سینماسینما، آرش عنایتی
روایت فیلم «چه کسی برایت آواز میخواند» که برمبنای رویدادی حقیقی از زندگی خوانندهای ژاپنی ساخته شده، فیلمی است اسپانیایی که داستان خوانندهی زنی را روایت میکند که پس از مرگ مادرش توان خواندن را از دست داده است. فیلم اما همچنان که از عنواناش هویداست پاسخ به پرسشی هستیشناختی است که مباحث بینظیری -در سینما- در خصوص هویت و موجودیت رابطهی هنرمند و دوستدارش را پیش میکشد. جایی که سوژه و ابژه همنشین و بر جای هم مینشینند و از پسِ همنشین شدن این دو، فضایی به کل متفاوت خلق میشود. فضایی که به ظرافت از طریق میزانسن و دکوپاژ ترسیم میشود( برای نمونه، در فلو فوکوس از لیلا به وییولتا و از گریهی اولی به خندهی دومی و ترکیب این دو). انتخابِ نامهایی با معنایی مشابه(لیلا و وییولتا در زبان اسپانیایی) و ظاهری شبیه به هم (وجود کلاهگیس برای وییولتا و آشناییاش بر لب ساحل دریا) هم ارزی دو کاراکتر را سبب میشود و در مواجههی نخست، ظاهرا کاراکتری با بیماری روانی دوشخصیتی را متجسم میسازد لیکن با گسترش روایتِ، کاراکترها هر یک مسیری به کل متفاوت از دیگری را طی میکنند. روایتی از فروپاشی و تلّاشی مادرِ یکی و دخترِ آن دیگری. یکی گذشته را فدای حال میکند و آن یکی آینده را به مسلخ اکنون میآورد. از دختری که مادرش را قربانی میکند تا مادری که دختر را به قربانگاه میبرد. سیر دوار داستان نیز به زیبایی اثر افزوده است از خودکشی ابتدایی در دریا تا تکرارش در پایان. حرکت مدوری که در طراحی حرکات دوربین در نماهای فیلم هم نمود یافته است(حرکت دوربین در کنسرت پایانی و تغییر از وییولتا به لیلا و برکشیدن و گویی شکوفاشدن لیلا پس از تعظیم و تشویق جمعیت به درستی ارتباط و تغییر پیاپی سوژه و ابژه را پیش میکشد) اگر لباس لیلا کفنی برای وییولتا است در عوض، حضور و وجود وییولتا سبب شکوفاشدن لیلا میشود. شیطنت کارلوس ورموت(کارگردان فیلم) در عنوان کنسرتی که در پسزمینه دیده میشود، روزها و هفتهها پس از دیدن فیلم هم آتش بحث را در اذهان مخاطباناش همچنان گرم و سوزان نگاه میدارد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- «پایان یک دوران زیبا»؛ سازش
- ماجرایِ ظریفِ وزارت خارجهی سوئیس
- آینهی استاد!
- «بیچاره، پاول بیچاره»؛ جشنِ تشییع!
- «تشخیص: نافرمانی»؛ داستانی آشنا!
- پسا سولاریس!
- فیلم «۹۷۷»؛ پسا سولاریس!
- «ستاره»؛ آکواریوم
- «شوهر ستاره»؛ حقیقتی منبعث از زندگی و تجربهی زیستهی بخشی از زنان
- به وقت فرعون
- «بچه مردم»؛ فیلمی که به دیگران جوالدوز میزند، اما از زدن سوزن به خودی باز میماند
- ذلت ماندن یا لذت رفتن و رستن!
- قابهای رنگین از روزگاری ننگین!/ نگاهی به فیلم ۱۹۷۶
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- برنده شیرطلای ونیز در راه آکادمی داوری/ «زن ناشناس» نماینده دانمارک در اسکار۲۰۲۷ شد
- «کوچ اجباری» از پرتغال جایزه گرفت
- دو مستند کمتر دیدهشده از «مرتضی شاملی» در موزه سینما
- نمایش و تحلیل مستند «گلدونه، مشرحیم، صغرا و دیگران» در سینماتک خانهی هنرمندان ایران
- «صد سال به این سالها»؛ یک تایملپس سینمایی از زندگی «ایران»
- توضیحات گروه اجرایی «تهران پاریس تهران / پل» درباره حاشیهها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد





