سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی
تازهترین کار نمایشی مجید زارعزاده کارگردان تئاتر که تجربه ی سال ها بازیگری و کارگردانی تئاتر را در کارنامه ی خود دارد، با اجرای نمایش «عطر لیموهای سیسیل» نوشته ی لوئیجی پیراندللو (به ایتالیایی: Luigi Pirandello)نمایشنامهنویس و رُماننویس مشهور سده ی بیستم ایتالیا (۱۸۶۷ –۱۹۳۶) و برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال ۱۹۳۴ ، ازچند هفته پیش، در سالن استاد هادی اسلامی در مجموعه ی تالار محراب بر روی صحنه آورده شد.
از این که کارگردان هایی چون: میکاییل شهرستانی و مجید زارع زاده ، حتی درجریان آماده سازی یک نمایش برای اجرا، از فکر آموزش بازیگران جوان و مستعد و مشتاقِ تجربه اندوزی غافل نمی شوند، جای خوشحالی و قدردانی فراوان دارد. بازیگرانی که در قالب هنرجویان و دانشجویان رشته ی بازیگری ، برای نخستین بار به صحنه می آیند تا در برابر چشم تماشاگران یک نمایش،در اجرایی زنده، هنر نمایی کنند، بی تردید برای رسیدن به نقطه ی مطلوب در آینده، با همین بازی های حتی نه چندان بی نقص خود نیز ، نخستین گام خود را بر می دارند و حرکت و پویایی آنان برای پیمودنِ راهی دراز، آغاز می شود.
نمایش «عطر لیموهای سیسیل»، در رده بندی موضوعی، در رسته ی: نمایشنامه، ادبیات معاصر( ادبیات ایتالیا) جای می گیرد که به لحاظ مضمونی، درونمایه یی روانشناختی و اخلاقی دارد: یک جوانِ سیسیلی به نام میکوچو (محمد ظفر کرمانی) پس از چند سال دوری و بی خبری ازنامزدش ترسینا (دلوین اسدی) از سیسیل با قطاری حرکت می کند تا موفق به دیدار محبوبش بشود.( این بخش از نمایش در قالب فیلم ویدیویی در عمق صحنه به نمایش گذاشته می شود.) شور و اشتیاق میکوچو و برای دیدار با ترسینا به دلیل تحمل ماه ها بیماری، وصف ناپذیر است. نیمه شبی که به خانه ی مجلل عمّه مارتا (میریامذاکری) یعنی مادر ترسینا می رسد، با استقبال بسیار سرد و دور از انتظار دو پیشخدمتِ زن و مرد خانه (ماه منیر بابایی و امید شیری ) رو به رو می شود که برایش شگفت آور به نظر می رسد. میکوچو بعد از به زبان آوردن خاطراتی از ترسینا و دادن اطلاعات تازه یی( مثل کمک های مالی و حمایت و تشویق ترسینا به خوانندگی وهمراهی و فلوت نوازی همیشگی خودش با نامزدش ترسینا ) که برای پیشخدمت ها ی بسیارجالب و شنیدنی به نظر می رسد، آن ها را متقاعد می کند که به او اجازه دهند تا همان جا برای بازگشت ترسینا که قرار است همان شب برای میهمانان و طرفداران هنر خوانندگی اش، ضیافی داشته باشند، منتظر بمانَد. با ورود ترسینا و مادرش عمه مارتا و بسیاری از همراهان آن ها که قرار است میهمان ترسینا باشند، نور امیدی در دل میکوچو می تابد و امیدوارمی شود که به زودی انتظار شیرینش به سر می رسد.( در این بخش از نمایش که به شیوه ی سایه بازی طراحی شده است، ترسینا و آدم های دیگر، از جمله جوانی که در برابرترسینا زانو می زند و شاخه گلی به او تقدیم می کند ، همه چیز در قالب سایه بازی شکل می گیرد و همین نکته تمثیل گویایی از دست نایافتنی بودنِ ترسینا برای میکوچو ست! ) اگرچه ، در همین گیر و دار ، دیدار عمه مارتا( مادر ترسینا) اندکی از نگرانی ها و دلشوره های میکوچوی عاشق می کاهد، اما طولانی شدن زمان انتظارش برای دیدار ترسینا با او و شنیده شدن صدای خنده هایی پیاپی ترسینا در فضایی که تنها سایه ی میهمانان را می بینیم، برنگرانی هایش می افزاید. پس از ساعت ها انتظار، دیدار کوتاه میکوچو با ترسینا که حالا دیگر گذشته از تغییر آشکارخُلق و خوی و رفتارش، حتی نامش نیز تغییر یافته و همه اورا به نام ” سینا مارنیس”می شناسند، نقطه ی پایانی برای همه ی آمال و آرزوهای اوست، به ویژه که حتی دادن لیموهای خوش عطری که میکوچوبا خود از سیسیل به همراه آورده و به ترسینا می دهد نیز نمی تواند، خاطره های خوش گذشته را در ذهن ترسینا زنده کند!
داستان نمایش «عطر لیموهای سیسیل»، به گونه یی، پایانی تلخ دارد. شاید پیراندللو در نخستین دهه های سده ی بیستم، با توجه به دگرگونی های اخلاقی و رفتاری آدم ها، خواسته است تا در قالب چنین نمایشی نگرانی های جدّی خود را برای کم رنگ شدن مفاهیم اخلاق مدارانه یی چون: عشق، دوستی و وفای به عهد و … را در متن چنین نمایشی، تجسّم ببخشد.
از محدودیت فضای صحنه در سالن استاد هادی اسلامی و مشکلاتی که برای طراحی صحنه و استفاده ی مناسب تر از جلوه های ویژه ی دیداری و شنیداری وجود داشته است – به ویژه مشکل پخش صدای مناسب در سالن – که بگذریم ، تلاش های مجید زارع زاده که درکنار طراحی و کارگردانی ، کار ساخت ویدیوهای بخش جلوه های ویژه، انتخاب موسیقی متن نمایش – با استفاده از آثار محمد زمانی- را نیزبرعهده داشته است، به راستی جای قدردانی فراوان دارد. به ویژه که برای اتنخاب نمایشنامه های ارزنده از نمایشنامه نویسان مشهور جهان و همچنین بها دادن به وجه آموزش عملی تئاتر و تربیت بازیگر برای بازی بر روی صحنه، در فضاهای علمی – کاربردی، همواره تلاشی چشمگیر داشته است.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی»؛ نقد مناسباتِ نابهنجار اجتماعی و سرمایهسالاری
- «چند سال پیش»؛ حکایت ِجاودانگی انسان در سایهی مِهر و عشق و امید
- نقش و جایگاه فیلمبرداران در سینمای ایران/ طراحان جهان دیداری فیلم
- «جزیره آزاد»؛ خداوندگار خودخوانده جزیره آزاد
- «سرِ انقلاب»؛ خنده در اتاق بازجویی، نمایش فروپاشی قدرت
- «رابین هود»؛ افسانهی شیرین مرد شریف قانون شکن!
- «چای سرد»؛ تصویر تلخ سیمای هنر و هنرمند در تنگنای زندگی
- یادداشتی بر کتاب «سینماگر متفکر: گفتوگو با داریوش مهرجویی»/ فراتر از تصویر؛ از جهان فلسفه تا زبان سینما
- «سامی»؛ ایستادگی پُردرد و رنجِ فراموششدگان
- «لکنت»؛ آوای درنگ و خاموشی ناخواسته
- نقدِ کتاب «لُعبتکها»؛ بازیچههای شادیبخش!
- نمایش «۱۱/۱۱»؛ اخلاقِ فردی در برابر فاجعهی جمعی
- شبه هنرمندان تشنهی پذیرفته شدن!
- «مکبثِ نهیلیسم»؛ نمایشی از سور و سوگ و رنجِ آدمی
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





