
فرزانه متین-فصل اول سریال تریلر جاسوسی با نام سازمان The Agency در ده اپیزود به تازه گی به اتمام رسید و تولید فصل دوم آن بلافاصله به صورت رسمی تایید شد.این سریال به کارگردانی جو رایت و تهیه کنندگی جرج کلونی محصول کمپانی پارامونت است که از شبکه شو تایم پخش می شد.فصل اول سازمان توانست بیش از ۵ میلیون بیننده جذب کند و تبدیل به پر بیننده ترین سریال سالهای اخیر این شبکه شود.این مجموعه تلویزیونی بازسازی سریال فرانسوی تحسین شده دفتر یا اداره به کارگردانی اریک لوشان بود که در فاصله ی سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ به نمایش در می آمد. سریال اداره The Bureau نگاهی جذاب و کمتر دیده شده به سرویس امنیت خارجی فرانسه موسوم به DGSE است. در سازمان بازیگران شاخصی مانند مایکل فاسبندر،جفری رایت،جودی ترنر.اسمیت و ریچارد گی یر به ایفای نقش پرداختند.این سریال بر خلاف سایر روایت های جاسوسی ،نه قهرمانی دارد نه ضد قهرمان .بلکه به روایت داستانی متفاوت از منظر روانشناختی افراددرون سازمان های جاسوسی می پردازد.
در سازمان،یک مامور ویژه سیا با نام براندون و نام رمز مارشن پس از گذراندن شش سال زندگی مخفیانه در یککشور آفریقایی به مقر اصلی سازمان سیا در لندن باز می گردد ودوباره باید زندگی قدیمی خود در سازمان در پیش گیرد. وی از همان ابتدای ورودش در درون یکسری موقعیت های استراتژیک قرار می گیرد و به ناچار مجبور به تصمیم گیری احساسی می شود.
سریال همزمان چندین روایت موازی برای مخاطب مطرح می کند از آنجا که باید این سریال را در دسته ی آثار استراتژیک و به شدت سیاسی طبقه بندی کرد از چند جهت قابل ملاحظه است از یک طرف کشمکش های سیاسی غرب(انگلیس و امریکا) و شرق(روسیه،چین،ایران و …)از طرفی دیگر رقابت های درونی میان سی آی ای و ام آی سیکس و از جهتی دیگر به هویت ،مشکلات روانی افراد سازمان،احساسات بیمارگونه و اثر هویت مخفی شغل شان بر خانواده می پردازد.این سریال جاسوسی به دلیل مانور دادن بر روی مسائل روانشناسی و روابط بین فردی در سازمان های اطلاعاتی نسبت به سایر سریال هایی با تم جاسوسی متمایز است.سازمان نشان می دهد یک جاسوس،ابر انسان با تصویری جذاب و کت و شلوار پوشیده،بدون نقص و رباتی هوشمند نیست بلکه او هم یک انسان معمولیست که با مشکلات شخصی و روانی خود دست وپنجه نرم می کند،آن ها هم دغدغه و چالش های ذهنی دارندو خطا می کنند.حتی در سریال در اپیزود دوم و با وارد شدن کاراکتر روانشناس از امریکا به لندن ،ارزیابی روانی افراد مشغول به کار را مورد بررسی قرار می دهد.سریال به خوبی نشان می دهد که این دسته از افراد باید قید روابط سالم انسانی را بزنند در نهایت در پیله تنهایی خود زندگی کنند.حتی نماهای بسته و سکوتی که در برخی از سکانس ها حاکم است تاکید بسزایی بر روی انزوا دارد.همچنین عشق ،دوست داشتن و دلدادگی از دیگر موتیف های این سریال است که یک انسان هر چقدر هم ماشینی کار کند در یک جا،دلش گیر می کند و عاشق می شودو چه بسا احساساتش را فدای وظیفه و مسئولیتش می کند.
سازمان در کل داستانی پیچیده و چند لایه دارد و از این رو در برخی از مواقع ،فیلم ،انسجام خود را از دست می دهد و یک نوع آشفتگی و گیجی در آن دیده می شود از طرفی دیگر فیلم هایی با تمجاسوسی از اساس روندی سریع دارند اما ریتم این سریال کند و خسته کننده است مخصوصا در اپیزود اول ،کندی ِداستان چشمگیرست.در سریال سازمان،شخصیت پردازی ها به خوبی شکل گرفته است و هر کاراکتری که وارد داستان می شود ابتدا برای بیننده موشکافی می شوند تا جایی که پیگیر سرنوشت شان هستند البته نباید از تیم بازیگری در جذابیت نقش ها غافل شد.کارگردان از کسانی که در این مجموعه بازی گرفته که هرکدامشان می توانند به تنهایی سطح سریال را چند پله بالاتر ببرند.مایکل فاسبندر در نقش مارشن به خوبی از پس یکمامور سیا که درگیری های ذهنی او را مغشوش کرده،بر آمده است حتی در سکانس هایی که حضور ندارد ،مخاطب بی حوصله می شود.این بازیگر ایرلندی در هر اثری که بازی کرده،خوش درخشیده است.سازمان از سریال های دیالوگ محور است ودیالوگ ها همگی به جا ،به اندازه و در خدمت مضمون فیلم است .یکی دیگر از جنبه هایی که باعث شده سریال برای بیننده ملموس شود استفاده از لوکشین های واقعی در سراسر جهانست که به بهترین شکل در سریال گنجانده شده است.نورپردازی ،طراحی بصری فوق العاده و فیلمبرداری کمک بسیاری به سطح سریال کرده است.اما یکی از مواردی که به شدت تو ذوق می زند ،سفارشی بودن سریال است و البته مهم تر از آن نمایش دخالت های خرابکارانه ی امریکا در سرتاسر جهان است. سریال با اینکه از رنگ و لعاب هالیوودی فاصله گرفته اما در خدمت ایدولوژی گردانندگان هالیوود است و در اینجاست که سریالی با چنین کیفیت ،لنگ می زند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- «مو به مو»؛ پرویز شهبازی و خلق جهانی متفاوت در نمایش خانگی
- افسانهای در حبس؛ سرنوشت «چریکه تارا»
- «چیزهایی که میکُشی»؛ پدرسالاری، سکوت و خشونت
- خوانشی از نخستین فیلم ناصر تقوایی/ در ستایش سکوت و انزوا
- «زعفرانیه ۱۴ تیر»؛ یک روزِ پرتنش در شمال تهران
- «مرجان»؛ فیلمی آبرومند درباره قتلهای ناموسی
- نگاهی به «پیرپسر» و تطابق آن با جهان سینمای کیارستمی/ اول به پیرامون، بعد به دوردستها
- سریال «متل جهنمی» یا نمایش اینفلوئنسرهای وحشت
- «شغال»؛ دری به سوی فرهنگسازی
- بازنمایی جامعه مردسالار در «پیر پسر» و «زن و بچه»
- فصل دوم «نه غریبه کامل»؛ قصهای که شکل نگرفت
- آقای فراستی! نقد کردن آداب دارد
- نگاهی به سریال«بازی مرکب»؛ تراژدی انسانها تحت سیستمهای بیرحم
- نگاهی به فیلم «نارنگیها»/ زندگی در دستان جنگ
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





