در «جاودانگی» با گسترش خطی داستان روبهرو نیستیم
سینماسینما، شادی حاجیمشهدی:
تماشای فیلم «جاودانگی» بسان حل کردن یک سودوکو تصویری است؛ جدولی متقاطع، از درهمتنیدگی زمان و مکان، که با مرور گذشته و گذر از حال، افقی از آینده را نیز پیش روی مخاطب میگشاید.
اگر آدمی میتوانست تکههایی از زندگی گذشته، اکنون و آیندهاش را در یک قاب ببیند، نگاهش به زندگی چگونه تغییر میکرد؟
«جاودانگی»، اولین فیلم بلند مهدی فردقادری، سعی دارد از منظری جدید این پرسش را در ذهن آورد؛ پرسشی که از تلاقی فصول مختلف زندگی آدمهایی با جهانبینیهای متفاوت به وجود آمده است؛ آدمهایی که به جبر زمان و مکان گرفتار آمده و درهمتنیدگی حضورشان با یکدیگر جریان رونده این زندگی را تشکیل داده است.
فردقادری را با فیلمهای کوتاهش میشناسیم. او «سایه مه»، «تناوب»، «زندگی خورشید»، «گرامافون»، «دایرههای معکوس»، «روایت آینهای داستانهای ساده» و «ماجرای یک شب بارانی» را کارگردانی کرده است. «جاودانگی» اما پلان سکانس بلند سینماییِ سهل و ممتنعی است که همچون سایر آثار کوتاه او ساختاری تجربهگرایانه دارد و سومین پلان سکانس او، پس از فیلمهای کوتاه «تناوب» و «دایرههای معکوس» به شمار میرود.
انتخاب این شیوه روایی در فرم و ساختار، تهور و بینش کافی میطلبد. طراحی میزانسنی که در فضا و مکانی محدود با کوپههای پیدرپی در راهروهای قطاری در حال حرکت و در نور محدود شب، ۱۴۵ دقیقه مخاطبش را با فیلم همراه کند و کنشها را برایش کسالتآور و مبهم نسازد، چالش بزرگ این فیلمساز است.
اگر قطار در حال حرکت را استعارهای برای جهان مشترک مسافرانش بدانیم و مواجهه با داستان هر یک را برگی از کتاب زندگیشان، درک درهمتنیدگی زمان و مکان و روایت متقاطع آنها برایمان ملموستر میشود.
هر چه در این تناوب پیش میرویم، درمییابیم که قطعات ریز و درشت جورچینی که جزء به جزء، یکی پس از دیگری از مقابل چشمانمان میگذرد، درنهایت متعلق به یک تصویر واحد هستند که به شکلی پیدرپی، گویی فلاشبکها و فلاشفورواردهایی هستند که در یک مکان واحد، تکههایی از زمان را به هم میچسبانند. به این شکل که درواقع بیشتر داستانکهای آدمهای سوار بر این قطار درواقع گوشههایی از زندگی درهمتنیده شده یک خانواده، از شکلگیری تا آیندهای دور است.
پیرمردی که با همدلی پسرش (پادرا) در انتها امید به بهبودی مییابد، بهواقع میتواند در جوانیاش، پسر همان خانواده مذهبی باشد که روزی دلباخته دختری از کیش و آیینی دیگر شده است. مواجهه کاراکترها با هم و در هر بخش از فیلم، با عبور دوربین از هر کوپه، نمایشگر آشنایی آنها، دلباختگی و تنشها و اختلاف نظرها بر سر ازدواج آنهاست و بیننده کمی بعد با مسئله بارداری زوجی روبهرو میشود که اتفاقا مختصاتی مشابه این پسر و دختر دارند و در انتظار فرزند پسری به نام پادرا هستند. برادری که پس از مرگ مادرش، خاطرات مشترکی را با خواهرش مرور میکند، بهواقع میانسالی پیرمرد رستوراننشین است. احساساتی که در سراسر فیلم از شنیدن ملودی و ترانه آشنای «مرا ببوس» (حیدر رقابی) بین شخصیتها جاری است، کدهایی است که فیلمساز برای رهایی از سرگردانی مخاطب و درک این آشناییپنداریها به او میدهد؛ که اگر نبود، شخصیتها ضعیفتر مینمودند و داستان در حین گردش، کنشی منقطع مییافت.
از آنجا که در «جاودانگی» با گسترش خطی داستان و نمایش جزئیات شخصیتپردازانه روبهرو نیستیم، حسوحال بازیگران و انرژی درونی آنها در حین خلق شخصیتها بسیار مهم است. از این روی، به دلیل ضعف در شخصیتپردازی و ناهمگون بودن بازیها در نمایش محدود حرکات و دیالوگها – در لحن بیان و فرم بدن- برخی از بخشهای فیلم به فضاسازی و اکتهای تئاتری شبیه شده است. بهطور مثال بازی منوچهر علیپور بیشتر با فضاسازی پیرمردی که در انتظار مرگ است تناسب دارد، تا مثلا بازی اتابک نادری، در نقش همسری نادم و عاشقپیشه. و بازی بازیگران جوانتر و آماتور فیلم، دو سوی متضاد از اغراقآمیزی و بیرمقی است. گویی بازیگران حرفهای با انرژی بیشتری در طول این پلان سکانس طولانی، کارگردان را یاری میکنند و ناهمگونی جنس بازیها در جای جای فیلم ملموس است. همچنین خردهپیرنگها و حوادث حاشیهای که برای حفظ ریتم و ایجاد جاذبههای داستانی و استتار نواقص فیلمنامه در آن گنجانده شده است، به انسجام مصالح ساختار فیلم کمکی نمیکند و اگر عامدانه این حوادث از فیلم حذف شوند و زمانِ پلان سکانس را دستکم ۲۰ دقیقه کمتر کنیم، لطمهای به آن وارد نمیآید و چه بسا که شستهرفتهتر شود.
از آنجا که ایده مرکزی فیلم، با محدودیتهای انکارناشدنی لوکیشن و دشواریهایی در نورپردازی و تصویربرداری و ضبط صدای سر صحنه همراه است، این درهمتنیدگی شخصیتها و تناوب لابیرنت مانند آن در فضاسازی، بهناچار، به دیالوگمحور بودن فیلم و قاببندیهای بسته دوربین منجر میشود.
بیننده، ناخودآگاه، بیش از اینکه مجذوب ایده اصلی فیلم شود، در این رفت و برگشتها، بر درک مناسبات و خط و ربط گمشده داستان دقت میکند. درواقع به محض مواجهه با کنش اصلی و جاری در صحنهای، ناگزیر، باید درگیر اتفاق دیگری شود. هرچند به زعم فیلمساز این مناسبات و برخوردها در جای درست خود شکل میگیرند، اما برای مخاطب کمصبر و آسانپذیر امروزی جایی برای موشکافی و کشف و شهود باقی نمیگذارند. ابراز احساس جاودانگی از سوی شخصیتهای فیلم در موقعیتهایی که قرار است با ذکر دیالوگی شعارگونه، بار دراماتیک داستان را به دوش بکشد، تبدیل به وصلهای ناجور میشود که با حسوحالِ پَس و پیشِ آدمها تناسبی ندارد و به جای انتقال مفاهیم مورد نظر فیلمساز، موقعیت را غیرقابل باور و تصنعی میسازد.
از نکات مثبت فیلم میتوان به طراحی پوستر آن اشاره کرد، که با استفاده از نشانه «بینهایت»، که به شکل یک نوار موبیوس پیچخورده از شکل واگنهای قطار است، درهمتنیدگی مستتر در فیلم و مفهوم جاودانگی را نشان میدهد.
همراه شدن با پلان سکانس «جاودانگی» مانند این است که در خواندن کتاب مورد علاقهتان صفحاتی را تصادفی رج بزنید و در زمان دیگری بخشی از آن را بخوانید و دوباره به آن رجوع کنید. عاقبت، همه را میخوانید… اما در تنظیم توالی وقایع آن، از هوش و خلاقیت خود نیز بهره میجویید و بهتر است بهخاطر بیاورید که دقیقا چه صفحاتی را پیشتر خواندهاید.
ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تولد هفتادسالگی سینمای هنروتجربه
- نشست رسانهای جشنواره بینالمللی تئاتر فجر؛ دبیر جشنواره: به حواشی توجهی ندارم/ مشارکت ۲۸۱ هنرمند در جشنواره چهل و سوم
- این هنر و تجربه آنتی ویروسی ست بر فیلم های به هرقیمت مسخره
- تحقق آرزوی چندساله فعالان انیمیشن در هنرو تجربه
- اکران فیلم «پسر» در گروه هنروتجربه
- جعفر صانعی مقدم: گسترش فعالیتها در سینمای «هنر و تجربه» بستگی به تامین نیازهای مالی دارد
- ایران جایزه بهترین بازیگر مرد را از جشنواره جهانی مسکو بدست آورد
- انتشار تیزر هفته فیلم ایتالیا + ویدئو
- اسامی فیلمهای حاضر در هفته فیلم ایتالیا اعلام شد/ از آثار مورتی تا برتولوچی
- هفته فیلم ایتالیا ۱۱ آذر آغاز میشود/ نمایش آنلاین و رایگان فیلمها
- چهارمین دوره هفته فیلم اروپایی برگزار میشود/ اعلام جزییات رویداد
- نانهای بیات/ نگاهی به فیلم «حوا، مریم، عایشه»
- کدام چریکه؟ کدام بهرام؟/ نگاهی به مستند «چریکه بهرام»
- سالها بایست تا دَم پاک شد/ نگاهی به فیلم «پری»
- فهرست فیلمهای روی پرده در سینماهای «هنروتجربه»/ «منگی» از ۱۵ شهریور میآید
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «قاعده بازی» حاوی بازیهای پست مدرنیستی است
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
آخرین ها
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است
- ژیل ژاکوب در ۹۶ سالگی آخرین کتابش را منتشر خواهد کرد
- «ناگهان»؛ فیلم موفق فرانسوی از کارگردانی ژاپنی
- «البنات» به تونس میرود
- نگاهی به بازیگری فائقه آتشین/ خانم سوپر استار
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- صدور پروانه ساخت ۶ فیلم سینمایی/ قرارداد اکران ۴ فیلم جدید
- با معرفی برگزیدگان سی و دومین دوره؛ جایزه قلب سارایوو به فیلم اتریشی رسید
- اسماعیل همتی درگذشت
- «کوچ اجباری» به پرتغال رفت
- آغاز اجرای «مادرکیو» از ۲۲ شهریور/ تئاتر-ارکسترال «آرش» روی صحنه میرود
- داوری سجاد شاهحاتمی در جشنواره یونانی
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- «استخر»؛ روایتی درام در پوستهای سورئال با درونمایه فلسفی





