واقعا چرا یک نفر گردن نمیگیرد مسئولیت ممنوع شدنِ بیدلیلِ کارِ اینهمه بازیگر را که همگی در سنین جوانی و در اوج، از بازیگری محروم ماندند؟
آقای مدیر سینمای دهه ۶۰ که خودش راه میافتد میرود از گل و بلبل بودن دوره مسئولیتش ویدیو پر میکند و تاریخ را دوباره مینویسد. به آقای فارابی ان دوران هم که از گل نازکتر نمیشود گفت. آقایان دیگر هم که مسئولیت فرهنگی و سینمایی داشتند و بعضیهایشان دستور معدوم شدن و آتش زدن فیلمها را صادر میکردند حالا اصلا همه اصلاحگرا و روشنفکر شدند و انگار از ازل همین بودهاند. حتی وقتی فرزند امام گفته بوده ما با محرومیت اینها مخالف بودیم، صدا از این جماعت در نمیآید. پس چه کسی یا کسانی اجازه ادامه فعالیت اینهمه آدم را ندادند و حتی بهشان نگفتند که چرا و به چه دلیل؟ گروههای خودسر؟ امثال مخملباف؟ خشونتگراها؟ کی؟ یکی بیاید روشن و شفاف بگوید چه کسی؟ بگوید اصل ماجرا چه بوده. یکی شجاعت کند و مسئولیت بپذیرد.
اگر بازی در فیلمهایی با صحنههای فلان مشکل داشت که از “برهنه تاظهر با سرعت” صحنهدارتر مگر داشتیم؟ بازیگر مردش هیچ مشکلی برای ادامه فعالیت در سینمای بعد از انقلاب نداشت ولی بازیگر زنش ابدالدهر محروم ماند تا درگذشت. کلی بازیگر از قبل انقلاب آمدند این طرف و خوشبختانه بدون مشکل ادامه دادند، خوشبختانه خیلیهایشان -بهحق- قدر هم دیدند. تازه بعضیهایشان دستکم چند فیلم با خانم گوگوش و بقیه بازی کرده بودند و چند فیلم هم در کارنامه داشتند که طبیعتا به زعم مدیران اول انقلاب مورد تایید نبودند. بعضیهایشان خوشبختانه و بهحق مجاز شدند ولی امثال فردین و مفید و پوری بنایی و ملک مطیعی و کلی بازیگر دیگر بهناحق سوختند و در حسرت حضور جلوی دوربین غریبانه مردند. زندههایشان هم مردند.
اصلا چه اتفاقی میافتاد اگر آنها هم جلوی دوربین میآمدند و در زمین سینمای سالم پس از انقلاب بازی میکردند؟
همین حالا کلی بازیگر پیش از انقلاب در گوشه و کنار دنیا در کنج خانههایشان دارند سالهای از دست رفته زندگیشان را مرور میکنند و لابد هی از خودشان میپرسند واقعا چرا؟ و پاسخی پیدا نمیکنند تا بمیرند و نامشان یک روز بعد از سالها تیتر اخبار شود و ما بگوییم؛ عه! مگر زنده بود؟ مگر ایران بود؟
حالا اگر ایران باشند و خوش شانس باشند، یک تکه در قطعه هنرمندان سهمشان میشود، اگر خوش شانس نباشند یا ایران نباشند هم که هیچ.
همیشه این سوال باقی میماند؛ آنها که فعالیتشان مجاز تشخیص داده نشد آیا کاری کردند که بقیه نکردند؟ چه فرقی بینشان وجود داشت؟ آیا چیزی را امضا نکردند؟ چیزی گفتند که بقیه نگفتند؟ آیا این جماعت از درون ضربه خوردند که جا برای بعضیها باز شود؟ آیا پای سلیقه شخصی درمیان بود؟ جریان چه بود واقعا؟ چه کسی تصمیم میگرفت کی باشد و کی نباشد؟ آنها که آنقدر قَدَر بودند که برای بود و نبود آدمها تصمیم میگرفتند یعنی آنقدر شجاع نیستند که الان بگویند بله ما بودیم و معیار تشخیصمان این بود و دممان گرم که روی فلان اصول ایستادیم و این کار را کردیم؟ بیایند جواب سوالها را بدهند که روی همان اصول فرضی چرا آن یکی مجاز شد و این یکی ممنوع. جواب حرام شدن عمرِ این همه آدم را کی باید بدهد؟ همه کی بود کی بود من نبودم راه انداختهاند؛ یک سری آدم جبونِ بیاصول که حالا در مرگ تک تک اینها اشک تمساح میریزند و پیام هم میدهند.
تهِ ماجرا هم تاریخ ثابت کرد که مردم چقدر ارزش قائلند برای این قبیلهء مظلوم و بیگناه و هنرمند که از حق طبیعی شان محروم ماندند بیجرم و بیجنایت و حالا چقدر مردم بعد از چهل سال محرومیت آنها را دوست دارند و به نیکی ازشان یاد میکنند و از یاد نبردندشان.
و چه خوش اقبالند آن سانسورچیهای بیاصول، که معمولا نامشان در شلوغیهای تاریخ گم میشود و چه حیف. امثال بهمن مفید و دهها بهمن مفید و ایرن و فروزان و فردین و ناصر و خیلیهای دیگر میتوانستند سالها در سینما کار کنند و هیچ اتفاق بدی هم نیفتد. غالب آنها هم انسانهایی سلامت و اصیل بودند. اصیلتر از خیلیهای دیگر. نه دزد بودند و نه اختلاس کردند. فقط کارشان را انجام دادند. اما نگذاشتند و از بدیهیترین حق انسانی محرومشان کردند. کیها؟ نمیدانم اما میتوانم حدس بزنم. ولی این را میدانم حقی که برگردنشان مانده ممکن است هرگز سکوتشان را نشکند اما بیتردید روزی گردنشان را خواهد شکست.
منبع: اعتماد
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- اولین روز مسترکلاس «شکوه سینما» برگزار شد
- در برنامه خط فرضی مطرح شد؛ باید راوی این دوران باشیم تا گرفتار جعل نشود
- تلاش برای تحریف تاریخ/ نگاهی به فیلم «پرویزخان»
- در سینماتک خانه هنرمندان ایران مطرح شد؛ «شکارچی گوزن» از تراژدی جنگ تا جادوی سینما/ دنبال داستان نباشید!
- پیمان معادی پاسخ میدهد؛ واکنشها به اتهام دو بازیگر زن به سعید پورصمیمی چه بود؟
- گفتوگوی خبرگزاری دانشجو با کیوان کثیریان (بخش دوم)/ هنر دستوری نیست و هنرمند باید بتواند در یک فضای باز خیالش را پرواز بدهد
- معرفی هیات انتخاب چهارمین جشن فیلم کوتاه ده
- نعل وارونه جشنواره فجر
- جشنواره فیلم فجر؛ یک خودزنی غمانگیز
- کیوان کثیریان: تکصدایی نتیجه سپردن نظارت بر تولید محتوای فضای مجازی به صداوسیماست
- کاناپه در کمد، روزهای ابدی روی آنتن
- کیوان کثیریان: سیستم داوری در جشنواره فیلم فجر باید اصلاح شود
- طباطبایینژاد: جشنواره فیلم فجر یک آیین است
- چالشهای برگزاری جشنواره فیلم فجر/ شرایط سخت، ایدههای خلاقانه میطلبد
- خداحافظ آقای اصیل
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نقش و جایگاه فیلمبرداران در سینمای ایران/ طراحان جهان دیداری فیلم
- خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی
- معرفی فیلم «حقیقت و خیانت»/ نوبت شما محفوظ است
- از آقااسفندیار مُرده شورِ فیلم سینمایی «خواب تلخ» به آقای رئیسجمهور پزشکیان
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- آغاز به کار هشتادوسومین جشنواره ونیز برای پذیرش فیلمها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است






