سینماسینما، محمد تقیزاده
مستند جذاب و تماشایی احسان عمادی مستندی مهم و تاثیرگذار در سینمای مستند و تجربی ایران است که حاوی نکات مهم و مغفولی است که توجه به آن برای سینماگران و مخاطبان آن بسیار مهم است. مستند «رزمآرا؛ یک دوسیه مسکوت» بار دیگر اقتباس و رجوع به تاریخ شفاهی و مکتوب سرزمین ایران را یادآوری میکند که تا جایی که دلتان بخواهد، فرصت و پتانسیل برای داستانگویی و فیلمسازی دارد، که متاسفانه انگیزه و تلاش برای پژوهش و واکاوی آن خیلی به چشم نمیآید. نکته مهم و کلیدی دیگر تاثیر نگاه و بینش دو روزنامهنگار و سینمایینویس در مقام پژوهشگر و کارگردان در تولید و اجرای این مستند است: علی سیفاللهی در کنار احسان عمادی دو تن از ژورنالیستهای حرفهای هستند که تاثیر نگاه چالشی و پرجزئیات و از طرفی تبدیل قصه مستند قتل رزمآرا به داستانی جذاب و دراماتیک محصول تلاش و بینش سینمایی و ژورنالیستی آنها بوده است.
مستند داستانی «رزمآرا؛ یک دوسیه مسکوت» برخلاف آثار اینچنینی که لحظات کسلکننده و طولانی زیادی دارد، تقریبا در سراسر فیلم تماشاگر را با خودش همراه میکند و بهاصطلاح هرگز از ریتم نمیافتد، چراکه برخلاف فیلمنامههای سینمایی متریال و دادههای مکتوب و شفاهی برای پیشبرد داستان بسیار زیاد است و توان فیلمساز و مهارت اوست که باید از میان این حجم از اطلاعات و اسناد، آنها را که به تم و مضمون اصلی داستانش مربوط و در مسیر استراتژی و پلن کلی فیلم است، در آن بگنجاند تا از زیادهگویی و پراکندهگویی پرهیز شود.
مسیر و پلن کلی روایی مستند «رزمآرا؛ یک دوسیه مسکوت» نیز از جمله نکات دارای اهمیت فیلم است که کاملا مشخص است با تفکر و اندیشه به آن، طراحی شده است. فیلم با معرفی شخص حاجعلی رزمآرا به عنوان شخصی نظامی و مستبد شروع میشود و پس از آن، با تغییر مسیری محسوس و فکرشده به سراغ وقایع و اتفاقات اواخر دهه ۳۰ شمسی میپردازد و ماجرای ملی شدن نفت را پیگیری میکند و پرداختی متفاوت و به دور از تعصب و غرضورزی به شخصیتهای تاریخی سیاسی معاصر ایران چون محمد مصدق، آیتالله کاشانی و نواب صفوی دارد و در انتها دوباره ترور رزمآرا و چالشهای پیرامونی در باب قاتل او را دنبال میکند. مسیر فیلم کاملا میتوانست مثل بخش اول فیلم جلو رود و فیلمی بیوگرافیک درباره زندگی شخصی و کاری نخستوزیر ایران باشد و داستان قتل او را همچون توضیحی عادی و تصویری بیان کند، ولی فیلمساز با تغییر مسیری آگاهانه، اطلاعات شخصی و خانوادگی رزمآرا را کوتاه میکند و بعد از توصیف کوتاهی از حال و روزگار آن زمان به سراغ داستان ترور نخستوزیر میرود و همه متهمان این رویداد را یک به یک بررسی میکند و ژانر فیلم را از بیوگرافیک بودن و سیاسی شدن، به جنایی و معمایی تغییر میدهد و با ایجاد همین تعلیق بر جذابیت مستند میافزاید.
یکی دیگر از دلایل توفیق مستند «رزمآرا؛ یک دوسیه مسکوت» نوع برخورد و اپروچی است که فیلمساز برای بیان داستانش برگزیده است. مستندهای اینچنینی که اغلب با بودجههای سازمانهای تعریفشده ساخته میشوند، فیلمهایی غرضورزانه و حتی مریضاند که هم تاریخ مصرف زیادی ندارند و هم مخاطب عام استقبال چندانی از آنها نمیکند و تنها با حمایت مادی و معنوی سازمان متبوع تا حدی دیده و تحلیل میشوند. مستند «رزمآرا؛ یک دوسیه مسکوت» ولی به دلیل همان بودجه کم و شخصی سرمایهگذاران و سازندگانش جهت سیاسی و حزبی خاصی نگرفته است و سعی کرده وقایع تاریخی را نه آنچنان غلیظ و احساسی و نه آنچنان تلخ و سیاه روایت کند، و تصویری که از حاجعلی رزمآرا ارائه میکند، نه تصویری سیاه و بیرحمانه و نه نمایشی مظلومانه و سادهلوحانه است، بلکه فیلمساز سعی کرده تصویری واقعی از رویدادها و خاکستری از اشخاص به مخاطب ارائه کرده و دریچه تحقیق و تفکر را برای ادامه پژوهش درباره تاریخ معاصر ایران و سردمداران آن باز کند، بهطوریکه تصویری که از شخص رزمآرا به مخاطب نمایش داده میشود، نزدیکترین و دراماتیکترین نمایشی است که میتوان از یک سیاستمدار نظامی ارائه کرد.
بحث امکانات و مسائل مادی نیز همچنان یکی از مهمترین مسائل پیرامونی است که حتی تاثیرش در سینما و مستندی چون «رزمآرا؛ یک دوسیه مسکوت» نیز بهخوبی قابل مشاهده است. نبود امکانات مالی و ریختوپاشهای مرسومی که برخی ارگانها برای نشان دادن تصویر دلخواهشان از سوژه مورد نظر ارائه میدهند، سبب شده یکی از حساسترین بخشهای مستند «رزمآرا؛ یک دوسیه مسکوت»، یعنی لحظه ترور نخستوزیر علی رزمآرا در مسجد به لحظهای عادی و مانند بقیه دقایق فیلم تبدیل شود؛ سکانسی جذاب و دیدنی که با بازسازی یا تمهیدات تصویری دیگر (به جز موشن گرافی موجود در مستند) میتوانست نقطه عطف مهمی در جریان فیلم باشد و امتیازی مهم و قابل توجه در مسیر فیلم لقب گیرد، که به دلیل کم بودن امکانات یا عدم مهارت فیلمساز در بازسازی و ایجاد فضای مسجد شاه بهکلی هدر رفته و یکی از نقاط ضعف فیلم را در همین بخش رقم زده است.
* نام فیلمی از لوییس بونوئل
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- خطر «اکنونگرایی» در مواجهه با تاریخ؛ گذشته را با معیار امروز قضاوت نکنیم
- دراماتیزه کردن تاریخ معاصر/ نگاهی به مستند «فرار از قصر»
- آغاز اکران یک مستند سیاسی در هنر و تجربه
- مهدی شامحمدی: اکران آنلاین تاثیری بر تعداد مخاطبان مستند نداشت/ مستند اجتماعی همیشه پر مخاطب است
- بازخوانی یک قتل از پیش طراحی شده/ نگاهی به مستند «ترور سرچشمه»
- گفت آن گلیم خویش بدر میبرد ز موج/ وین جهد میکند که بگیرد غریق را/ نگاهی به مستند «صبیه»
- آبشخورِ آهوانِ تشنه!/ نگاهی به مستند «مُغیسُف»
- نمایش ۶ فیلم مستند ایرانی در برنامه انجمن آسیایی نیویورک
- نگاهی به مستند «زیر این چتر باران میبارد»/ چیزی خزنده و مرموز راه پیدا کرده به دفتر مدیری مسئول
- «کاغذپارهها» از اول بهمن اکران عمومی میشود
- خبرهای تازه از «اکران حقیقت»/ نمایش چهار مستند در بهمن ماه
- صنوبرهایِ شیرین، در همنوازیِ عشق
- مستندهای بخش مسابقه اصلی «ایدفا» معرفی شد
- شهرت یا آرامش / مستند «مزرعه کلارکسون»؛ پیچوخمهای مزرعهداری
- یک هشدار زیبا / مستند «سالی که جهان تغییر کرد»؛ حال خوش طبیعت وقتی انسان در قرنطینه بود
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
- رمز و رازهای سر به مهر/ نگاهی به فیلم «گورکن»
آخرین ها
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است





