سینماسینما، محمد ناصریراد
فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربهای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی میکند. انتخاب سیاهوسفید و استفاده از لنز واید و لانگشاتهای طولانی و حرکتهای پن و تراکینگ، وحدت فضایی و زمانی را به مخاطب منتقل میکند و حس حضور در لحظههای تجربی شخصیتها را ایجاد میکند. دوربین در تمامی پلانها فراتر از ثبت اتفاقات عمل میکند و نقش یک ناظر دقیق و همراه شخصیتها را ایفا میکند به گونهای که مخاطب همواره با جریان زندگی و لحظات حساس همراه است و انسجام و همزمانی با رویدادها را تجربه میکند.
موتیفها و توازیهای بصری در فیلم با دقت طراحی شدهاند؛ از نمای آغازین با شستن زمین و کف گرفته تا بخار آب، لباسهای خیس، کیسهٔ آب رحم و صحنههای دریا، همه به صورت حلقههای مرتبط عمل میکنند که چرخهٔ پاکسازی، زندگی و بحرانهای انسانی را تثبیت میکنند. پرواز هواپیما در پسزمینه، همزمان حرکت زمان و جهانیبودن بحرانها را نشان میدهد، در حالی که زندگی روزمرهٔ انسانها ادامه دارد و این تضاد تصویری، حس عمیقی از جریان زمان و تداوم زندگی به مخاطب میدهد.
کواران با دقت مثالزدنی نابرابری طبقاتی و تنوع نژادی جامعه مکزیک را به تصویر کشیده است. صحنهٔ کریسمس و جشن خدمهها در زیرزمین، جدایی طبقاتی و تبعیض نژادی را نشان میدهد؛ حضور سرخپوستان در بخش محروم خانه، نمادی از حاشیهنشینی و طبقهٔ کارگر است. تمهیدات فضایی مانند پشتبام و زیرزمین، سلسلهمراتب اجتماعی و قدرت در جامعه را آشکار میکنند و به مخاطب اجازه میدهند تا درک عمیقتری از رابطهٔ طبقات مختلف با فضاهای زندگی پیدا کند. فیلم ضمن بازنمایی زندگی روزمره، نقدی دقیق بر ساختار اقتصادی و اجتماعی و جایگاه زنان و خدمتکاران ارائه میدهد و نگاه آن از زاویهٔ تجربیات کلئو، خدمتکار خانواده و شخصیت اصلی این درام، ملموس و انسانی است.
شخصیتها دارای لایههای روانی و اجتماعی پیچیده هستند. پدر خانواده با ورود و پارک ماشین لاکچری، تصویر مردان مرفه و بیمسئولیت را نشان میدهد، مردانی که زنها و خانواده را رها کردهاند. کلئو نماد کهنالگوی مادر و زنانی است که تنهایی و مسئولیت را با تمام وجود تجربه میکنند. بغض و اشک او پس از نجات بچهها از دریا تصویری انسانی و احساسی از فداکاری و مراقبت ارائه میدهد. شخصیت پسری که عقدهٔ حقارت دارد و کاراکتر اصلی را حامله کرده، نمادی از طبقهٔ فرودست و نفوذ سیستم سرکوبگر است؛ او برای التیام عقدهٔ خود به ورزشهای رزمی و همکاری با سیستم ضد عدالت روی میآورد. برخورد در مواجهه با دوست پسر سابق خود در مغازهٔ خرید سیسمونی و پاره شدن کیسه آب، تقابل فردی و اجتماعی، عدالت و سرکوب را همزمان به تصویر میکشد.
فیلم به جزئیات پزشکی و تلاش برای تولد نوزاد سالم توجه دارد و همزمان فاسدبودن حکمرانی و قتل عام نخبهها را نشان میدهد. این تضاد میان زندگی و مرگ، تولد و سیاست سرکوبگر در قاب سینمایی کواران ترکیب شده و عمق اجتماعی اثر را تقویت میکند. استفاده از مناظر و اقلیمهای مختلف مکزیک و تاکید بر طبیعت، ارتباط انسان با محیط و ریشههای فرهنگی را برجسته میکند. صحنهای که کلئو میگوید: اینجا شبیه روستای ماست، نشاندهندهٔ پیوند انسان با زادگاه و طبیعت است.
حضور مجسمه بودا، تاکسیدرمی سگها و احترام به حیوانات، بیانگر ویژگیهای فرهنگی سرخپوستی و احترام به هستی زنده است که فیلم را در لایههای فرهنگی و انسانی غنیتر میکند.
فیلمبرداری، صحنهپردازی و نورپردازی بینظیر است؛ هر نما، حرکت و تغییر نور به دقت طراحی شده و تجربهای همزمان احساسی و بصری برای مخاطب ایجاد میکند. شخصیتپردازی پدر خانواده، تقابل طبقات و نگاه فمنیستی فیلمساز که تجربهٔ زیستیاش نشأت گرفته و زنها را در موقعیت تنهایی و مسئولیت قرار میدهد، به همراه کهنالگوی مادر در شخصیت کلئو، برجستگی و عمق روایت را افزایش داده است. بغض و احساسات کاراکتر اصلی در لحظات حساس مانند نجات بچهها از دریا و مراقبت از نوزاد، مهارت کواران در ترکیب درام انسانی با تحلیل اجتماعی و فرهنگی را نشان میدهد.
در این اثر، زیست شخصی مولف و خاطرات کودکی او در محلهٔ روما مکزیکوسیتی را با دقت بازسازی میکند و همزمان تنوع جغرافیایی و اقلیمی مکزیک را به تصویر میکشد؛ از فضاهای شهری و پشتبامها و زیرزمینها گرفته تا مناظر ساحلی و روستایی، و حتی آتشسوزیها و طبیعت متکثر، هر مکان نشاندهندهٔ سلسلهمراتب اجتماعی و تجربه زیستی شخصیتهاست و پیوندی عمیق میان خاطره، محیط و طبقات اجتماعی ایجاد میکند.
در نهایت «روما» اثری است که فرم و محتوا، تجربه فردی و نقد اجتماعی، زیباییشناسی و انسانیت را با دقت و تعادل کامل ترکیب کرده و زندگی روزمره را به تجربهای سینمایی و فلسفی تبدیل میکند. فیلم مطالعهای بر طبقات اجتماعی، روابط انسانی و تجربههای زیستی است که در عین سادگی، عمق و غنای سینمایی کمنظیری دارد و میتواند به عنوان یکی از شاخصترین آثار سینمای قرن بیستویکم ثبت شود. این اثر نمونهای کامل از سینمایی است که همزمان چشمانداز فردی و جمعی، زیباییشناسی و تحلیل اجتماعی را به مخاطب عرضه میکند و تجربهٔ انسانی را در سطحی جهانی و ماندگار به تصویر میکشد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی
- نقدی بر مستند گفتوگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرترهای در فضای بسته
- «قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازماندهی روایت
- چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده
- جهانِ پشتِ یک تصادف
- خوانشی روانشناختی از «چشمبادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی
- نقدی بر فیلمهای کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر
- «معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل میشود
- یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن میگوید و انسان خاموش میماند
- خوانش سینمایی و روانکاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایههای سرخِ ناخودآگاه
- خوانشی روانکاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی
- شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»
- «ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گمشده
- ترکیببندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی
- «ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «مرغ سحر» تصنیفی که به زمزمه جمعی بدل شد
- بحث بر سر فیلمی که نخل طلا گرفت
- واکنش نائبرییس خانه سینما به تکذیبیه قوهقضاییه
- آکادمی داوری اعلام کرد؛ ریدلی اسکات اسکار افتخاری میگیرد
- «پاستا آلفردو» از آلبانی جایزه گرفت/ «ماهی کوچولو» آماده نمایش و پخش جهانی شد
- «هوکوم»؛ وحشت و بار سنگین گذشته در جنگلهای مرطوب
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی





