تاریخ انتشار:1405/06/02 - 20:30 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 217078

سینماسینما، آریو همتی

در مبحث استار، جمعیت یک کشور تعیین‌کننده نیست، بلکه «جمعیت عام سینمارو» تعیین‌کننده است. برای همین ممکن است یک ستاره در دل ده‌ها میلیون آدم جای داشته باشد یا ده‌ها میلیون آدم از او متنفر باشند. به هر حال، چیزی که او را به محوریت رسانده، جمعیت سینماروی غالب است.

استار در سینما قائم بر منطق گیشه است و مهم‌ترین بخش سینمای جریان اصلی ـ سرمایه‌محور را تشکیل می‌دهد. در میان ستاره‌ها، اگر بنا بر منطق گیشه، بنگریم دو گونه سوپر استار را که درخشش بیشتری از ستاره‌ها دارند، می‌توان نام برد:

الف) سوپر استارهایی که المان و شمایل سینمایی خاص خود را بر جهان سینما می‌قبولانند، مانند فردین در دهه چهل، بهروز وثوقی از «قیصر» تا دهه پنجاه، جمشید هاشم‌پور در دهه شصت و هفتاد، هدیه تهرانی در نیمه دوم دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد و محمدرضا گلزار از ۱۳۸۲ و تا اوایل نود.

ب) سوپر استارهای غیرجریان‌ساز و غیرشمایل‌ساز که بنا بر منطق گیشه، گاهی بیشتر از سوپر استارهای جریان‌ساز در فروش فیلم‌ها دخیل هستند، مانند بیک ایمانوردی و فروش اعجاب‌انگیز کمیت‌محور او به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تیپ‌سازان تاریخ سینمای ما و یا ایرج قادری که هر دو به‌عنوان دو سوژه تابع شمایل فردین، سوپر استار نیز بودند.

گوگوش در کنار فروزان و پوری بنایی، یکی از سه زن سوپر استار سینمای پیشا ۱۳۵۷ محسوب می‌شود.

حضور گوگوش در چهار دوره سینمایی در سینمای جریان اصلی به این‌گونه است:

دوره نخست: گوگوش در دوره نخست حضورش در سینمای عصر محوریت ملک‌مطیعی، در «فرشته فراری» گرجی عبادیا و «بیم و امید» عبادیا بازی کرد. کودکی در شور و به اصطلاح شیطان‌بلا که توانایی ذاتی نمایشی خود را به منصه ظهور و بروز رسانید.

دوره دوم: گوگوش در عصر محوریت سینمای فردین به یک دختر نوجوان تبدیل شده بود و به مرور تا سال ۱۳۵۰ به سنین آغاز جوانی رسیده بود. بازیگری در این دسته فیلم‌ها به لحاظ دستاوردهای بازیگری آن‌گونه که باید برای او داشته‌ای به بار نیاورد، ولی به هر حال حضور در کنار بازیگران پیشکسوت، آشنایی بیشتر با دوربین، حضور در فیلم‌های متعدد و کار کردن با کارگردان‌های مسلط سینمای ساختار کلاسیک ایران برای او تجربیات زیادی به بار آورد.

دوره سوم: گوگوش در دوران محوریت سینمای موج نو در آثاری مانند «طلوع» سلیمان و هراند میناسیان، «پنجره» جلال مقدم و «بی‌تا» هژیر داریوش بازی کرد. حضور او در این دسته فیلم‌ها او را از بازیگر خاص سینمای تجاری و سرمایه‌محور، به بازیگری مطرح در سینمای اندیشه‌محور ایران تبدیل کرد.

در فیلم «طلوع»، بازی برون‌گرای درون‌ریز گوگوش مقابل بازی درون‌گرای جمشید مشایخی و بازی درون‌گرای برون‌ریز فخری خوروش که نخستین بازیگر مؤلف زن سینمای ایران است، گوگوش را آماده‌ی درخشش در سینما کرد. بازی برون‌گرای درون‌ریز گوگوش در فیلم «پنجره» مقابل مهم‌ترین بازیگر مؤلف مرد سینمای ایران، بهروز وثوقی، که بازی برون‌گرای درون‌ریز خود را یک بار دیگر در اوج به اجرا گذاشت، سبب پختگی گوگوش شد و همه این‌ها او را برای مهم‌ترین بازی سینمایی او، «بی‌تا»، آماده کرد. همچنان بازی برون‌گرای درون‌ریز و البته این بار به شکل در اوج‌ترین وجهه خویش، او را برنده جایزه سپاس کرد. متنی که گلی ترقی، نویسنده مطرح داستان مدرن ایران، با کارگردانی هژیر داریوش شکل گرفته بود.

دوره چهارم: گوگوش در دوران محوریت سینمای فرزان دلجو که اوج جوانی، زیبایی و مدلینگ خود را سپری می‌کرد و در موسیقی و سینما تبدیل به یکی از شمایل‌های مهم دهه پنجاه ایران شده بود. «ممل آمریکایی» شاپور قریب، «شب غریبان» فرزان دلجو، «همسفر» مسعود اسدالهی، «ماه عسل» فریدون گله، «نازنین» علیرضا داوودنژاد و «در امتداد شب» پرویز صیاد محصول این دوران هستند. فیلم‌هایی پرفروش در کنار فیلم «نازنین» که به لحاظ ظرافت‌های بازی، یکی از آثار تأثیرگذار این برهه است.

لینک کوتاه

 

آخرین ها