سعید مطلبی باحضور در برنامه «۳۵» با اجرای فریدون جیرانی از خاطرات همکاریاش با ایرج قادری و فردین گفت و سینمای امروز و قبل از انقلاب را باهم مقایسه کرد.
به گزارش سینماسینما، آخرین ساعات شامگاه چهارشنبه اول دی، برنامه اینترنتی و گفتوگو محور «۳۵» با اجرای فریدون جیرانی و حضور هادی مطلبی، فیلمنامهنویس و کارگردان با سابقه سینمای ایران در دسترس مخاطبان قرار گرفت.
این کارگردان و نویسنده که در سالهای پیش از انقلاب پُرکار بوده است، درباره اینکه چرا در دهه ۵۰ و ۶۰ اسم خود را روی فیلمنامههایش نمیگذاشته، توضیح داد: «اصلا هم اینطور نیست، نمیگذاشتند که اسم خودم را بنویسم، چون اوایل انقلاب من ممنوعالفعالیت شدم و برای همین اجازه نداشتم که اسمم را روی کارهایم بزنم. بعد از «دادا» و «برزخیها» من اجازه کار نداشتم و وزارت ارشاد من را خواست تا توجیه هم کند و من قبول نکردم و از آن زمان تا به امروز جز یک مرتبه به وزارت ارشاد نرفتهام.»
مطلبی درباره بازخوردهای فیلم «برزخیها» و واکنش مخملباف در نماز جمعه آن زمان گفت: «این فیلم دغدغه من بود و بعد که این فیلم اکران شد، آقای مخملباف یک چارپایه در نماز جمعه گذاشتند و طومار جمع کرد که این فیلم مشکل دارد و اینها با این کار میخواهند جمعیتی را که از کشور دفاع میکنند قاتل و جانی جلوه دهند، درحالیکه من این فیلمنامه را قبل از جنگ نوشته بودم.»
او درباره ممنوعالفعالیتی سایر هنرمندان را گفت: «مرحوم فردین، قادری، ناصر ملک مطیعی و سعید راد را هم ممنوع الفعالیت کردند و من هم وسط این دوستان گرفتار شدم و خیلی برایم سخت بود. من مانند یک کارگر خارجی بدون اجازه کار و پنهانی و مخفیانه کار میکردم و چون نباید کار میکردم حقم را هم میخوردند نمیتوانستم اعتراضی کنم. وقتی نتوانی کاری که میخواهی را بکنی یعنی مردی، همانطور که خیلیهای ما مردیم.»
این فیلمنامه نویس درباره تفاوت اوضاع نویسندگی و سینمای قبل و بعد از انقلاب توضیح داد: «زمانی که ما در سینمای عامه پسند کار میکردیم، در آن زمان وجه غالب کارگردانهای ما فیلم نمیدیدند و کتاب نمیخواندند، بعد از انقلاب کارگردانها بسیار با دانش هستند و مهمتر از همه به کارشان علاقه دارند و برای همین کار با کارگردانهای بعد از انقلاب بسیار آسانتر است.»
او ادامه داد: «فرق این دو سینما در آدمها و روابط است، سینمای امروز ما همانند پسته ایران شده و بسیار مشهور است، ولی من یکسری از روابط را نمیپسندم و احساس میکنم که اخلاق بسیار کم رنگ شده است. در این ممکلت یکسری آدمها دنبال چیزهایی میروند که هیچ اطلاعی از آن ندارند. لقمه قاپیدن در سینمای قدیم نبود ولی الان من میبینم.»
مطلبی درهمین خصوص خاطرهای از مرحوم فردین و قادری تعریف کرد: «یادم هست که ایرج وضع مالی خوبی نداشت و بدهکار بود. به فردین پیشنهاد دادم که در فیلم او بازی کند. وقتی قرار ملاقات گذاشتیم، جلوی دفتر فردین، ایرج ماشین او را دید و خیلی خوشش آمد. وقتی رفتیم در دفتر، ایرج درباره ماشین به او گفت و بعد از اتمام صحبتها، فردین بدون هیچ حرفی، روی پاکت قرارداد، کلید ماشین را هم گذاشت و گفت که با این ماشین نصف پول فیلم را داده است و مابقیاش را ایرج بدهد. منظورم این است که امروزه ما امثال این رفتارها را نمیبینیم.»
او درباره نشانه های مذهبی در کارهایش بیان کرد: «من عمویی داشتم که بسیار مومن بود و من این نشانه ها را از او به یاد دارم، بگذرد که بعد از انقلاب باید ثابت می کردیم که مسلمان هستیم.»
مطلبی درباره بهترین فیلمنامههایش از نظر خودش گفت: «من «هیس دخترها فریاد نمی زنند»، «دادا»، «تاراج» و «می خواهم زنده بمانم» را خیلی دوست دارم.»
این هنرمند درباره بهترین فیلمهای جدیدی که تابه حال دیده است گفت: «دو فیلم رضا درمیشیان را دیدم که خوب بود و خوشم آمد.»
مطلبی در پایان درباره عدم موفقیت قادری در آخرین آثارش توضیح داد: «به نظرم وقتی مقدار نمک را ندانی و آن را به غلط بریزی دیگر آن غذا درست نمیشود. من «آکواریوم» را بازنویسی کردم و ۹ سکانس برای بازی او نوشتم که موجب نارضایتیاش بود، درحالیکه آن تعداد به اندازه بود. در «محاکمه» یه هوا بیشترش کردم و در کار بعدی من دیگر ننوشتم چون به نظرم حضور زیاد ایرج جلوی دوربین برای مخاطب زیبا نبود و ایرج باور کاذبی از خود داشت.»
منبع: خبرآنلاین
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- بنیاد ایرانشناسی برگزار میکند؛ نشست تخصصی روایت وطن در سینمای ایران
- امروز، روز ملی سینما نیست!
- چاقوکشی برای رسیدن به حق!/ درباره لزوم فاصلهگذاری بین هنرمند و انسان خوب
- سینمای ایران از نفس افتاده است
- از تاریکی گفتن موجب روشنایی نمیشود/ سینمای ایران نیازمند فیلمهایی است با تم امید و جسارت
- یاوری که با نامش غریبه بود
- چرا سیاهنمایی کارِ سینمای ایران نیست
- حالا ما به همه گفتیم زدیم شمام بگید زده خوبیت نداره/ درباره بهمن مفید
- سینمای ایران به هوای تازه نیاز دارد
- استقبال تماشاگران و منتقدین از یلدا در جشنواره ساندنس
- نکتههای گمشده سینمای ایران/ اهمیت دکور در سینمای دهه ۳۰ + ویدئو
- آزمون بزرگ «خانه پدری»
- گفتوگو با اصغر رفیعی جم/ بهرام بیضایی خود یک دانشگاه بود
- دو روز وقفه در پخش سریال «ستایش»
- گزارش سازمان سینمایی از وضعیت سالنهای سینمای کشور
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- برای شرکت در نود و نهمین دوره جوایز آکادمی؛ برای نخستین بار واتیکان یک فیلم به اسکار میفرستد
- گرامیداشت روز سینما / گزارش تصویری
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- فوت مستندساز شیلیایی؛ پاتریشیو گازمن درگذشت
- نامه آقااسفندیار به رائد فریدزاده؛ اهدای نشان به آقای داوودنژاد را به شما تبریک میگویم!
- مدیر جشنواره جهانی مونترال درگذشت
- همزمان با معرفی هیات انتخاب؛ فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- نخستین پیشنشست همایش نمایشنامهپژوهی/ از آسیبشناسی پژوهش تئاتر تا ضرورت بازخوانی تاریخ ادبیات نمایشی ایران
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶/ «کمی نور»؛ در شرایط ناامیدی
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیرطلایی به «زن ناشناس» رسید/ یک جایزه برای بازیگر ایرانی
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
- نشست رسانهای روسای خانه سینما؛ عسگرپور: شورای پروانه ساخت حذف شود، نه پروانه ساخت





