سینماسینما، یزدان سلحشور
۱۹۵۹، همزمان با انقلاب کوبا [که ژان پل سارتر غیرمارکسیست را واله و شیدای خود کرده بود] و ۱۰ سال پس از پیروزی انقلاب چین [که آندره مالروی مارکسیست و بعدها گلیست را در صفوف فشرده «راهپیمایی طولانیِ» خود داشت] و ۹ سال پیش از انقلاب دانشجویی فرانسه[که مالروی همرزم مائو، دربارهاش گفته بود فرانسه نیازی به انقلابی دوباره ندارد]، «فرزند سربهراه» کایهدوسینما، نخستین فیلم بلندش را ساخت؛ «چهارصد ضربه».
تروفو با آن اخلاق نجیبش [در مقابل اخلاق غیرقابل پیشبینی گدار] احتمالا میخواست یک «شورش بیدلیل» فرانسوی بسازد که با پایین آوردن سن شخصیت اصلی روایت، «فیلمی بیادعا» تلقی شود که چنین هم شد. کارنامه تروفو پس از آن پر است از آثار بیادعا اما تاثیرگذار؛ با این همه، نمیتوان از پیشبینی تروفو چشمپوشی کرد: آنتوان، نوجوان ۱۴ ساله و شورشی فیلم، در واقع نماینده نسلی است که ۹ سال بعد در ۱۹۶۸ به خیابانهای پاریس میریزند تا پایان فساد بورژوازی-دمکراسی را اعلام کنند. تروفو البته، برخلاف گدار، نه تظاهر به سیاسی بودن میکرد، نه فیلمهای بیانیهوار مائوئیستی میساخت، نه دوستدختر چینی میگرفت! اما آنچه در «چهارصد ضربه» نشان میدهد، بهوضوح یک پیشگویی است، همچنانکه «فارنهایت ۴۵۱» در ۱۹۶۶ یک پیشگویی است؛ نسلی آماده شورش اما در سنی است که قدرت مقابله با حاکمیت را ندارد، پس به جنگ خانواده و مدرسه میرود: «آنتوان پسری ۱۴ ساله است که مشکلاتی در خانه و مدرسه دارد. برای اینکه از تنبیه فرار کند و دیگر تنبیه نشود، به همراه دوستش، رنه، از مدرسه میگریزد و در پاریس سرگردان میشود. وسط خیابان مادرش را در آغوش معشوقش میبیند و تصمیم میگیرد دیگر پیش او بازنگردد. فردای آن روز به معلمش میگوید که مادرش مرده است. دروغش برملا میشود، آنتوان میگریزد و به طور موقت با مادرش آشتی میکند و برای جبران خطاهایش برای اینکه در درس انشای فرانسه نمره خوبی بگیرد، پایان کتاب «جستوجوی مطلق» اثر بالزاک را کپی میکند. از مدرسه اخراج میشود و از خانه میگریزد و سرانجام در مرکز سرپرستی نوجوانان بزهکار تحت مراقبت قرار میگیرد، از آنجا نیز فرار میکند. آخرین تصاویر فیلم او را در حال دویدن به سوی دریا نشان میدهد.» فیلم فاقد پیچیدگیهای سینمای موسوم به «سینمای هنری اروپا» است. تروفو طرفدار سینمای کلاسیک هالیوود است، اما حاصلِ کار شباهتی به آن سینما هم ندارد. او در واقع، تنها یک «روشنفکر عشقِ فیلم» است در زمانهای که روشنفکر بودن با مارکسیست بودن تقریبا یکی است. با این همه، تروفو یک مارکسیست نیست. او عاشق سینمای هیچکاک است؛ سینماگری که به محافظهکاری سیاسی و ایستادن در جبهه «راست محافظهکار» مشهور است. «چهارصد ضربه» محصول چنین وضعیت متناقضی است از سینماگری که متواضعانه اعلام میکند: «برای من سینما قبل از هر چیز سرگرمی است، یعنی تعریف یک داستان جمعوجور و معرفی آدمهایی که کارها و احساساتی را تجربه میکنند. سینما برای من به جریان «هنر برای هنر» ربطی ندارد، بلکه نمایش جنبههایی از زندگی است که ابعاد گوناگونی به خود میگیرد. سینمای دلخواه من به برداشت هیچکاک نزدیک است؛ سرگرمی همراه با طنز و فروتنی.»
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- یادداشت «کیانوش عیاری» در سوگ ناصر تقوایی
- درباره سرژ رضوانی هنرمند ۹۶ ساله/ انتشار مشهورترین ساختههای آهنگساز ایرانی فیلمهای تروفو و گدار
- غریقِ عشق چه اندیشه از خطر دارد؟/ نگاهی به فیلم «داستان آدل. ه»
- روایتی بدیع از عصیان
- نمایش «چهارصد ضربه» در بخش کلاسیکهای مرمتشده جشنواره جهانی فیلم فجر
- سینمای کودکان و نوجوانان جهان/ نگاهی به نوجوانی در «چهارصد ضربه» تروفو
- همان همیشگی/ نگاهی به فیلم «آنا»
- فیلمی متفاوت نه البته بینقص/ نگاهی به فیلم «گزارش یک قتل»
- گروتسک، مرزها، محدودهها و همپوشانیها/ معرفی کتاب گروتسک فیلیپ تامسن
- واقعا چه کسی این فیلم را ساخت؟/ «مرد سوم» از هر منظری فیلمی متفاوت است
- گوتیک آمریکایی/ نگاهی به فیلم «مادر» ساخته دارن آرنوفسکی
- من اقیانوسی را دوست دارم که تو را آفرید/ نگاهی به فیلم «سولاریس»
- خوشه های خشم/ نگاهی به فیلم «تاریخ خشونت»
- اسلحه ایستوود در دستان فلینی!
- مواجه شدن با خود در برابر اتاق آرزوها/ درباره «استاکر» ساخته آندری تارکوفسکی
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





