سینماسینما، محمدرضا امیراحمدی
سال هاست که از خارج به دیدن فیلم های جشنواره فیلم فجر می آیم، چه آن گاه که همه فیلم های ایرانی و خارجی، در یک قالب در آن به نمایش در می آمد و چه الآن که در دو زمان متفاوت شاهد این آثار هستم. اما همیشه برایم این نکته مورد پرسش است که کجای جهان، جشنواره فیلمی شبیه جشنواره فیلم فجر داریم؟ و معمولا در میان نام های آشنای جشنواره های جهانی، مشابهی نمی یابم. در بررسی خودم، چند نکته یافته ام.
جشنواره فجر، نمایش دهنده نخستین نوبت نمایش فیلم هاست، قبول. از این نظر، جشنواره های برلین، کن، لوکارنو، ونیز و … نیز چنین هستند. اما نوبت نمایش آثار فجر، در حوزه آثار داخلی است و جشنواره های دیگر، در حوزه بین المللی. نمی دانم در جشنواره های ملی کشورهای دیگر هم، نمایش اول دارند یا نمایش آخر!
جشنواره های جهانی عمدتا به نام شهر محل برگزاری هستند، حراره، دهلی نو، توکیو، کن، ونیز، لندن و …، تنها جشنواره هایی مانند ساندنس هستند که نام محل برپایی را ندارند. اسکار را هم نمی توان جشنواره به مدل مرسوم دانست اما این هم نام مکان ندارد. اما نام فجر، فراتر از رویدادهایی مرسوم است. «فجر» به رویداد انقلاب اسلامی ایران مرتبط است و طبیعتا، تداوم آن به این نام یعنی یک فعالیت بنیادین در حوزه سینمای ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. به سخن دیگر، این جشنواره، از سویی بیانگر مدیریت اداری و ساختاری سینمای ایران در سال گذشته و عرضه آثار تولیدی در این مدیریت برای سال آینده سینمای ایران و اکران عمومی به شمار می آید. این جشنواره، نوعی عملکرد است هم در بعد اداری و هم در بعد محتوایی.
از ویژگی های دیگر جشنواره فجر، به علت بومی بودن، این است که برای دیدن آثارش، یک کشور با همه تفکراتش، ورود می کنند. البته بحث بخش بین المللی آن را باید بعدا مطرح کرد. می بینیم که هر سال، چگونگی جدول سالن های آشکار و پنهانش، تعداد شهرها و استانها، دیده شدن آثار با نوسانات اداری و منطقه ای به تناوب و همین طور حضور هنرمندان در نقاط مختلف استانها، نوعی رویداد از نوع ناموسی(!) را برای همه درگیران جشنواره از مصوب کنندگان تا سازندگان و بینندگان ایجاد کرده است. همین که نام جشنواره فیلم فجر می آید، در همه افراد تخصصی و عام، شتابی برای رسیدن به آن رخ می دهد. به عبارتی یکی از فعال ترین عرصه های اندیشه ای ایران پس از انقلاب، جشنواره فجر است که حتی در تریبون افتتاح و اختتام یا در تریبون برخوردهای رسانه ای یا در تریبون تصاویر و سخنان قبل و بعد رویداد، از منتهای بی انصافی تا افراط در انصاف گرایی در آن دیده می شود و نسبت به همه رویدادهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و مدیریتی، از نسل پیش از انقلاب تا نسل بعد انقلاب، در آن صاحب سخن و حرف و تعبیر هستند و کسی مانعی برایشان قرار نمی دهد. این جشنواره شده است ظرف جوشان اندیشه هایی که در جغرافیایی ایران، بروز و جلوه دارند و فکر نکنم جشنواره ای در هیچ کجای جهان، این گونه باشد. در همان بحث ناموسی که نوشتم، این را هم بگویم که همه خود را اعم از اینکه همراهی بنیانی با حاکمیت داشته باشند یا نه، محق حضور و حتی دریافت تندیس آن می دانند. کجای جهان این گونه است؟
در جشنواره های جهانی رخ داده که عده ای وسط نمایش فیلم یا نشست خبری، جنجالی حاشیه ای ایجاد کنند، اما اینجا آنقدر نیروی رسانه ای دیده می شود با اذهانی انفرادی، چون بعضی پرسش ها به هویت ساختاری رسانه آن نمی خورد، که نیازمند هیچ هیجان جانبی نیست و حداکثر دیدگاه های خوشایند یا ناخوشایند، بیان می شود. مثلا جالب است که حتی از رسانه های دولتی یا وابسته به حاکمیت نسبت به سرمایه گذاری عنصری اداری از حاکمیت برای تولید فیلم، اعتراض می شود و این را در کمتر جشنواره جهان دیده ایم. البته این موارد و حتی اجازه دادن به بیان همه دیدگاه ها از هنرمند و رسانه ای تا شخصیت ها و مردمان عادی، نشان می دهد که خیلی دیدگاه باز در مدیریت جشنواره نسبت به این وجه جشنواره وجود دارد. بنابراین شنیدن سخنانی در این باره که بخش هایی از جشنواره مهندسی شده، حتی از زبان فیلمسازان گیرنده بودجه از سیستم های اداری حاکمیتی، نشان می دهد که کمتر دخالت سیستماتیک در اداره جشنواره وجود دارد.
بحث طولانی می شود، اما این را هم بنویسم که در کمتر جشنواره فیلمی در جهان، این حجم تقاضای دیدن فیلمها از سوی مردم وجود دارد. مدل پیش خرید بلیتها، مدل رزرو یک سالن برای قشر و اداره و صنف هنری خاص، مدل خرید گیشه ای آثار، از جمله مواردی است که کمتر جشنواره ای در جهان با آن برخورد دارد. همه صاحبان آثار و مدیران جشنواره و هنرمندان هم با این تقاضای مردمی با روی باز برخورد دارند و حتی به نظر من، اعتراض های موردی که نمایش فیلمها در جشنواره، باعث شکست تجاری آثار در زمان نمایش عمومی می شود، بیشتر برای فضاسازی رسانه ای است تا امر دیگری. می دانیم که فروش فیلمها در اکران عمومی، عوامل دیگری را برای برانگیزاندن تماشاگر عام لازم دارد و جشنواره از این نظر نمی تواند آسیب زننده باشد.
با این حال، برای ما که معمولا محیط زیست مان خارج از کشور است، حضور در ایران و در ایام جشنواره فجر، چه داخلی و چه خارجی، مایه شادمانی و سرخوشی است و سینمای مان برای امثال ما هم، افتخارانگیز است و آمدن هرساله به ایران برای دیدن این آثار و این حس و حال، همچنان ضروری می نماید.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- یا در اوج یا سوار بر موج/ بررسی حواشی نقدهای “روز صفر”
- قانون هست، اما نیست/ نگاهی به جایگاه قانون در فیلمهای جشنواره سیوهشتم فجر
- مروری بر سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر/ تنوع در ژانر؛ ضعف در فیلمنامه
- اسلوب غلط از درک واقعیت عاجز است/ درباره داوری فیلم
- نمایه/ جشنواره و حاشیه و دامها!
- نگاهی به بهترین های جشنواره/ پیروزی جوانها بر پیشکسوتها!
- من از «از دست دادن» میآیم وطنم/ نگاهی به فیلم «روز صفر»
- یورش سنگین برنامه هفت علیه جشنواره فیلم فجر + ویدئو
- آن سه کام حبس لعنتی/ نگاهی به فیلم سه کام حبس
- نگاهی به فیلم عنکبوت/ همه چیز در سطح
- گفتوگو با مجید مجیدی/ نباید فضا را خشن کنیم
- ای کاش قضاوتی در کار بود/ یادداشتی درباره «قصیده گاو سفید»
- گرمتر بتاب/ یادداشتی درباره «خورشید» مجید مجیدی
- چرا این همه خشم؟! به بهانه میزهای مستطیل شکل جشنواره فجر
- بیمها و امیدها
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»





