سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه
برای تعریف یک داستان آنطور که به دل مخاطب بنشیند، باید تخیلت را به دل اثر بدمی. بدون آن تنها کالبدی از داستان در اختیار داری. چیزی فارغ از تنش و هیجان و بالا و بلندی یک داستان. فیلم ژرژ هاشمزاده جدا از مشکلات زیربنایی فیلمنامهای، از نبود چنین چیزی رنج میبرد. در نبود قدرت آفرینشگری از فضاسازی عاجزی. بستری داستانی نداری تا از درونش شخصیتهای پیچیده و جاندار بیرون بکشی.
سودابه فیلم فقط یک راوی غمزده است. نمیتوانی علت آمدنش به وطن را پس از سالها باور کنی. مشکل در نبود منطق داستانی است. بیننده نمیتواند کنشهای آدمهای داستان را باور کند. شخصیتها حرف میزنند، اما با هم دیالوگ ندارند. بحرانی در فیلمنامه نیست که نقطه وحدتدهنده داستان باشد. کلیشهسازی رایج و بازیگران برجسته هیچکدام راهگشا نیست.
با فیلمی روبهروییم پر از اشباح بینامونشان. صورتکهایی بیچهره که جواب سوالهای بیشمارت را نمیدهند. دلیلی برای حضور در داستان ندارند، چون کارکردی برای بودنشان در داستان طراحی نشده. فیلم از این منظر فاقد پلات درست داستانی است. حتی کلیشهسازها هم چیزی دارند تا تماشاگر را به داستان جلب کنند. «در سکوت» این را هم ندارد. تبدیل شده به یک معما. پازلی بههمریخته که چیدمان خلاقانهای برای شناساندن آدمهای داستان به ما در اختیار ندارد.
نمیتوان تنها به یک خط قصه کمرنگ اکتفا کرد. به واسطه آن قصه گفت. فیلمت تخت میشود و فضای داستانت خشک و بیروح و خستهکننده برای تماشاگری که به دنبال مفری برای ورود به دنیای فیلم است، اما پشت دروازههای فیلم معطل مانده. نمیشود تنها به بازی بازیگران حرفهای بسنده کرد به این امید که چیزی در آن بدمند که در داستان نیست.
هاشمزاده در چیدمان فنی نیز خلاقیتی از خود نشان نمیدهد. قابهای ایستای فیلم فاقد شور و حیات لازماند. این بیش از هر چیز برمیگردد به نبود میزانسندهی درست برای معنا دادن به عناصر درون قاب. دوربین در جایی از شخصیتها فاصله میگیرد که به نظر میرسد باید در دل واقعه باشد و در جایی دیگر به دل اتفاقی رفته که حس میکردی بهتر بود با کمی فاصله رخداد را در قاب پوشش میداد.
دکوپاژ سادهای برای روایت تصویری قصه در نظر گرفته شده. فیلمساز تنها کوشیده تماشاگر را در نمابندی گیج نکند. این اما کافی نیست. نمابندی باید حسی را برساند یا ایدهای را ساماندهی کند. ترتیب تصویریای باید وجود داشته باشد تا ما را به حالوهوای داستان نزدیک کند. فیلم میخواهد واگوی رازی باشد، اما خلاقیتی برای باز آفرینی این راز در اختیار ندارد.
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- در سومین دوره فستیوال انجام میشود؛ نمایش فیلمهای ایرانی در جشنواره زنان شرقی
- پنج فیلم، پنج نقد/ از عشق در فضای کارگری تا دزدی به دلیل سوگ
- ترانه تنهایی/ نگاهی به فیلم «عامه پسند»
- تو پیش نرفتی، تو فرو رفتی؟/ معتمدآریا و حسرت دهه ۶۰
- چراغ تالارهای نمایشی تهران روشن شد؛ آغاز بهار تئاتر با فاطمه معتمدآریا
- «هفت سال ده روز کم» برگزیده جشنواره هالیوود سیلور اسکرین شد
- درخواست ستاد مقابله با کرونا تهران از وزارت ارشاد/ تا اطلاع ثانوی پروژههای سینمایی متوقف شود
- بازیگری با یک کارنامه درخشان و کمنظیر/ یادداشتی کوتاه به بهانه تولد فاطمه معتمدآریا
- راما قویدل: با اعتراض غیرمنطقی مانع ساخت سریال درباره اقوام نشویم
- مثل یک زنِ واقعی/ نگاهی به فیلم «بنفشه آفریقایی»
- سینماسینما/ گفتوگو با رضا بابک بازیگر «بنفشه آفریقایی»/ عشق میتواند مرده را زنده کند
- سیمین یک بنفشه آفریقایى
- آیین تجلیل از افتخارآفرینان سینمای ایران در عرصه بینالملل ۱ / گزارش تصویری
- پوستر «بنفشه آفریقایی» منتشر شد/ ۶ روز تا آغاز اکران آنلاین
- گزارش رونمایی از تندیس علی نصیریان در موزه سینما/ نسل تکرارنشدنی در بازیگری + ویدئو
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
آخرین ها
- وداع با پیکر جواد مجابی / گزارش تصویری
- جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۶/ پایانِ پایتختِ واحد و بازنویسی جغرافیای قدرت در سینمای جهان
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- درباره فیلم «مرغ»/ منم اسپارتاکوس
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد





