سینماسینما، آرش عنایتی
زن، موجودیت و هستی اثری به نام ۱۹۷۶ را شکل داده است و یا به عبارتی، وجود زنانی که در ساحت ظاهر و باطنیِ ساخت فیلم مشارکت داشتهاند تولیدِ فیلمی را رقم زدهاند که فریم به فریماش به رغم موضوع ننگیناش- زیستن در خونینترین سال حکومت دیکتاتوری پینوشه در پناه خانوادهای همکاسه با ظالم- ضیافتی رنگین و و گونهگونی از ترکیبات صوتی و تصویری است. از تهیهکننده تا طراح صحنه، تدوینگر، فیلمبردار، آهنگساز … تا کارگردان و بازیگر اصلی فیلم همگی زن هستند. زندگیِ زنی است ۱۹۷۶ به نام کارمن از طبقهی بورژوا -آن طبقهی اجتماعی که عاملین اصلی سرنگونی آلنده و سُرگونی آزادیخواهان بودند – که برای تغییر دکوراسیون ویلایش به حومه سانتیاگو میرود. در آنجا به توصیهی کشیش، مراقبت از جوانی زخمی را بر عهده میگیرد. این مراقبت به تعقیب و مراقبتی پلیسی/سیاسی منجر میشود که زندگی کارمن را به چالش میکشد .آزادی، تحفهای است که در حکومت دیکتاتوری پینوشه مفقود و از پی آن جوانک داستان، زخمی است. مانوئلا مارتلی- همان دختربچهی کوچک فیلم ماشوکا۱ که آن فیلم هم از اتفاق به دوران کودتای پینوشه میپرداخت- اکنون با کارنامهای مشتمل بر ۱۷ فیلم در نخستین فیلمی که کارگردانی کرده با همکاری زنان هنرمند دیگری اثری خلق کرده که لطافت زنانه مشتمل بر چشمنوازی رنگها و غلیان احساس و کاربرد آگاهانهی صدا را توامان در خود دارد.
سکانس آغازین فیلم به درستی مبنایی برای بنای کلیت فیلم است. مانوئلا هوشمندانه و هنرمندانه کل قواعد و قرادادهای تماشای فیلمش را با تماشگر از همین سکانس سامان میدهد. کارمن به بهانهی انتخاب رنگی خاص درونِ فروشگاهی است و افتادن لکهی رنگی بر کفشاش همان شتک خونی است که در بیرون از این فضا ریخته شده است. مانوئلا، کل رویداد سیاسی فیلماش را بیرون از کادر و از طریق صدا منتقل میکند و این همان مواجههی سنتیای است که ساکنین این طبقه در هر گوشهی دنیا با پدیدههای اینچنینی داشته و دارند. از سویی کارمن، رنگِ مورد علاقهاش را از زمینهی آسمانِ تصویری در بروشور برمیگزیند که در آن برج میدان سِنمارکو در پیشزمینهاش دیده میشود. این نکته هم پیشزمینهای است برای درک چرایی همکاریاش با کشیش و اشاره به باورهای مذهبیاش، و هم با پیش کشیدن پسزمینهی الهیاتی سِنمارکو به مباحث فیلم، معناهایی ژرفتر را به اثر میبخشد همچنان که این انتخاب نظرگاه سانتیمانتالیستی کارمن و درکاش از وقایع پیرامونش را در این لحظات یادآوری میکند. به بیان دیگر مانوئلا با همین چند نمای ساده و تاکید بر آنها- از طریق نماهای درشت- به چند هدف نائل شده است. اهدافی که در راستای شخصیت پردازی کاراکتر، شناخت درستتر تماشاگر را از کاراکتر برآورده میسازد آن هم در آوردگاهی از رنگها که در ادامه شاهدش هستیم (از ترکیب رنگها در فروشگاه تا ترکیبشان در همزن داخل خانه برای تهیه کیک! و …)
بر حسب این که کارمن قرار است با چه چیزی مواجه شود و ما آن را چگونه ببینیم، نماهای کارمن و ایضا نقطه دید ما نسبت به او و موضوع، تنظیم و نظام یافتهاند. اینگونه است که کنش سیاسی و حضور دیکتاتور و عواملش بیرون از کادر قرار میگیرند تا خوف و کراهتشان بیشتر به چشم بیاید. گاه از طریق دیدن کارمن، گاهی از طریق مشاهدهی آنچه میبیند و بعضا به واسطهی دیدن نماهایی تعقیبی از او، موضوع را در مییابیم و موضعمان را با او متعادل میسازیم.(و این همهی آن چیزی است که با طراحی درست در کارگردانی از همین سکانس آغازین، آغاز شده است). از طرفی دیگر با تقطیع مناسب نماها، توالی و ترکیبشان؛ روایت فیلم پیش میرود و معنا مییابد برای نمونه: نماهای مربوط جسد یکی از معترضین که به ساحل دریا رسیده است۲ به نمای تصاویر تلویزیون از دریا برش میخورد که تصاویری تبلیغاتی در رسای حکومت پینوشه است این دو ضلع با ضلع سومی که نماهایِ تصاویرِ خانوادگی کارمن کنار دریاست و از طریق پرژکتور پخش میشوند، مثلثی را شکل میدهند که کارمن را در مرکز خود قرار دادهاند.
کارمن، زنی که به نوعی در نظام مردسالار شیلی از پزشک شدن بازداشته شده با زندگی بخشیدن به یکی از معترضین حداقل در دید آیندگان- تماشاگران فیلم- در زمرهی آزادی خواهان قرار میگیرد. و این شاید تلنگری است که مانوئلا از طریق این فیلم بر وجدان نسل نوآمدهی بورژواهای شیلیایی -درست در نزدیکی انتخابات و ترس از قدرت گرفتن راستیهای افراطی- زده است.
- Machuca
- ردوران پینوشه، ماموران اطلاعاتی پس از شکنجه کردن معترضان، اجسادشان و حتی بعضا آنان را زنده از هواپیما به دریا میانداختند. پیکر اینان را گاه دریا به ساحل میآورد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- «پایان یک دوران زیبا»؛ سازش
- ماجرایِ ظریفِ وزارت خارجهی سوئیس
- آینهی استاد!
- «بیچاره، پاول بیچاره»؛ جشنِ تشییع!
- «تشخیص: نافرمانی»؛ داستانی آشنا!
- پسا سولاریس!
- فیلم «۹۷۷»؛ پسا سولاریس!
- «ستاره»؛ آکواریوم
- «شوهر ستاره»؛ حقیقتی منبعث از زندگی و تجربهی زیستهی بخشی از زنان
- به وقت فرعون
- «بچه مردم»؛ فیلمی که به دیگران جوالدوز میزند، اما از زدن سوزن به خودی باز میماند
- ذلت ماندن یا لذت رفتن و رستن!
- سقوط قهرمان، فروپاشی جامعه/ نگاهی به فیلم «اعدام»
- تبانی ابر قدرتها و تباهی ملتها/ نگاهی به فیلم «در سایه»
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»





