تاریخ انتشار:1398/03/23 - 20:04 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 114380

سینماسینما،  سیدرضا صائمی

فاصله بین دو فیلم اول و دوم نیما جاویدی، فاصله بین تقلید و استقلال است. فیلم اولش «ملبورن» تحت تاثیر سینمای فرهادی ساخته شده و به همین دلیل هم مورد نقدهای جدی قرار گرفت. شاید در واکنش به همین نقدها بود که جاویدی به سراغ «سرخ‌پوست» رفت که نه‌تنها با فضای فیلم اولش فاصله دارد، که اساسا یک تجربه متفاوت در سینمای ایران است و حالا او می‌تواند با امضای شخصی پای این اثر، هویتمندی خود را به عنوان یک فیلم‌ساز مستقل به نمایش بگذارد. «سرخ‌پوست» دو مولفه مهم سینما را به موازات هم پیش می‌برد؛ قصه و تصویر، و از این حیث می‌توان گفت «سرخ‌پوست» خود سینماست. ماهیت و روایتی سینمایی دارد و امکان فراخی برای تجربه لذت بصری فراهم می‌کند. قاب‌بندی‌ها و کادرهایی که در دل لوکیشنی چشم‌نواز، زیبایی‌شناسی بصری را روی پرده جان می‌بخشد، با روایت و قصه‌ای که مخاطب نمی‌تواند از آن جلو بیفتد. قصه‌ای که مبتنی بر یک مثلث دراماتیک بنا می‌شود. زندانبانی که به دنبال زندانی فراری است. در بین آن‌ها اما یک مددکار وجود دارد که از یک سو در تلاش است برای فرار و آزادی زندانی (احمد سرخ‌پوست) اقدام کند و از سوی دیگر، زندانبان دل در گروه عشق او نهاده. در واقع مرکز ثقل و نقطه کانونی این مثلث، زندانبان (نعمت جاهد) است که میان عشق به مددکار از یک سو و دستگیری زندانی فراری از سوی دیگر، قرار گرفته و در چالش بین عشق و وظیفه قرار می‌گیرد. با این‌که قصه در یک لوکیشن ثابت و فضای بسته زندان روایت می‌شود، اما هم تعلیق درونی دارد، هم التهاب و کش‌وقوس‌های بیرونی که درنهایت ریتم مناسبی به روایت می‌دهد که در کنار فضاسازی‌ها و فیلم‌برداری درخشان و بازی متفاوت و قدرتمند نوید محمدزاده با یک پایان‌بندی چالش‌برانگیز درنهایت «سرخ‌پوست» را به فیلمی قابل توجه تبدیل می‌کند. چالش اصلی فیلم در پایان آن است؛ هم از حیث شیوه پایانی که به کانون مناقشه برای نقد و تحلیل آن بدل شده و هم از منظر دراماتیک و موقعیت پیچیده قهرمان قصه که به نظر می‌رسد بین عشق و وظیفه، عشق را انتخاب می‌کند و از دستگیری سرخ‌پوست می‌گذرد. گویی چالش اصلی او پیدا کردن زندانی بوده نه دستگیری و تحویل دادن او. پشتوانه این تصمیم هم عشق به مددکار است، هم توجیه اخلاقی که در طول قصه نسبت به بی‌گناهی سرخ‌پوست پیدا می‌کند و رهایی او را بر ترفیع خود ترجیح می‌دهد. انگار که تصمیم می‌گیرد در کسوت معشوق درآمده و به جای زندانبانی، مددکاری کند.

منبع: ماهنامه هنروتجربه

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها