
- فینال جام جهانی رقیب روز یکشنبهی فیلم نولان
- «جزیره رنگین»؛ وقتی خسرو سینایی جنوب را به روایت خود میآفریند
- معمای اقتباس از «طوبا و معنای شب»
- برندا فریکر درگذشت
- جشنواره سارایوو به اصغر فرهادی جایزه افتخاری میدهد
- «وسواس»؛ روایتی از عشق که آرام، چهره خودرا گم کرد
- فوت هنرمند جوان تئاتر؛ ساینا منصف درگذشت
- برای هفتاد و نهمین دوره؛ جشنواره فیلم لوکارنو داورانش را معرفی کرد
- «اودیسه»ی نولان خوب است اما نه بیشتر!
- «بیگانه»؛ در حال و هوای آن سکوت کمیاب ساحلی
- «شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه
- «این صحنه خانه من است»؛ افسانه، حمید، تئاتر و باقی ماجرا
- موزه سینمای ایران و شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی
- «روبیک» آماده نمایش و پخش شد
- «شیفتگی»؛ پیوند کلیشهی «آدم خوبه» با عنصر وحشت
- مقایسه سه تابلو در باب دوستی در سینما و ادبیات
- فوت ستاره «پارک ژوراسیک»/ سم نیل درگذشت
- آغاز بلیتفروشی «ویکُنتِ شقه شده» و بازگشت «باخ» به عمارت نوفللوشاتو
- اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد/ «گردن»؛ تجربهای اکسپریمنتال با محوریت بدن و حرکت
- جبر جغرافیا/ کالبدشکافی روح مکان در «شهر خدا»
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟





