سهم سابقه حمید قربانی در همکاری با اصغر فرهادی برای پذیرفتن پیشنهاد بازی در این فیلم چه اندازه بود؟ و چقدر فیلمنامه و کستینگ بازیگری اهمیت داشت؟
همکاری حمید قربانی با کارگردانهای شاخصی مثل داریوش مهرجویی و اصغر فرهادی حتما بیتاثیر نبوده است و به غیر از این خود فیلمنامه و موضوعی که همیشه نسبت به آن دغدغه داشتم باعث این همکاری شد. موضوعی که در کمتر فیلمی به شکل درست به آن پرداخت میشود.
شخصیت فروغ باید چندوجهی (زنانگی، مادرانگی، عدالتخواهی و حسرتکشی) کار میشد. چه راهکاری برای پروراندن این وجوه مختلف در نقش داشتید؟
مهمترین راهکار، رسیدن به حس درونی فروغ بود؛ یعنی فریاد نزدن احساسات درونیاش. قرار نبود که فضا سانتیمانتال شود و به کمک کارگردان سعی کردیم شخصیت را در یک فضای عقلانی تا یک فضای صرفا هیجانی و احساساتی ترسیم کنیم.
تمرینهایتان چطور بود؟
تمرین زیادی داشتیم. بهعنوان مثال یکی از تمهیدها برای رسیدن به شکل درست پرورش شخصیت، تمرین حالوهوا و زندگی فروغ با دیگران قبل از حادثه بود. در واقع با این تمرینها سعی کردیم آهسته و پیوسته رفتار فروغ را تحلیل کنیم و باورپذیر ارائه کنیم.
آیا فرصت بداههپردازی هم داشتید یا همه چیز از فیلمنامه استخراج میشد؟
فیلمنامه کامل بود و بداهه برای من بیشتر در بخش دیالوگها اتفاق میافتاد که با تعامل مناسب با کارگردان سعی کردیم به نگاهی مشترک برسیم.
یکی از نقاط قوت بازی شما این است که با ویژگی حدنگهدار در نقشتان حضور دارید و در واقع انرژی درونیتان در یک تعادل منسجم با انرژی بیرونی است.چالش مهم بازی در شخصیت فروغ برای شما چه بود؟
همین کننرل احساس چالش بسیار مهمی بود. در لحظاتی فروغ دلش میخواست فریاد بزند اما مجبور به ساکت نگهداشتن احساسات درونیاش بود و این بسیار سخت و غمانگیز بود. این نوع بازی سختتر است تا شکلی از بازی که همه چیز بهطور بیرونی ارائه میشود. در واقع بازی در نقش فروغ قرار بود به شکلی مینیمال باشد.
مزیت دیگر بازی شما این است که بازیگر نوجوان مقابلتان را محو نمیکنید. درواقع کاری نمیکنید که بازی او دیده نشود و خبری از خودنمایی در پاس کاری حسی نیست. کار با دو بازیگر کودک و نوجوان فیلم چطور بود؟
بهنظرم بازی با پارتنر شبیه بازی پینگپونگ است و بدهبستانهای مختلفی دارد. هر جای بازی که فردی بیرون بزند به فیلم لطمه خواهد زد همه باید در خدمت فیلمنامه باشند نه نقش خودشان. در واقع باید هر بازیگری مثل یک بازیکن تیم در خدمت کار گروهی باشد و نه فردی.
ایفای نقش در این فیلم جزو بازیهای شاخص کارنامه شماست اما چرا در جشنواره دیده نشد؟ به نظرم جزو بهترین فیلمهای جشنواره سال گذشته بود.
من هم این فیلم را خیلی دوست دارم. اینکه در جشنواره به آن توجه نشد، به سلیقه داوران برمیگردد. بههر حال هر داوری با سلیقه فردی خودش داوری میکند و این اتفاق عجیبی نیست. جدای از اینکه اعتقاد دارم کاش داوری در جشنواره فجر هم مثل جشن منتقدان، خانه سینما و حتی اسکار، در طول سال بعد از اکران فیلمها انجام شود. آنوقت هر فیلمی طبق استحقاق و شایستگیاش دیده و تحسین میشود و علاوه بر این بازخورد فیلم نزد مخاطب هم هم میتواند به داوری کمک کند.
از لحاظ محتوایی چه موضعی نسبت به ایده مرکزی داستان داشتید؟ حق را به چه کسی میدادید؟
این فیلم به من نشان داد حق، مطلق و سیاهوسفید نیست و خانواده مقتول در شرایط بسیار سختی قرار دارند و باید بخشش را از آنها درخواست و تقاضا کرد و نه طلب. جدای از اینها این اتفاقات دردناک ممکن است در هر خانهای بیفتد. بنابراین همیشه باید مراقب بود.
در بازیهای شما شمهای از عصبانیت را مثلا در چهار فیلم «سالاد فصل»، «آتش بس»، «برف روی کاجها» و «بیگانه» دیدهایم اما در اینجا عصبانیت شکل درونیتری پیدا کرده است. چه تحلیلی از نقش و جهانبینی شخصیت داشتید؟
در این قصه و در شکل شخصیتپردازی فروغ، کنترل احساس در بحران کار سختی بود. بهخصوص در فرهنگ ما که بهخاطر دلایل زیادی، برای گرفتن حق خودمان مجبور به فریاد هستیم. جهانبینی شخصی فروغ، رعایت اخلاق در مسیر درستش بود، چیزی که اینروزها در جامعه کمتر دیده میشود.
جشنواره امسال از معدود دورههایی بود که در آن حضور نداشتید و به نسبت کمکار شدهاید. علت به گزیدهکاری مربوط میشود یا نه دلایل دیگری دارد؟
کمکاری من به حضور دختر کوچکم برمیگردد که ترجیح دادم وقت بیشتری برای او داشته باشم. علاوه بر این نزدیک به بیستسال است که در حال فعالیت بهعنوان بازیگر هستم و آزمون و خطاهای مختلفی داشتم و در حال حاضر کیفیت بازی را به کمیت حضور در فیلمها ترجیح میدهم. الان انتخاب یک فیلم درست برایم نسبت به بازیکردن در همه فیلمها و قبول کردن تمام پیشنهادها در اولویت است. بیش از گذشته رضایت قلبی خودم را در ایفا کردن نقش درست در یک فیلم خوب را ترجیح میدهم تا بتوانم آن رسالتی را که به آن رسیدم محافظت کنم.
اینکه خودتان مادر هستید چقدر در ایفای نقش مادر به شما کمک کرد؟ از اولین نقشهای کارنامه شماست که بهجای دخترانگی و ایفاگر نقش همسر، مهرمادری شخصیت سهم مهمی در پیشبرد درام دارد.
درگذشته برای ایفای نقش مادر بیشتر از تکنیک استفاده میکردم اما حالا با پوست و استخوانم این حس را درک می کنم و باورش دارم. مادرشدن اتفاقی است که برای بازیکردن آن خیلی باید عمیق بود و زندگی کرد؛ حالا نه در فیلم که در هر اتفاقی که اسم کودک وسط میآید حس عمیق توام با طغیان برای محافظت به من دست میدهد و خیلی از این حس لذت میبرم.
منبع: صبا
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «قرار نوامبر»؛ جزئیاتی از فیلم جدید مهناز افشار
- سپتیمیوس ۲۰۲۵؛ شهره آغداشلو، محمد رسولاف و مهناز افشار در هلند جایزه گرفتند
- تقلید زندگی/ نگاهی به فیلم «ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا»
- باری به هر جهت/ نگاهی به فیلم «ناگهان درخت»
- کجا بروم با اسبی که جایی نمی رود؟!/ نگاهی به فیلم «ناگهان درخت»
- مردی که هر کاری میکند که هیچ کاری نکند!/ نگاهی به فیلم «ناگهان درخت»
- گفتوگو با صفی یزدانیان/ «ناگهان درخت» از مخاطبش میخواهد آسانگیر نباشد
- در ستایش فرم/ نگاهی به فیلم «گیلدا»
- اعتراض عبدالرضا کاهانی به حذف تصاویر مهناز افشار در تبلیغات فیلمها
- ماجرای عجیب خود آزاری مدیران تلویزیون
- اکران آنلاین «مهمانخانه ماه نو» با بازی مهناز افشار
- یک توئیت عجیب از مهناز افشار/ اعتراف و عذرخواهی
- هدیه مهناز افشار به پاکبانان
- سفیر چین در ایران مهناز افشار را در توئیتر بلاک کرد
- برترین بازیگران زن سال ۹۸ (۳)/ الهام کردا، مهناز افشار
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- نگاهی به فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی/ ماخولیای زنِ ستمکشِ ایرانی
آخرین ها
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه





