« سال دوم دانشکده من» داستان دو دوست به نامهای مهتاب و آواست. مهتاب به اصرار آوا همراه با دانشگاه به اردوی اصفهان می رود اما این سفر به جای خوشی و تفریح برای آنها به خاطره ای تلخ تبدیل میشود.
به گزارش سینماسینما، رسول صدر عاملی در تازه ترین اثر خود «سال دوم دانشکده من»بعد از ۹ سال دوری از سینما با فیلمنامهای از پرویز شهبازی مانند بسیاری از آثار قبلی خود به سراغ دغدغههای دختران جوان رفته است، اینکه یک فیلمساز مرد به دور از نگاه فمینیستی رایج سالهاست در آثارش چون “من ترانه ۱۵ سال دارم»، «دختری با کفش های کتانی»، «دیشب باباتو دیدم آیدا» و حتی «زندگی با چشمان بسته» به مسائل، مشکلات و دغدغههای دختران و زنان جوان می پردازد، موضوعی تحسین برانگیز است اما باید قبول کرد در آخرین فیلم صدرعاملی دیگر از آن شخصیتهای ملموس و نگاه موشکافانه به قشر جوان خبری نیست.
« سال دوم دانشکده من»داستان دو دوست به نامهای مهتاب و آواست. مهتاب به اصرار آوا همراه با دانشگاه به اردوی اصفهان می رود اما این سفر به جای خوشی و تفریح برای آنها به خاطره ای تلخ تبدیل میشود.
دختران صدر عاملی این بار دیگر محصل نیستند، ظاهراً بزرگ شده و وارد دانشگاه و فضای اجتماعی بازتری شده اند اما از نظر فکری و رفتاری گویی رشدی نکرده اند. مهتاب و آوا به عنوان نماینده دختران دانشجوی امروز؛ یکی از خانواده ای ضعیف و دیگری مرفه، دخترانی هستند که کاری جز فکر کردن به پسران ندارند و تمام حرف هایشان با یکدیگر تعریف ماجراهایی است که بین آنها و پسر مورد نظر اتفاق افتاده است. دوست پسرهایی که به قدری در زندگی یک دختر تأثیر گذارند که آوا به دلیل شکهایی که به علی داشته به مصرف قرص مخدر روی می آورد.
خانواده نیز در « سال دوم دانشکده من»از پای بست ویران است، این دختران چه در خانواده فقیر و غنی گویی به حال خود رها شده اند و دلسوزی ندارند. ما شاهد پدر و مادرانی هستیم بی خبر از وضعیت واقعی فرزندانشان. مادر مهتاب (شقایق فراهانی) که حتی به دلیل سنگین بودن گوشش و خرابی سمعک اصلا حرفهای دخترش را نمیشنود چه برسد بخواهد او را درک کند، مادری که فقط در فکر حفظ کردن مغازه خود است و هیچ اهمیتی به احساس دخترش نسبت به منصور نمیدهد. آوا هم هیچ تناسبی چه از نظر ظاهر و چه باطن با خانواده اش ندارد و مخاطب وقتی خانواده او را برای اولین بار می بیند یکه می خورد؛ چرا که با شناختی که از آوا بدست آورده اصلاً فکر نمیکند این دختر از خانوادهای سنتی و مذهبی باشد. متأسفانه صدرعاملی نیز تحت تأثیر جریان روشنفکر سینما تصویری ناخوشایند و تخدیری از خانواده ای سنتی و مذهبی نشان می دهد، مادر آوا (نیلوفر خوش خلق) با ظاهری چادری و تسبیح در دست و ذکر برلب به قدری از دخترش دور است که حتی چمدان او را نمی شناسد. پدر آوا (علی مصفا) نیز با آن رفتار سرد و بی روح به نظر نمی رسد رابطه گرم و صمیمانه ای با دخترش داشته باشد.
صدر عاملی در اثر جدیدش شخصیت ها را در موقعیتهایی قرار می دهد که بین دو راهی احساس و وجدان قرار می گیرند. مهتاب با دیدن علی-دوست پسر آوا- نه تنها دوست صمیمی خود را فراموش میکند بلکه تعهدش به منصور -پسر عمه اش- را نیز نادیده میگیرد. مهتاب از نیمه تا پایان داستان پیوسته بین احساس تازه و وجدانش سردرگم است و احساس گناه می کند، یادمان بیاید همیشه در صوت های خود برای آوا میگوید که حالش بد است. او هر زمان اوقات خوشی را با علی سپری می کند سریع دچار عذاب وجدان شده یا نزد آوا رفته و اعتراف میکند و یا سراغ منصور می رود و از او دلجویی می کند.

فیلمساز که در تمام طول فیلم سعی دارد تا مخاطب جانب حق را به مهتاب بدهد، با او همراه شده، مانند او با دیدن پسری خوش سیما و پولدار از نامزد تحمیلی و فقیر خود دلزده شود و در دوراهی انتخاب بین رفاقت و عشق تازه قرار گیرد، با پایان بندی فیلم اش همه چیز را خراب میکند. رفتاری که مهتاب در سکانس پایانی از خود نشان میدهد، با آنچه پیشتر انجام داده همخوانی ندارد و مخاطب نمی تواند بپذیرد چگونه مهتاب به این تصمیم رسیده و به اصطلاح به راه راست هدایت شده؟ اصلاً منصور چگونه با آن غیرتش مهتاب را بخشیده؟ و حتی چگونه پدر و مادر آوا با آن اعتقادات مذهبی دوست پسردخترشان را در جمع خود پذیرفته اند؟!
« سال دوم دانشکده من»شاید ایده جالبی داشته باشد اما در داستان گویی بسیار ضعیف عمل می کند، بحران فیلم درست شکل نمی گیرد، فیلنامه منطق روایی نداشته و کنش های شخصیت ها غیرقابل باوراست. شخصیت های فرعی داستان از پدر و مادر آوا و مهتاب گرفته تا علی و منصور و حتی خانم نوزاد گرچه بازیگران مشهوری دارند اما در حد تیپ و در سطح باقی می مانند .مخاطب نمی داند ظاهر نجیب و پاک علی را باور کند یا حرف های آوا در خصوص هزرگی و دخترباز بودن او را.دانشگاه به تصویر در آمده در فیلم نیز با آن راهروهای تنگ و تاریک منتهی به اتاق مسئولین و کمیته انضباطی گویی یک زندان برای دانشجوست که مسئولان آن به دنبال تلافی کردن و لج و لجبازی با دانشجویان هستند.
منبع: تسنیم
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- پیام متفاوت علی رفیعی به رسول صدرعاملی
- در بیست و چهارمین دوره جشنواره؛ ۱۴ اثر از سینماگران ایرانی در داکا نمایش داده میشود
- «زیبا صدایم کن»؛ نجواى مردى از دل باران
- «زیبا صدایم کن»؛ بذرِ امید
- «زیبا صدایم کن»؛ ملودرامی احساسی
- «زیبا صدایم کن»؛ یک رابطه پدر و دختری لطیف و انسانی
- چهارگانه صدرعاملی کامل شد/ عاشقانه آرام میان دو غریبه آشنا
- میان مردم و سینما فاصله افتاده است/ زنان را فراموش نکردیم
- صدور پروانه ساخت سینمایی برای پنج فیلمنامه
- یادداشت کیانوش عیاری درباره «جنگل پرتقال»؛ با ۶۰ هزار تومان، میلیونی لذت ببرید
- «آهو» و «جنگل پرتقال» به سینماها میآید
- آخرین تصمیمات خانه سینما در پی قتل داریوش مهرجویی و همسرش
- داوران بخش ملی و بینالملل جشنواره۳۵ فیلم کودک معرفی شدند
- همزمان با ولادت امام رضا (ع) منتشر شد؛ خاطرات صدرعاملی از عزت الله انتظامی و خسرو شکیبایی
- در نشست هفته جهانی موزه و میراث فرهنگی در موزه سینما مطرح شد: کیارستمی میگفت مدیون رزمندگان و جانبازان شیمیایی هستیم/ موزهها باید زنده بودن و زندگی را به جامعه منتقل کنند
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





