سینماسینما، نوید جعفری
احمد سومین فیلم امیر عباس ربیعی است که در جشنواره امسال حضور دارد، فیلمی که به شهید احمد کاظمی میپردازد و ۱۸ ساعت ابتدایی پس از زلزله بم و تخلیه بیماران و مصدومان در فرودگاه را به عنوان داستان اصلی انتخاب کرده است.
فیلمهای شخصیت محور و بیوگرافی همواره مورد توجه سینماست چرا که درام اصلی در مواجهه شخصیت و بحران شکل میگیرد.
احمد سوژهای عالی در اختیار دارد اما با تمام امکانات موجود و آن پروداکشن عظیم به واسطه ناتوانی در ارائه داستان نه داستان شهید احمد کاظمی است و نه زلزله بم.
فیلم جایی در میانه ایستاده است و انبوه داستانکهای موازی که هیچ کمکی به روایت داستانی و همراهی و همذات پنداری مخاطب نمیکند.
نیمه آغازین فیلم حدوداً ۳۰ تا ۴۰ دقیقه اول فیلم موقعیت و فضای پس از زلزله را به واسطه طراحی کارگردانی، فیلمبرداری و فضاسازی را به خوبی تصویر و به مخاطب ارائه کرده است.
مخاطب در دل بحران قرار میگیرد و با یادآوری اتفاقات پس از زلزله بم درگیر داستان میشود اما هر چه داستان پیش میرود خلأ شخصیتپردازی و گره افکنی و کشش در فیلمنامه باعث میشود مخاطب تنها نظارهگر داستانکهایی باشد که بود و نبودشان چندان تأثیری در تمامیت فیلم ندارد.
از سوی دیگر یکسویه نگری و در مقابل هم قرار دادن فعالیت احمد کاظمی در آن فضای بحرانزده در مقابل دولت وقت منجر به شعارزدگیهای سطحی میشود تا جایی که مخاطبی که آن سال و واقعه را در ذهن دارد وادار به پرسش کند که چرا فیلم اینقدر تلاش دارد نقش ستاد بحران، دولت و سایر نیروهای درگیر در شرایط بحرانی پس از زلزله بم را کمرنگ کند و یا حتی نادیده بگیرد؟
در حالی که تمرکز بر حضور شهید احمد کاظمی تا تخلیه مجروحان و مصدومان از فرودگاه در کوتاهترین زمان ممکن به تنهایی میتوانست شخصیت و مدیریت او در کنار فعالیت سایر بخشها را به خوبی نمایان سازد و اتفاقاً شخصیتی ملموستر و باورپذیر از او نشان دهد.
حتی این نکته کلیدی که طبق آمار مستند در آن زمان هر ۱۳ دقیقه یک هواپیما و یک هلیکوپتر از فرودگاه بم پرواز میکند و نهایتاً بیش از ۳۰ هزار مجروح و مصدوم را نجات میدهد که باید اصلیترین هدف فیلمنامه برای معرفی عملکرد شهید احمد کاظمی در فرودگاه بم باشد نیز به واسطه آشفتگی فیلمنامه به مخاطب انتقال داده نمیشود.
دلیل اصلی را باید در فیلمنامه کم جانی جستجو کرد که به جای گسترشایده اصلی و تمرکز بر شخصی پردازی شخصیت محوری، تلاش دارد با قهرمان پروری نمایشی، یکسویه نگری و یا در مقابل هم قرار دادن دو تفکر یکی مسئول جانباز هلال احمر و دیگری مشاور شهید کاظمی فضایی تضادگونه بیافریند در حالی که از اساس داستان قرار است متکی بر چیز دیگری باشد.
آنهم در مورد حادثه تلخی که میدانیم باعث شد نه تنها تمام مردم و دستگاههای کشور برای آن بسیج شوند بلکه حتی سایر کشورها هم وارد ماجرا شوند تا با ارسال کمک و نیروی متخصص به یاری مجروحان بیایند و از تلفات بیشتر انسانی جلوگیری کنند.
فیلم دقیقاً از همین نقطه ضربه میخورد، اینکه تکلیفش مشخص نیست، نه متکی به پژوهش و آمار واقعی است نه تلاش کرده نگاهی جامع به موضوع و شخصیت داشته باشد، آنقدر اطلاعات بیدلیل و داستانکهای موازی به داستان اضافه میشود که علاوه بر بالا بردن زمان فیلم، باعث ملال مخاطب و گم شدن خط سیر اصلی داستان میشود.
فراموش نکنیم در ساختار سینمای دفاع مقدس و شخصیت محور در طی این سالها شاهد آثاری شاخص و ماندگار همانند موقعیت مهدی (در مورد شهیدان باکری)، ایستاده در غبار (روایت زندگی شهید متوسلیان) منصور (روایت زندگی منصور ستاری )و حتی غریب (روایت شهید بروجردی) بودهایم که فیلم آخر اگر چه به قدرت دو فیلم قبلی ساخته نشده است اما از حیث پرداخت شخصیت و روایت داستانی توانسته بودند ارتباطی مؤثر با مخاطب برقرار کنند.
بی شک کسی منکر زحمات گروه سازنده این فیلم نیست، مدیریت انبوهی هنرور و در اختیار گرفتن امکانات عظیمی چون انواع هواپیما و هلیکوپتر و طراحی صحنه و لباس و فضاسازی حادثه تلخ زلزله بم که بیش از دو دهه از آن میگذرد کاری بزرگ و دشوار بوده است که در فیلم احمد به خوبی به آن پرداخته شده است اما نتوانسته بهرهای از اینهمه تلاش در ارتباط با مخاطب ببرد.
ضعف ساختاری فیلمنامه که از نبود ریتم و شخصیت پردازی اصولی رنج میبرد باعث شده که فیلم در سطح باقی بماند و حتی بازی بازیگران هم نتواند چندان به شکوفایی برسد.
بازی بازیگران هم به دلیل ضعف روایت و دیالوگ پردازی در سطح باقی میماند و مخاطب چندان با آنها همراه نمیشود.
شخصیت اصلی احمد کاظمی است، اما مروری بر زندگی و فعالیت این شهید نشان میدهد در فیلم احمد تنها با نامی از شخصیت روبرو هستیم، در مقابل شخصیتهای مکمل بیشتر از آنکه به شکوفایی و فهم نقش او منتهی شوند در سطح درگیری برای تقابل دو نوع نگاه باقی میماند.
شخصیتهای فرعی دیگر داستان هم تک بعدیاند و باورپذیر نیستند.
خانم دکتری که خانوادهاش در شهر رها شده و در حال رسیدگی به مصدومان است، مسئول هلال احمر که شیفته شهید کاظمی است و تنها او را به رسمیت میشناسد تا جایی که حتی آموزش و وظایفش را هم فراموش میکند، مشاور و نماینده دولتی که همراه شهید کاظمی است و تنها قرار است مکرراً از تخصص و برنامهریزی سخن بگوید و دقیقاً از همان ابتدای فیلم مشخص است قرار است در پایان متحول شود و بفهمد همه چیز علم و تخصص نیست و….
در کنار اینها چندین و چند کودک و زن و مجروح و طلبه جوانی که حضورشان قرار است جنبههای تراژیک و احساسی درام را تقویت کند اما چون پرداخت مناسبی ندارند عملاً کمکی به روایت داستان نمیکنند.
در نهایت «احمد» تأییدی بر ضعف فیلمنامه در سینمای ایران است، اینکه چگونه یک سوژه عالی که میتوانست به فیلمی تأثیرگذار، پرکشش بدل شود تا در دل بحرانی واقعی که مخاطب آن را تجربه کرده و به خاطر دارد، نمود شخصیتی شهید کاظمی را به مخاطب معرفی کند، بدل به فیلمی میشود که فیلمنامهاش ظرفیت بیش از ۱۲۰ دقیقه روایت را ندارد و نمیتواند مخاطب را با خود همراه کند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- وقتی کابوس از ازل با بشر زاده شد/ نگاهی به فیلم «سمره»
- نمایشی از بطالت/ نگاهی به فیلم «پلان ۷۵»
- یک مواجههی ناخوشایند/ نگاهی به فیلم «پس از ورود»
- جشنواره فیلم فجر و چند پرسش به جا مانده!
- تضاد معنایی و ساختاری/ نگاهی به فیلم «آغوش باز»
- پر زرق و برق/ نگاهی به فیلم «آغوش باز»
- یک فانتزی دوست داشتنی/ نگاهی به فیلم «صبحانه با زرافهها»
- بانویی به نام پروین/ نگاهی به فیلم «پروین»
- عاشقانههای یک سرباز که اَلکن ماند!/ نگاهی به فیلم «ظاهر»
- معرفی برگزیدگان جشنواره فیلم فجر ۴۲؛ سیمرغ کارگردانی را به افخمی دادند/ «مجنون» بهترین فیلم شد
- الگوی ضعیف/ نگاهی به فیلم «شهسوار»
- فیلم سروش صحت بدون حتی یک نامزدی/ کاندیداتوری جشنواره فیلم فجر در قبضه ارگانیها
- هوشمندی در آفرینش موقعیتهای کمیک/ نگاهی به فیلم «تمساح خونی»
- برای خاطره سینما/ روایت شیراز و جشنواره فیلم فجر
- صبحانه لذیذ/ نگاهی به فیلم «صبحانه با زرافهها»
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش و بررسی «جیببر» در سینماتوگراف اهواز؛ رستگاری یک دزد!
- درنگی در فرم، فرهنگ و زیباییشناسیِ سینمای ایرانی/ در باغِ شیداییِ علی حاتمی
- جشنواره لوکارنو ۲۰۲۶ در ایستگاه پایانی؛ پلنگ طلایی به فیلم فلورین شربان رسید
- دفاع امیریوسفی از سینمای زیرزمینی/ پاسخ نایب رییس خانه سینما به مدیرعامل
- «رُز» نماینده اتریش در اسکار شد
- مارک رایدل درگذشت
- بدرقه پهلوان آواز ایران به خانه ابدی؛ «ایرج» عاشق ایران بود
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نود و نهمین دوره جوایز اسکار؛ پنج کشور نمایندگان خود را به آکادمی معرفی کردند
- ایرج درگذشت
- برای شرکت در پنجاه و یکمین جشنواره تورنتو؛ «یک روز شیرین» راهی کانادا شد
- جادوی تدوین در «اودیسه» نولان
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم





